تحلیلی بر ساختارهای توسعه یافتگی در بانه؛ مطالبات و راهبردها

وقتی صحبت از بحث توسعه یافتگی در کشور میشود ناخودآگاه یاد شکاف و نابرابری گسترده ای می افتیم که بین استانهای مختلف وجود دارد و از آن مهمتر شکافی که گاها بین شهرستانهای یک استان وجود دارد در مواردی آنچنان ملموس است که نیازی به تحقیقات گسترده علمی جهت ارزیابی تطبیقی وضع موجود شاخصهای توسعه ندارد. حال اگر این محرومیت مربوط به قلمرویی از فضای سرزمینی کشور باشد که از ظرفیتها و پتانسیلهای گوناگونی برخوردار بوده است این مسئله نمود بیشتری می یابد.
بانه از جمله شهرستانهای استان کردستان بشمار میرود که علی رغم توانهای محیطی بالایی که دارد در اکثر شاخصها ی توسعه یافتگی در رده های پایین هم در سطح استان و هم نسبت به میانگین کشور قرار دارد.این شهرستان با 120 کیلومتر مرز جغرافیایی با اقلیم کردستان در عراق بعنوان گلوگاه حیاتی و دروازه ورودی کالاهای خارجی در دو دهه اخیر به یکی از قطبهای اقتصادی منطقه تبدیل شده است بطوریکه حوذه نفوذ تجاری آن کل کشور را در بر می گیرد و سالیانه بیش از سه میلیون و پانصد هزار گردشگر جهت خرید و بازدید به این شهرستان مراجعه میکنند. اما علی رغم اینکه رونق فهالیتهای تجاری بایستی بعنوان یک فرصت در نظر گرفته می شد متاسفانه عدم پایداری در نظام اقتصادی منطقه و ضعف در بخش صنعت، شهرستان را به سمت اقتصاد دلالی و واسطه گری سوق داده که سود اصلی آن عاید صاحبان صنایع خارج از شهرستان و عمدتا در کشورهای وارد کننده و یا شهرهای صنعتی خارج از استان کردستان می گردد. این درحالیست که موضوع حمایت از تولید و تولید‌کننده‌ها در ابتدای کار دولت یازدهم مطرح شد ولی تاکنون دولت در این زمینه در شهرستان بانه اقدامی نکرده است. پروژه شهرک صنعتی شهرستان که در دولت قبلی تصویب شده بود کماکان روی کاغذ مانده است. از طرف دیگر عدم قانونمند بودن قسمت عمده ای از مبادلات تجاری منطقه و قاچاق کالا در موارد متعددی موجب صدمات مالی و جانی به عده ای از اهالی منطقه بویژه کولبرانی شده است که به ناچار از این طریق امرار معاش می نمایند.

این در شرایطی است که شهرستان بانه به لحاظ جغرافیایی، استراتژیکی ، سیاسی، امنیتی ، انسانی، تجاری و اقتصادی از موقعیت خوبی برای تبدیل شدن به مطقه ویژه اقتصادی و منطقه آزاد تجاری برخوردار بوده و لذا اجرایی و عملیاتی کردن این امر که میتواند بعنوان نقطه اتصال اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی نقش موثری در توسعه منطقه و حتی کشور داشته باشد یکی از مطالبات جدی مردم به شمار می رود و به همین دلیل دولت تدبیر و امید نیز باید در راستای توجه به مطالبات مردم از یک سو و همچنین کمک به توسعه استان محروم کردستان از سوی دیگر به این مهم توجه کند.

در زمینه صنعت توریسم به گفته یکی از اساتید برجسته دانشگاه ،جاذبه های اکوتوریستی استان کردستان به تنهایی به اندازه کشور سوئیس است کشوری که پرجاذبه ترین فضاهای طبیعی برای ارتقای صنعت توریسم در جهان را داراست.در این میان شهرستان بانه با داشتن طبیعتی بکر به همراه کوهستانها و جنگلها،رودخانه ها،چشمه ها،غارها ،دشتها و دره های سرسبز، جانداران مختلف روستاهای دیدنی و اقلیم مناسب و بارندگی زیاد و همچنین پدیده های ژئومورفولوژیکی و زمین شناختی فراوان، از جایگاه ویژه ایی جهت رونق این صنعت در منطقه برخوردار می باشد.همچنین بانه ظرفیتهای بالایی در زمینه توریسم فرهنگی دارد که شامل آداب و رسوم،زبان،لباس و غذاهای محلی،رقص کردی،صنایع دستی،جشنواره های فرهنگی و هنری،نمایشگاهها و...می باشد.اما متاسفانه این بخش هم از طرف مسئولین و برنامه ریزان مورد غفلت واقع شده است.انتظار میرود که طرح جامع گردشگری شهرستان بانه بزودی تهیه و زیرساختهای توسعه صنعت گردشگری هم بعنوان یک بخش پیشرو در اقتصاد منطقه مهیا شود.

از جمله مهمترین مسائل و چالشهای شهرستان بانه در حوزه سلامت می باشد.در این زمینه بیشترین کمبودها در حوزه درمان مشاهده میشود که شامل کمبود نیروی انسانی متخصص و تجهیزات پزشکی بخصوص در زمینه سونوگرافی و آی سی یو و سی سی یو و بخش دیالیز می باشد که انتظار می رود مسئولین مربوطه گامهای جدی را در جهت فراهم نمودن امکانات پزشکی و نیروی انسانی در داخل شهرستان بردارند تا مردم با مشقت فراوان ناچار به مراجعه به مراکز درمانی خارج از شهرستان نشوند.همچنین اتمام پروژه بیمارستان نیمه کاره بانه توسط اداره راه و شهرسازی استان یکی از مطالبات برحق مردم است که علی رغم پیش بینی های صورت گرفته هنوز این پروژه به بهره برداری نرسیده است.

در بخش زیست محیطی، شهرستان بانه با مسائل گوناگونی همچون آتش سوزیها، گرد و غبار، تخریب اراضی کشاورزی و مراتع و جنگلها،شکار غیرقانونی حیوانات، مسئله دفن غیراصولی پسماندها و... مواجه می باشد.آتش سوزیها در فصل گرم سال از مهمترین معضلات زیست محیطی شهرستان بشمار می رود بطوریکه بر اساس آمارها تنها در دو ماه اخیر بیش از 90 مورد آتش سوزی در شهرستان گزارش شده است. حفظ محیط زیست منطقه و جلوگیری از تخریب روزافزون آن بایستی بعنوان یکی از مطالبات اساسی مردم در اولویت برنامه ریزیهای دولت قرار گیرد.

شهرستان بانه با داشتن حدود 200 روستای دارای سکنه که 30 درصد جمعیت شهرستان را شامل میشوند با مسائل عمده ای در زمینه کشاورزی و دامداری و همچنین کمبود امکانات و خدمات مورد نیاز روبرو هستند.کم آبی و گاها سرمازدگی محصولات کشاورزان را با مشکلات زیادی روبرو می گرداند. بیمه محصولات کشاورزی و تامین آب مورد نیاز روستائیان و همچنین حمایت بیشتر دولت در راستای توسعه امکانات آموزشی،بهداشتی،حمل و نقل جاده ای و تاسیسات برق و گاز و تلفن و..از جمله انتظارات روستائیان می باشد.تهیه طرحهای هادی روستائی در روستاهای بزرگ و روستاهایی که دارای شرایط مرکزی و یا ویژه ای هستند بایستی در اولویت برنامه ریزی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی کردستان قرار گیرند.

در بخش عمران و زیرساختها میتوان به عدم توسعه راهها و شبکه حمل و نقل شهرستان اشاره نمود.به گفته مقامات محلی مسیر ارتباطی بانه-سقز بواسطه تردد حجم وسیعی از مسافرین در سالهای اخیر و کوهستانی بودن آن بیشترین تلفات جاده ای استان را داشته است.سایر محورهای مواصلاتی شهرستان هم با مشکلات عمده ای مواجه هستند. ساماندهی و ایمن سازی راههای ارتباطی شهرستان از انتظارات برحق مردم منطقه است.

در سالهای اخیر معضل کم آبی در شهرستان بانه نمود بیشتری یافته است.با کاهش نزولات آسمانی و عدم مدیریت صحیح منابع آبی و از همه مهمتر ورود خیل عظیمی از مسافران به شهرستان به نیازهای آبی منطقه افزوده شده است.بهره برداری هر چه سریعتر سد عباس آباد و احداث تصفیه خانه آن (که بایستی دو سال پیش صورت می گرفت) مشکلات تامین آب شرب مورد نیاز مردم را تا حدود زیادی رفع خواهد نمود.

کمبود فضاهای آموزشی مناسب در سطوح مختلف تحصیلی(از سطح ابتدایی تا آموزش عالی) ،عدم وجود مراکز فرهنگی همچون سینما،موزه و ضعف فعالیتهای رسانه ای اعم از رادیو و تلویزیون و نشریات از نیازهای اساسی شهرستان است.از آنجاییکه این شهرستان از ظرفیتهای بالقوه زیادی در حوزه فرهنگ وادب و هنر برخوردار است احداث مراکز فرهنگی و هنری و ایجاد فضایی امن برای انجام فعالیتهای مدنی و اجتماعی از مطالبات معوقه مردم منطقه است.

در حوزه مسائل اجتماعی مهاجرت پذیری بالای شهر بانه از نقاط روستایی شهرستان و سایر مناطق استان و حتی خارج از استان پیامدها و عواقب اجتماعی زیادی را از گرانی اجاره مسکن گرفته تا ناهنجاریهای اجتماعی همچون تضاد فرهنگی،جدایی گزینی اکولوژیکی و اختلاف طبقاتی،جرم و جنایت، قتل و اعتیاد به همراه داشته است.عدم بکارگیری فارغ التحصیلان بومی در مراکز اداری،بالا رفتن آمار طلاق،افزایش پرونده های مربوط به تخلفات تجاری و مالی از دیگرمعضلات اجتماعی و قضایی موجود در بانه هستند که عزم راسخ مسئولین مربوطه را جهت ساماندهی نظام اجتماعی منطقه می طلبد.

با توجه به اینکه ما در عصر ارتباطات و فن آوری اطلاعات به سر می بریم لزوم توجه به حوزه فناوری و ارتباطات جزو خواسته های عمومی محسوب می شود. بالا بودن هزینه ها ،اختلالات در شبکه تلفن همراه و اینترنت و نصب دکل ها و آنتن های مخابراتی در محلات مسکونی و تبعات بهداشتی آن مهمترین مشکلات در این زمینه در شهرستان بانه هستند که بایستی مورد عنایت نهادها و سازمانهای مربوطه قرار گیرند.

یکی از نیازهای اساسی هر خانوار ایرانی تامین مسکن مناسب است که دولت بر اساس قانون بایستی مسکن خانوارهای کم درآمد را تامین کند. در بانه حدود 30 درصد خانوارها مستاجر هستند. رشد قیمتها در بخش زمین و مسکن و همچنین اجاره واحدهای تجاری در اثر غفلت و عدم نظارت دقیق مسئولین ،سرسام آور و بحرانی می باشد. تکمیل و واگذاری پروژه های مسکن مهر که بایستی تا پایان سال 92 تحویل داده میشدند در کوتاه مدت میتواند نیازهای سکونتی تعدادی از خانوارها را تامین نماید.
در حوزه مسائل شهری اسکان غیررسمی و ساخت و سازهای غیرمجاز وعدم بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده شهری با توجه به قرار گیری شهرستان در پهنه با خطر پذیری بالای زلزله(بر اساس محاسبات نگارنده احتمال وقوع زلزله به بزرگی 7.1 ریشتر در شهرستان وجود دارد) چالشی بزرگ محسوب می شود.مشکلات مربوط به پسماندها و زباله های شهری،نارسایی شبکه حمل و نقل و معابر شهری و پارکینگ عمومی،پایین بودن سرانه کاربریهای تفریحی،ورزشی،گردشگری و فضای سبز از جمله چالشهای موجود در شهر بانه هستند.بر اساس آمارهای رسمی بیش از 15000نفر از جمعیت 90000 نفری شهر بانه در محلات فرودست و مسئله دار زندگی میکنند که با مشکلات بزرگی همچون عدم دسترسی به آب، برق، گاز، تلفن و سایر خدمات رفاهی دست و پنجه نرم می کنند.تهیه طرح توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی و تصویب نقشه طرح تفصیلی بازنگری شده توسط اداره کل راه و شهرسازی استان ضرورتی اجتناب ناپذیر است که بایستی هر چه زودتر صورت پذیرد.
در پایان ذکر این نکته مهم ضروریست که فرآیند توسعه متوازن منطقه ای و پیشبرد راهبردهای مطرح شده تنها در صورتی عملی خواهد شد که مدیرانی خبره و نخبه با تاکید بر نیروها و نخبگان محلی در مراکز تصمیم سازی و اجرایی شهرستان بکار گرفته شوند امری که تا به امروز بر خلاف شعارها و بیانیه های انتخاباتی دولت تدبیر و امید در کردستان محقق نشده است.

 

مقایسه نابرابری توسعه‌ی استان کردستان با سایر استان‌های ایران

چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه نابرابری ‌توسعه در بین استان کردستان و سایر استان‌های ایران طی دو دوره آماری 1375 و 1385 انجام گرفته است.روش پژوهش «توصیفی- تحلیلی» است. برای سنجش نابرابری توسعه از 25 شاخص ‌مختلف جمعیتی، بهداشتی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی که داده های آنها از منابع مکتوب و اسناد منتشر شده توسط سازمانهای رسمی اقتصادی- اجتماعی (مرکزآمار ایران، معاونت برنامه ریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری)وپژوهشهای موردی انجام شده جمع‌آوری استفاده‌ شده ‌است.
داده‌های مورد نیاز از طریق سالنامه‌های مرکز آمار ایران در سالهای 1375 و 1385جمع‌آوری شده و با استفاده از، روش تحلیل عاملی در نرم‌افزارspss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس جمع نمرات عاملی را محاسبه و میانگین آن‌ها را به عنوان معیاری برای سطح توسعه یافتگی استان‌‌ها درنظرگرفته و براساس آن رتبه‌بندی استان‌‌ها محاسبه شد و جمع نمرات عاملی استان کردستان را با میانگین جمع نمرات عاملی کل استان‌ها محاسبه و تفاوت آن‌ها و میزان نابرابری توسعه بین آن‌ها به دست آمده است. جایگاه استان کردستان و سایر استان‌ها به وسیله نرم‌افزار GIS9.3 در سازمان فضایی ایران ترسیم شده است. نتایج پژهش حکایت از وجود نابرابری بین استان کردستان با میانگین کشوری در ابعاد و شاخص های جمعیتی، بهداشتی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی دارد که در سال‌های 1375، 1385به ترتیب به میزان 66/2 ،92/2 نابرابری و شکاف سطح توسعه بین این استان و میانگین کشور وجود داشته است.
کلیدواژگان
توسعه؛ نابرابری توسعه؛ استان‌های ایران؛ استان کردستان؛ تحلیل عاملی

اصل مقاله

مدل سازي مکان يابي پارکينگ هاي طبقاتي با استفاده از روش AHP و شاخص همپوشاني وزني در محيط GIS (مطالعه

چکیده: 

امروزه با افزايش رشد جمعيت و مهاجرپذيري شهرهاي بزرگ، کمبود فضاهاي پارکينگ عمومي در آن ها محرز مي باشد. وجود فضاهاي پارکينگ عمومي در شهرهاي در حال توسعه يکي از مباحث مهم در سيستم حمل و نقل شهري است. شهر اردبيل به عنوان يکي از مراکز استان هاي جديد التاسيس کشور به دليل محروميت و عدم برخورداري از زيرساخت هاي لازم در حوزه حمل و نقل به تناسب افزايش تعداد خودروها و برخورداري از خيابان هاي کم عرض (که به گفته برخي 60 سال پيش براي عبور درشکه ايجاد شده)، شايد اولين شهر کشور باشد که با وجود اين که هنوز به کلان شهر تبديل نشده، اما به لحاظ ترافيک گوي سبقت را از تمام کلان شهرها ربوده است. اين شهر که از بافت قديمي و فرسوده برخوردار است عمدتا فاقد نقشه هاي اصولي يا فضاهاي لازم براي تردد وسايل نقليه به خصوص در ساعات پر ترافيک است و اين عوامل در کنار توريستي بودن شهر اردبيل لزوم احداث پارکينگ ها را در جهت حذف ترافيک درون - شهري ايجاب مي نمايد. لذا در پژوهش حاضر جهت جلوگيري از حجم ترافيک درون شهري با بهره گيري از روش هاي تحليل سلسله مراتبي (AHP) و شاخص همپوشاني وزني اقدام به مکان يابي احداث پارکينگ در منطقه 2 شهر اردبيل گرديد. با بررسي هاي انجام گرفته در زمينه لايه خروجي در روش AHP و شاخص همپوشاني، شاهد کارايي هرچه بيش تر روش سلسله مراتبي (AHP) هستيم. زيرا که با توجه به انعطاف پذيري که در اين روش وجود دارد، مي توان به توليد نقشه هاي با ريسک کم تا بسيار زياد اقدام کرد در حالي که در روش شاخص همپوشاني وزني تنها مي توان لايه را در 3 يا 4 طبقه نامناسب تا مناسب تقسيم کرد. لايه خروجي حاصل از اين روش با لايه توليدي روش AHP با ريسک متوسط مطابقت دارد. بيش تر مکان هاي انتخابي جهت احداث پارکينگ در هر دو روش در زمين هاي باير، قرار دارند.

 
كليد واژه: مکان يابي، ترافيک درون شهري، پارکينگ، GIS، شهر اردبيل

دانلود اصل مقاله

بررسی الگوهای توزیع و پراکنش فضایی پارکهای درون شهری (مطالعه موردی مناطق شهرداری ارومیه)

چکیده

با ورود جهان به هزاره سوم و پیشی گرفتن نسبت جمعیت شهرنشین در اکثر کشورها و اثرات تخریبی این پدیده از بعد زیست محیطی و همچنین نیاز بیشتر شهروندان به دسترسی به فضاهای شهری،ضرورت توجه بیشتر به توسعه فضاهای سبز شهری و تخصیص عادلانه و اصولی این منابع و خدمات شهری بر حسب نیازهای جامعه شهری در اولویت سیاستگذاری ها واهداف برنامه ریزان و مدیران شهری قرار گرفت.این تحقیق با هدف بررسی و ارزیابی كاربري هاي فضاي سبز و پارك هاي درون شهری ارومیه تدوین شده است. در این تحقیق که بصورت تحلیلی-توصیفی می باشد با تکیه بر طرحهای توسعه شهری و با استفاده از روشهای آماری و مدلهای کاربردی همچون مدلهای ویلیامسون و همچنین تحلیلهای مکانی از طریق بکارگیری  نرم افزار Arc View ، چگونگی و میزان تمرکز فضایی کاربریهای فضای سبز شهری و پارکها  مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج تحلیلهای بافرینگ در محیط  GIS ، شهر ارومیه به لحاظ دسترسی به پارکها در برخی سطوح (محله ای و شهری)از وضعیت مناسبی برخوردار می باشد ولی شعاع عملکرد پارکهای کودک و پارکهای شهری حاکی از عدم دسترسی قسمتهای عمده ای از ساکنین سکونتگاههای شهری به این خدمات دارد.علاوه براين، نتايج حاصل از شاخص ویلیامسون ،ضریب اختلاف بین مناطق مختلف شهر ارومیه 1.26می باشد که بيانگر توزیع ناعادلانه فضاهای سبز شهری در برخی از مناطق شهر است.همچنین بر اساس بررسی ها  و مقایسه استانداردهای فضاهای سبز شهری با نرمهای رایج در کشور  نشان می دهد که فضای سبز شهر با سرانه ای در حدود 3.51 متر با استاندارد رایج که  12-7 متر می باشد  فاصله زیادی داشته حاکی از  کمبودهایی در زمینه دسترسی به فضاهای سبز شهری در ارومیه است.

كليد واژه ها : پاركهای شهری، استاندارد شهري، شاخص ويليامسون، شعاع عملكرد، شهر اروميه

شهر ارومیه

اصل مقاله

تحلیلی بر ساختار اقتصادی-کالبدی اسکان غیررسمی در شهر بناب(نمونه موردی:دیزج شمالی)

یکی از مسائل مهم در شهرهای امروزی مسئله اسکان غیررسمی است.این پدیده تحت تاثیر روابط نابرابر سیاسی-اقتصادی در سطح جهانی،ضعف برنامه های ملی در سطح میانی و برنامه ریزی شهری در سطح خرد شکل گرفته است.مقاله حاضر در پی بررسی،شناخت و تحلیل ساختار اقتصادی و کالبدی –فضایی اسکان غیررسمی در شهر بناب می باشد.روش تحقیق از نوع (survey) بوده ولی در عین حال از روش کتابخانه ای (اسنادی)نیز بهره گرفته شده است؛نوع تحقیق بر اساس هدف پژوهش کاربردی و بر اساس ماهیت پژوهش توصیفی-تحلیلی است.شیوه نمونه گیری احتمالی ساده بوده که برای انتخاب افراد نمونه از روش سیستماتیک استفاده شده است.تعداد پرسشنامه 350 مورد می باشد.بررسی ساختار اقتصادی محله دیزج شمالی بر اساس 5 شاخص و بررسی ساختار کالبدی-فضایی این محله بر اساس 5 شاخص دیگر صورت گرفت.یافته های تحقیق نشان می دهد که گسستی آشکار در ساختار اقتصادی و کالبدی –فضایی بین محله دیزج شمالی و سایر محلات شهر بناب وجود دارد.همچنین بررسی و تحلیل کلیه شاخص های تحقیق نشان می دهد که رابطه ی مستقیم بین شرایط نامطلوب اقتصادی و کالبدی-فضایی در محله اسکان غیررسمی دیزج شمالی قابل مشاهده است.

واژگان کلیدی:ساختار اقتصادی،ساختار کالبدی،اسکان غیررسمی،شهر بناب،محله دیزج شمالی

دانلود اصل مقاله

بررسی توزیع فضایی کاربریهای فضای سبز شهری از منظر عدالت اجتماعی(نمونه موردی منطقه 3  تبریز)

چکیده

دسترسی عادلانه به کاربری های شهری و استفاده بهینه از کاربریها یکی از مولفه های اساسی در توسعه پایدار و عدالت اجتماعی است. امروزه مفهوم زمین و فضای شهری هم به لحاظ طبیعی و کالبدی و هم به لحاظ اقتصادی اجتماعی تغییر کیفی پیدا کرده و در نتیجه ابعاد و اهداف کاربری اراضی نیز وسیع و غنی شده است. لذا استفاده از زمین و فضا به عنوان یک منبع عمومی، حیاتی و ثروت همگانی، باید تحت برنامه ریزی اصولی مدیران شهری انجام پذیرد. هدف کلی این مقاله بررسی وضعیت فضای سبز و نحوه توزیع و پراکنش فضایی این کاربریها در منطقه 3 شهرداری تبریز با رویکرد عدالت اجتماعی می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهند که برخی از محلات فاقد دسترسی به فضای سبز هستند (محلات 6 و 12)در همین حال تعدادی از محلات با   سرانه ای در حدود 20 متر از وضعیت مناسبی برخوردار می باشند. همچنین بر اساس محاسبات مدل ویلیامسون، ناحیه 1 با ضریب اختلاف 1.471 در رتبه اول، ناحیه 2 با ضریب اختلاف 0.809 در رتبه دوم و در نهایت ناحیه 1 با ضریب اختلاف 0.696 در رتبه سوم قرار گرفته است، با عنایت به توزیع نامتعادل فضای سبز در محلات نسبت به جمعیت به عدم توجه کافی مدیران شهری به این امر پی برده می شود. در نهایت با استفاده از یافته های تحقیق و نتیجه گیری از آن به ارایه پیشتهاداتی به منظور برنامه ریزی جامع و اصولی توسط مدیریت واحد شهری اقدام گردید تا با بکارگیری الگوهای مناسب جهت توسعه، حفظ و نگهداری فضای سبز شهری تلاش نمایند.

 لغات کلیدی: پراکنش فضایی، فضای سبز شهری، شاخص ویلیامسون، شهر تبریز،

 

اصل مقاله را از اینجادانلود کنید.

بررسی نقش عوامل ساختاری و مدیریتی در روند شکل گیری  و توسعه سکونتگاههای غیررسمی در سنندج

  چکیده

عدم تناسب رشد جمعیت شهرها با ساختارهای کلان اقتصادی و فضایی شهرها بصورت اسکان غیررسمی و محلات مسئله دار نمود پیدا میکند. ضعف عوامل مدیریتی و نهادی در نحوه مداخله در سکونتگاههای غیررسمی و نابسامان شهری مزید بر علت گشته موجب تشدید روند پدیده اسکان غیررسمی شده است. هدف از این پژوهش شناسایی پهنه های سکونتگاههای غیررسمی و بررسی عوامل ساختاری و نهادی موثر در روند شکل گیری و توسعه این محدوده ها در شهر سنندج میباشد.روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده جهت گردآوری داده ها و اطلاعات از روشهای اسنادی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان می دهد که قسمتهای عمده ای از نوار شمالی،شمال شرقی و شرق شهر سنندج  و همچنین تپه غفور در بخشهای مرکزی شهر جزو پهنه های نابسامان و فرودست سنندج محسوب میشود. در رابطه با عوامل موثر در شکل گیری پدیده اسکان غیررسمی در سنندج یافته های تحقیق نشان می دهند که عوامل ساختاری و مدیریتی در سطح کلان باعث عدم تعادلهای منطقه ای و در نتیجه توزیع نابرابر ثروت،قدرت و امکانات در بین استانهای کشور و در نتیجه حاشیه ای شدن برخی استانها و در نهایت شکل گیری پدیده اسکان غیررسمی در سطوح فضایی پایین تر(شهرها) شده است.تمرکزگرایی بالای منابع و خدمات شهری در سنندج و  در نتیجه جذب بی رویه مهاجران روستایی و خارج از شهرستان به سمت شهر سنندج از یکطرف و عدم نظارت و کنترل مسئولین شهری بر نحوه اجرای طرحهای توسعه شهری بویژه طرحهای جامع شهری از طرف دیگر بر تشدید روند محلات فرودست شهری افزوده است. 

 واژگان کلیدی:پهنه بندی،سکونتگاههای غیررسمی،مسکن،عوامل ساختاری و نهادی، سنندج

برای مشاهده اصل مقاله اینجا را کلیک بزنید.

Development Rate of Tourism Land Use in all Regions of Tabriz Iran                  

This paper examines land use planning in 9 regions of Tabriz (a large city in the Iran). The main data employed in this study has been obtained from the official documents of the secretary of the official board responsible for urban land use change within the cities. The study is focused on tourism land use with apply shift share analysis. In this analysis different land uses capita changes in whole Tabriz city (as parent geographic level) and all of the regions individually in 2005 and 2011 was evaluated. Methods of data collection and data analysis have been documental, analytical and survey. The results indicate that total development rate of urban capita of Tabriz in 2005 and 2011 was (A=4.04). In other words, total urban capita during last period was positive and also high. Total urban capita in Tabriz city reached from 1121.7 in 2005 to 5662.16 in 2011. Highest development rate of tourism land uses observed in 6th region and also lowest development was in 1st region.

Keywords: land use, urban development, shift share analysis, Tabriz

Beautiful view of the city of Tabriz

برای دانلود اصل مقاله اینجا را کلیک بزنید.

پهنه بندی سکونتگاههای غیر رسمی و محلات نابسامان شهری (مطالعه موردی: شهر بناب)

اسکان غیر رسمی با گسترش روز افزون در فضاي شهري ايران موجب پیدایش، تکوین و همچنین گسترش تضاد و ناسازگاري در روح و کالبد شهرها شده است.این پدیده با ايجاد شرايط ناهنجار زيستي، شاخصهای نازل توسعه یافتگی و تحمیل پهنه هایی ناهمسان بر شهرها، نه تنها تخصیص عادلانه منابع و خدمات را در راستای عدالت اجتماعی زیر سئوال برده است؛ بلکه حيات شهري را جهت رسيدن به توسعه پايدار به چالش كشيده است.عامل زایش این پدیده را می توان روابط نابرابر سياسي- اقتصادي در سطح جهاني، ضعف برنامه هاي ملي در سطح مياني و ضعف برنامه ريزي شهري در سطح دانست. با توجه به اینکه هرنوع برنامه ریزی و طراحی شهری فرع بر معرفت و شناخت جامع محتوایی-کالبدی، علمی- عملی ازسیستم شهری، زیر سیستمها و سیستمهای فرادستی شهر مورد مطالعه با رویکردی نسبیت گرایانه در بعد مکان و زمان می باشد؛ لذا شناخت پهنه ها و گونه های اسکان غیر رسمی بر اساس انواع شاخصهای کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیربنایی و برخورداری ضرورت می یابد.در پژوهش حاضر این مهم با استفاده از تکنیک توسعه یافتگی موریس و تکنیک سلسله مراتبی انجام گرفته است.لذا میزان توسعه یافتگی پهنه ها و محلات شهر بناب با توجه به شاخص های اقتصادی، کالبدی، برخورداری، اجتماعی تعیین می گردد.یافته های تحقیق نشان می دهد که گسستی آشکار به لحاظ شاخصهای كالبدي، اقتصادی، اجتماعي، برخورداری بین محلات مختلف شهر بناب وجود دارد و در نتیجه شاهد توزیع ناعادلانه خدمات و منابع در سطح محلات می باشیم.در نهایت با تکیه بر نتایج حاصل از مدل توسعه یافتگی موریس و سلسله مراتبی،به پهنه بندی یا محله بندی اسکان غیر رسمی در شهر میانه اندام بناب با توجه به میزان عدم توسعه یافتگی محلات شهری پرداخته شده است.در نهایت بر اساس این محله بندی ونیز  شناخت حاصل از مطالعات و بررسی های تحقیق پیشنهادات و اولویت بندی های برنامه ریزی شهری محله محور در محلات نابسامان و مسئله دار ارایه گردیده است.

كليد واژه ها: پهنه بندی، اسكان غيررسمي، مدل توسعه یافتگی موریس، مدل سلسله مراتبی، شهربناب

موقعیت چغرافیایی شهر بناب

اصل مقاله را از اینجا دانلود کنید

مروری بر نظریه های توسعه شهری؛از آرمانشهرگرایی تا توسعه پایدار شهری

 شهرها در طول تاریخ پر فراز و فرود بشری،به عنوان مراکز قدرت و ثروت و خاستگاه تمدن همواره از جایگاه ویژه ای در نزد اندیشمندان علوم مختلف برخوردار بوده از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته اند.تمامی این تلاشها با هدف ایجاد محیطی مطلوب جهت زیست انسان شهرنشین صورت گرفته است.بی گمان در این مسیر ناهموار عده ای در وادی خیال و رویا قدم گذاشتند و آرمانشهرهایی را برای آینده بشری ترسیم نمودند که تا به امروز صرفاً جنبه ذهنی داشته و به واقعیت نپیوسته اند.در مقابل این گرایش،تئوریها و بررسی های بیشماری از طرف اندیشمندان از قدیمیترین ایام تاکنون جهت چاره جویی برای مسائل و مشکلات شهرهای زمانه خود و همچنین طراحی و ایجاد شهرهای جدید انجام گرفته است.نظریه های توسعه شهری با تکیه بر یک یا چند عامل مختلف، شهرنشینی و توسعه شهرها را مورد شناخت و تحلیل قرار داده اند.در بین عوامل و مولفه های موثر در شکل گیری و روند توسعه شهرها،برخی عوامل نظیر شرایط اقتصادی،نیروهای سیاسی و ساختار اجتماعی همواره بیشترین سهم را نسبت به سایر عوامل در فرآیند شهرنشینی و شهرسازی داشته اند.

در یونان باستان ،شهرها به دلیل اینکه بصورت خود فرمان اداره می شدند و در واقع هر شهری یک نوع دولت مستقل محسوب می شد لذا در نزد متفکران و اندیشمندان از جایگاه سیاسی بالایی برخوردار بوده و در نتیجه اغلب نظریه پردازیهای شهری با رویکرد سیاسی و با هدف تشریح نحوه اداره دولت شهرها صورت  می گرفت.نظریه های افلاطون و ارسطو نمونه بارز رویکرد سیاسی به شهر در یونان باستان محسوب می شوند.

برخی از نظریه پردازان و متفکران کلاسیک جهان اسلام مانند فارابی،ابن سینا و ابن رشد که متاثر از اندیشه ارسطویی بودند با همان مولفه سیاسی به تبیین مسئله شهر و شهرنشینی در دنیای اسلام پرداختند. عده ای نیز چون ابن خلدون با رویکردهای تاریخی و روانشناسی اجتماعی شهر و شهرنشینی را تجزیه و تحلیل کرده بیشتر روی تطور تاریخی شهر و ویژگیهای اخلاقی و روانی جامعه شهری تاکید می کنند.

در قرون وسطی،اندیشمندان مسیحی تحت تاثیر جزم گرایی کلیسایی از مولفه مذهب جهت ارائه شهر مطلوب مورد نظر خود استفاده کردند.آگوستین قدیس نمونه این جریان فکری است که با تکیه بر عامل مذهب به تشریح و مقایسه بین شهر زمینی و شهر آسمانی پرداخت.البته نباید نقش مهم عوامل تجاری و بازرگانی را در رشد و توسعه شهرهای قرون وسطای اروپا نادیده گرفت.

با پایان گرفتن دوره تاریک قرون وسطی و همزمان با دوره رنسانس،اندیشه آرمانشهرگرایی اروپایی در آثار بزرگانی نظیر مور، بیکن، کامپالانا ظهور پیدا کرد.اگر چه این آرمانشهرها بیشتر جنبه تخیلی داشتند و کمتر به تحقق عینی می رسیدند اما زمینه را برای بروز اندیشه های نو و تازه در دوره های بعدی فراهم کردند و از این جهت قابل اهمیت می باشند.نکته قابل توجه در اینست که در اندیشه آرمانشهرگرایی این دوره رویکردهای سیاسی و فضایی در کنار هم مشترکاً به کار گرفته می شد بطوریکه هم سیاسیون و نظامیون و هم نظریه پردازان شهری و معماران همزمان با هم ایده های آرمانی خود را مطرح می کردند.

با پیدایش و رشد نظام سرمایه داری در طی قرون اخیر که با ظهور انقلاب صنعتی و متعاقب آن انباشت سرمایه و مکانیزه شدن فرایند تولید و در نهایت هجوم بی سابقه مهاجران روستایی به سمت شهرها و رشد سریع شهرنشینی در کشورهای صنعتی همراه بود بر شدت مسائل و مشکلات شهرها افزوده شد.در چنین شرایطی نظریه ها و مکاتب مختلفی در واکنش به این وضعیت و ارائه راه حل جهت کاستن معضلات شهرهای صنعتی مطرح شدند.هر کدام از این نظریه ها و مکاتب بر اساس اصول خاصی سعی در حل مسائل شهری دارند:

مارکسیستها شهرهای بزرگ صنعتی را محصول نظام سرمایه داری دانسته و لذا به ضدیت با آن پرداختند.آنان طرفدار شهرهای کوچک بوده و برقراری عدالت اجتماعی در شهرها و همچنین از بین بردن تضادهای بین شهر و روستا را مطرح نمودند.اگر چه تاکید بر مقوله عدالت اجتماعی و از بین بردن فاصله های طبقاتی از نکات قوت ایئولوژی مارکسیستی می باشد اما از آنجا که این ایدئولوژی جلوی استعدادها و تواناییهای بالقوه افراد را می گیرد  نمی تواند با فطرت پویای انسان سازگاری داشته باشد.

ترقی گرایان با دیدی مثبت به انقلاب صنعتی نگریسه و شهرهای بزرگ صنعتی را نفی نمی کردند آنان ضمن نقد این شهرها بر لزوم استفاده از امکانات تکنولوژیکی و پیشرفت علم و فن جهت حل مسائل شهرها تاکید می کردند.طرح مورد نظر ترقی گرایان مخصوص شهرهای بزگ بوده در شهرهای کم جمعیت قابلیت اجرایی ندارد.علاوه بر این عدم توجه به نیازهای روحی و روانی انسان و ماشینی شدن بیش از حد به همراه نظم هندسی و یکنواخت این طرح را در نزد عده زیادی از متفکران غیر قابل پذیرش کرده است.فرهنگ گرایان بازگشت به شهرهای سنتی و هویت فرهنگی ، تکیه بر جنبه های زیباشناسی شهرها ،تنوع گرایی در طراحی شهرها و نفی شهرهای بزرگ را مطرح کردند.توجه به اندیشه روح جمعی و اصول دموکراسی،تاکید بر رشد و تعالی انسان در شهرها،تکیه بر هویت فرهنگی و همچنین تفاوتهای فرهنگی در طراحی شهرها از جمله مزایای این مکتب بشمار می روند. اما توجه بیش از حد به نیازهای معنوی انسان و فرهنگ انسانی و گرفتار شدن در جنبه های زیبایی شناختی شهرها و بویژه بازگشت افراطی به معیارهای شهرهای سنتی و بی توجهی به آینده همگی از کارایی و بازدهی طرحهای شهری کاسته،بر دامنه مسائل و مشکلات شهری می افزاید.

فن گرایان در نقد و تکمیل نظریه ترقی گرایان، بر اساس عامل تکنولوژی و فن(که از نظر آنان علت اصلی تمام تغییرات و تحولات شهری می باشد)آرمانشهرهایی را مطرح کردند که امروزه بیشتر به تخیل و رویا شبیه هستند.علاوه بر این تکنولوژی و فن نمی تواند به عنوان عامل اصلی تحولات شهری و یا به عبارتی متغیر مستقل شمرده میشود بلکه تکنولوژی فقط میتواند به عنوان متغیری واسط و تسهیل کننده به حساب آورده شود.نظریه انسان گرایی با اذعان به عدم توانایی شهرهای بزرگ در تامین نیازهای جسمی و روانی شهرنشینان،توجه به طبیعت و عوامل محیطی و همچنین تاکید بر فرهنگ انسانی و مشارکت شهروندان در امور شهری را جهت ایجاد محیطی مطلوب در شهرها پیشنهاد می کند.

اگرچه تئوریهای فوق دارای اصول متفاوتی می باشند و اختلاف نظرهای فراوانی ما بین آنها وجود دارد ولی همه آنها در یک اصل مشترکند و آن نقد شهرهای بزرگ صنعتی و ارائه راه حل به منظور کاهش آثار نامناسب ناشی از وقوع انقلاب صنعتی و زندگی ماشینی می باشد.

مدرنیسم مجموعه ای از دیدگاههای فکری است که با جریان تجربه گرایی و خردگرایی در قرن شانزدهم میلادی در غرب مطرح شد و با تحولات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی در قرون معاصر مانند انقلاب صنعتی به اوج خود رسید.این نگرش دستیابی به جامعه مدرن و آزاد و عدالت گستر را در گرو قطع رابطه با تاریخ و گذشته وحذف فرهنگ و نفی سنتها می داند.

پست مدرنیسم در اواخر قرن بیستم و در نقد و اصلاح اصول نگرش مدرنیسم وارد دنیای علم شد.طرفداران این نظریه بر اهمیت مسائل فرهنگی و زیست محیطی و بعد زیباشناختی و تنوع و تکثر در طرحهای شهرسازی تاکید  می کردند.آنها مخالف تمرکزگرایی در امر برنامه ریزی بوده به مشارکت مردم و محلی گرایی اعتقاد داشتند.البته ناگفته نماند که این نگرش بعدها توسط پست- پست مدرنیستها مورد بازبینی و نقد قرار گرفت.در نگرش جدید بر طبیعت و نیازهای انسانی در چارچوب اعتقادات و باورهای دینی ارج بیشتری گذاشته شد.

در مکتب اقتصاد سیاسی فضا از پدیده های اقتصادی،شیوه های تولید،ساختار اجتماعی و طبقاتی جامعه و نقش دولت در جهت تحلیل مسائل شهری و همچنین تعیین الگوهای فضایی در سطوح مختلف بین المللی و ملی استفاده می شود.نظریه های ساختارگرایی،وابستگی و شهرنشینی،پراکسیس شهری و نظام جهانی و شهرنشینی از گرایشهای این مکتب هستند.ساختارگرایی بیشتر در آثار هاروی بنام عدالت اجتماعی و شهر منعکس شده است.وی از مفهوم رانت(اجاره) جهت تحلیل ساخت شهری استفاده کرد ولی ابهام در مفهوم رانت و ضعف نظری آثار وی باعث شد که انتقادات فراوانی بر ساختارگرایی وارد شود.در نظریه وابستگی و شهرنشینی بر تاثیر      سرمایه داری صنعتی در کشورهای پیشرفته بر توسعه شهری در کشورهای جهان سوم تاکید می شود.این تاثیرات از یک سو منجر به نابرابری فضایی در سطوح ملی گردیده است و از سوی دیگر باعث شکل گیری تعدادی قطب رشد و کلانشهرها بزرگ شده است.نظریه نظام جهانی و یا جهانی شدن الگوهای شهرنشینی را در چارچوب فرآیندهای اجتماعی- اقتصادی در مقیاس جهانی تحلیل می کند.اگرچه این نگرش با مزایای زیادی از قبیل افزایش کیفیت سطح زندگی،ایجاد اشتغال،دسترسی گسترده به اطلاعات،توسعه تجارت بین المللی در اثر کاهش محدودیت های دولتی و...همراه می باشد ولی معایبی نیز به همراه دارد که می توان به از بین رفتن ارزشها و خرده فرهنگ ها،تسلط شرکتهای چند ملیتی بر منابع اقتصادی و گسترش نابرابریها و شکاف های اقتصادی بین کشورها ،ایجاد شکاف طبقاتی در شهرها و مشکلات زیست محیطی بر اثر بهره کشی بی رحمانه از منابع اشاره نمود.

« اندیشه توسعه پایدار در اواسط دهه 1990 بدین ترتیب شکل گرفت که رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی به  گونه ای صورت گیرد که سرمایه های زیست محیطی و نیازهای توسعه را برای نسل های بعد دچار نقصان نسازد.تا اواخر دهه 1990 مشخص شد که برای شناسایی بهتر توسعه پایدار لازم است مباحث اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و زیست محیطی به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد .»(سدریک،1382،ص36) به عبارتی دیگر « برای ورود توسعه پایدار به جریان اصلی بحث های سیاست جهانی،هیچ رویدادی تأثیر گذارتر از گزارش کمیته جهانی محیط زیست و توسعه ( 1987 ) ، که معمولاً با عنوان کمیته برانتلند شناخته می شود،نبوده است. این گزارش که در سطح وسیعی به صورت یک کتابچه با عنوان « آینده مشترک ما » منتشر شد. بیان کننده آن موضوعی است که امروز به عنوان تعریف متداول توسعه پایدار مطرح است : »توسعه ای که نیازهای کنونی را بدون به خطر انداختن توانایی نسل های آینده برای تأمین نیازهایشان برطرف نماید.»(ویلر و تبیلی،1384،ص81)

در واقع گزارش برانتلند حاوی نگرانیهای جامعه بشریت از رشد شگفت انگیز جمعیت و افزایش مهاجرت به شهرها، گسترش فقر،سوء تغذیه و گرسنگی،رشد نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی،افزایش انواع آلودگی های زیست محیطی، کمبود منابع آب،بهره کشی بی رحمانه از منابع طبیعی و تهی شدن سریع منابع،گسترش پدیده اسکان غیررسمی و زاغه نشینی در شهرها بود.این گزارش زمینه را برای بکار انداختن جنبش توسعه پایدار در سطح بین المللی فراهم ساخت .بازتاب این حرکت را در برگزاری کنفرانسها و نشستهای مختلف نظیر کنفرانس ریو (اجلاس زمین) در سال 1992 ،اجلاس( زمین + 5 )در سال 1997 ،اجلاس ژوهانسبورگ و کنفرانس زیست گاهها در استانبول در سال 1996 و همچنین برگزاری کارگاهها،پروژه ها و مطالعات گسترده دولتها،موسسات تحقیقات بین المللی،سازمانهای غیر دولتی ،سازمانهای غیر محلی،مراکز علمی و دانشگاهی،شرکتهای تخصصی و غیره دید. « نظریه توسعه پایدار شهری موضوعهای جلوگیری از آلودگی محیط شهری وناحیه ای،کاهش ظرفیت های تولید محیط محلی،ناحیه ای و ملی،عدم حمایت از توسعه های زیان آور،حمایت از بازیافت ها را مطرح  می کند .»(زیاری،1381،ص18)

برخلاف اکولوژیست ها که روشهای افراطی را برای حل مشکلات زیست محیطی پیشنهاد می کنند،« طرفداران توسعه شهری با تکیه بر پروژه های منطقی برای افزایش پایداری سعی می کنند تا تمام جنبه های اقتصادی،اجتماعی و دولتی را در نظر بگیرند و واقع گرایانه به مسائل نگاه کنند.(سدریک،1383،ص66) کمیسیون جهانی توسعه و محیط سازمان ملل متحد ضمن شناسایی مسائل محوری توسعه پایدار،شرایط ضروری برای تحقق توسعه پایدار را به شرح ذیل بیان می کند :

« 1- وجود نظامی سیاسی که مشارکت موثر شهروندان درفرآیند تصمیم گیری را تضمین کند ؛

 2- نظامی اقتصادی که راه حلهایی برای تنشهای برخاسته از توسعه ناهماهنگ و ناموزون را فراهم آورد ؛

 3- نظامی تولیدی که تعهد حفظ مبانی بوم شناسی برای توسعه را محترم شمارد ؛

 4- نظامی فناورانه (تکنولوژیکی) که الگوهای پایدار برای تجارت و مالیه را پایه ریزی نماید ؛

 5- نظامی بین المللی که الگوهای پایدار برای تجارت و مالیه را پایه ریزی نماید؛»(جنیفر،ص57)

« کاربری زمین،طراحی شهری،حمل ونقل،برنامه ریزی زیست محیطی،استفاده از منابع،عدالت زیست محیطی یا توسعه اقتصاد محلی،معماری،وتجربیات عمرانی همگی از جمله ابعاد برنامه ریزی شهری هستند که فعالیت های با اندیشه صحیح در آنها می تواند باعث ایجاد تفاوتهایی با وضع موجود شود . »(ویلر و تبیلی،1384،ص106) یکی از موارد مهمی که در زمینه توسعه پایدار شهری بایستی بدان توجه کرد ایجاد پیوند بین ابعاد مختلف برنامه ریزی شهری و یا به عبارتی برخورد سیستمی و کل نگر در برنامه ریزیها جهت خلق محیط زیست شهری پایدار و متوازن می باشد .

« در حقیقت،یک دلیل اصلی ناپایدار بودن توسعه شهری در گذشته این است که برنامه ریزان،رهبران منتخب و شهروندان اغلب چنین پیوندهایی را ایجاد نکرده اند.مهندسان سامانه های بزرگراهها را طراحی کرده اند،اما با این حال توجه اندکی به این موضوع داشته اند که به این وسیله موجب پراکنش کاربری زمین در حومه های شهری  می شوند. برنامه ریزان کاربری زمین و توسعه دهندگان شهری،اغلب مجتمعهای شهری جدید را بدون توجه به این موضوع طراحی کرده اند که آیا توانسته اند توزیعی منصفانه و برابر از مسکن قابل تهیه برای عموم را در محدوده مورد نظر ایجاد کنند یا خیر؛ معماران،ساختمانها را به گونه ایی طراحی کرده اند که گویی هیچ موضوع زیست محیطی وجود ندارد ؛ ... چنان که جیکو بز،مک هارگ و مامفورد پیش بینی کرده بودند،این تفکر بخشی نگر به ایجاد مشکلات شهری حاضر کمک کرده است. « (همان منبع، ص 106 و 107 )

اگرچه بین مسائل و مشکلات مناطق روستایی نظیر فقر،تخریب محیط زیست با توسعه پایدار شهری ارتباط نزدیکی وجود دارد و به عبارتی دیگر ریشه و اساس توسعه پایدار شهری را بایستی در روستاها جستجو کرد. اما باید در شهرها در مقایسه با مناطق روستایی در دستیابی به اهداف پایداری از طریق تامین بهداشت و شرایط محیط ایمن سرمایه گذاری بیشتری کنند.»( Potter,1996,)«از جمله این اهداف می توان محیط سالم برای محل زندگی و کار،تامین آب سالم،تامین بهداشت،دفع فاضلاب،جمع آوری زباله،ساخت مسیرهای مفروش یاد کرد که از پایه های مناسب برای اقتصادی و حکمروایی خوب به شمار می آیند.»Hardoy, ,1992))«این اهداف به خودی خود نیازمند حفظ روابط پایدار بین تقاضای مصرف کنندگان،نهادها و بنگاه های کسب و کار با منابع و اکوسیستم هاست.اما،تعداد دیگری از اهداف اجتماعی و فرهنگی هم هستند که عامل بهبود زندگی شهری اکثریت مردم خواهند بود.این اهداف حفظ نهادهای اجتماعی،فضاهای  و امکانات رفاهی و عرضه فرهنگ محلی در شکل محیط ساخته شده را در بر می گیرد.سرانجام ،وضعیت محیط و زندگی مردم در شهر به ساختار سیاسی و رفتار برنامه ریزان و شهرداری ها،و نیز دولت و حکومت ملی نیز بستگی دارد.»(پاتر،1384،ص293)

در مجوع می توان گفت چون نظریه توسعه پایدار شهری در قالب یک فرایند زمانی نامحدود و با در نظر گرفتن تمام جوانب سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،فنی و.. و همچنین بدون تخریب محیط زیست درصدد ارتقای شرایط کمی و کیفی زندگی انسان در کل جامعه می باشد لذا از مقبولیت جهانی برخوردار بوده و امروزه به عنوان پارادایم مسلط در مباحث توسعه شهری پذیرفته شده است.

به عبارتی دیگر  بر خلاف تمام تئوریهای توسعه شهری که هر کدام بر اساس یک یا چند عامل به شناخت و تجزیه و تحلیل شهر و شهرنشینی می پرداختند در نگرش توسعه پایدار شهری از رویکرد سیستمی و توجه همزمان به تمام اجزاء و عناصر سیستم شهری در تحلیل مسائل شهری و برنامه ریزیها  استفاده می شود.از آنجایی که این نگرش با دیدی واقع بینانه راهبردهای توسعه شهری را مطرح و بر عدم تخریب محیط زیست و توجه به نیازهای آتی شهرنشینان تاکید میکند لذا امروزه اندیشمندان و دست اندرکاران امور شهری این نظریه را بعنوان آخرین و بهترین نوع توسعه شهری در بین تئوریهای شهری قلمداد می کنند که مورد توافق و اجماع جامعه علمی دنیا نیز می باشد.

منابع:

1-پاتر،رابرت و سلی لوید ایونز؛ 1384،شهر در جهان در حال توسعه،ترجمه کیومرث ایراندوست و دیگران،انتشارات سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور،تهران

2-پاک، سدریک( 1383)، شهرهای پایدار در کشورهای در حال توسعه، ترجمه ناصر محرم نژاد، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و   معماری

3-جنیفر ، الیوت ، بررسی مفاهیم توسعه پایدار ، ماهنامه جهاد ، ش 218-  219 

4-زیاری،کرامت اله ، 1383 ،مکتب ها نظریه ها و مدل ها ی برنامه و برنامه ریزی منطقه ای ، انتشارات دانشگاه یزد

5-ویلر، اس. ام و تی. بتیلی( 1384)، نوستارهایی درباره توسعه شهری پایدار، ترجمه کیانوش ذاکر حقیقی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری

6-Potter,R,B,1996,Environmental impacts of urban - industrial development in the tropics on overview,in eden.M,and Parry,J.T(eds),land Degradation in the tropics,London:Pinter

 

تمرکزگرایی فضایی و اثرات آن بر گسترش فیزیکی و ساختار فضایی شهر(مطالعه موردی؛ شهرسنندج)

سنندج شهری است که روند توسعه فیزیکی و ساختار فضایی را در طی 4 قرن گذشته پشت سر گذاشته و در طی این دوره تحت تاثیر عوامل مختلف اقتصادی،طبیعی،اجتماعی،سیاسی،اداری،فنی و حقوقی با تحولات فضایی زیادی روبرو بوده است. این مقاله با هدف بررسی اثرات سیاست تمرکز زیرساختهای اداری-سیاسی ،اقتصادی و خدماتی در شهر سنندج بر روند تحولات گسترش فیزیکی و ساختار فضایی شهر در طی دهه های اخیر تدوین شده است.

در این پژوهش با استفاده از روشهای آماری و مدلهای کاربردی همچون مدلهای ضریب مکانیLQ ، مدل آنتروپی شانون و شاخص ویلیامسون چگونگی و میزان تمرکز فضایی جمعیت و فعالیتها در شهر سنندج و اثرات فضایی آن  مورد بررسی قرار گرفته است.

نتايج حاصل از پژوهش نشان می دهد که تمرکز نسبتاً بالای زیرساختهای اداری، سیاسی، اقتصادی و خدماتی در شهر سنندج و نواحی پیرامونی آن منجر به تمرکز جمعیت و به دنبال آن بروز اثرات سوء فضایی از قیبل رشد فیزیکی ناموزون و بی قواره شهر و تشدید پدیده اسکان غیررسمی در برخی از نقاط شهر سنندج بویژه در قسمتهای شمالی شهر گردیده است. علاوه براين تجزیه و تحلیل توزیع فضایی کاربریهای زمین شهری در سنندج بيانگر توزیع نابرابر تعدادی از فعالیتها و خدمات شهری در بین نواحی مختلف شهر است.

واژگان کلیدی:تمرکزگرایی فضایی، گسترش فیزیکی ،اسکان غیررسمی،توزیع فضایی منابع،شهر سنندج

برای دانلود اصل مقاله اینحا کلیک کتید.


نظامهای سیاسی( قدرت) و ساخت فضایی شهرها

 

     مروری بر تاریخ شهرنشینی و شهرسازی جهان بیانگر نقش مهم حکوتها و دولتها در شکل گیری و چگونگی رشد و توسعه و یا حتی نابودی و تباه شهرها در ممالک مختلف می باشد.به همین جهت ،از زمان یونان باستان تا به امروز نظریه های مختلفی در رابطه با نقش عوامل سیاسی در روند توسعه شهرها توسط اندیشمندان علوم مختلف ارائه شده است.علی رغم این موضوع،دانش شهرسازی(برنامه ریزی و طراحی شهر) که سابقه مدون آن به دوران پس از انقلاب صنعتی می رسد در اوایل کمتر به نظریه پردازی و تجزیه و تحلیل نقش عوامل اجتماعی،اقتصادی و سیاسی در برنامه ریزی شهری توجه داشته، صرفاً به شناخت و معرفی مسائل و مشکلات شهرها و حل آنها  با رویکرد فضایی و کالبدی و بر اساس فن وتکنیک مهندسی و معماری می پرداخت.اما با گسترش شدید شهرنشینی و بروز بحرانهای حاد ناشی از آن از یک طرف و تحولات سیاسی و اقتصادی جهان در طی قرن بیستم و به دنبال آن  گسترش مکاتب شهرسازی و بویژه توسعه نظریه های علوم اجتماعی از طرف دیگر باعث تقویت این اندیشه شد که شهرسازان بایستی با دیدی جامع و سیستمی به شناخت و تحلیل ابعاد مختلف مسائل شهری پرداخته و راهبردها و الگوهای نوینی را ارائه دهند.

بر اساس دیدگاه سیستمی،شهرها از پیچیده ترین سیستم های اجتماعی محسوب می شوند که از یک طرف متشکل از زیر سیستم ها یا ساختارهای بیشماری نظیر ساخت های محیطی و جغرافیایی،اجتماعی و فرهنگی،سیاسی و اداری،اقتصادی و تولیدی،فضایی و کالبدی و... می باشد که با یکدیگر در ارتباط بوده و تاثیرات متفاوتی بر همدیگر دارند و از طرف دیگر ،به عنوان جزیی از یک سیستم بزرگ تر بشمار رفته که در چارچوب آن عمل می کنند. برهمین اساس،جهت شناخت،پیش بینی،کنترل و نظارت بر روند رشد و توسعه شهرها باید تمام سیستمهای داخلی و خارجی اثرگذار بر شهرها در سطوح مختلف فضایی(فراملی،ملی،منطقه ای،ناحیه ای و محلی)و ارتباطات،کنشها و واکنشهای متقابل میان آنها مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرد تا سیستم شهری در نهایت به هدف اصلی خود که ایجاد تعادل در روابط درونی و بیرونی سیستم و حفظ هماهنگی بین ساختار و عملکرد می باشد دست یابد.

     ساختار فضایی شهرها یکی از مهمترین زیرسیستم های شهری بشمار می رود.منظور از ساخت فضایی شهر،الگوهای کاربری اراضی ،فرم،شکل و طرح حوزه های شهری و نحوه توزیع فعالیت ها ،عناصر و اجزای ترکیب دهنده شهر می باشد.چنین ساختاری که از یک سو  بعنوان مجموعه ای متشکل از اجزا و عناصر مختلف بشمار      می رود و از سوی دیگر خود نیز در پناه سیستمی بزرگ تر و فراتر از خود تحت عنوان سیستم شهری عمل می کند نمی تواند جدا از سایر زیرسیستم های شهری موجودیت داشته باشد.بنابراین بر طبق نظریه سیستمی ، بایستی شهرسازان و برنامه ریزان شهری در مطالعه و تحلیل عوامل موثر بر شکل گیری و روند تحولات ساختار فضایی شهرها از رویکردهای گوناگونی استفاده کنند.

     رویکرد سیاسی به شهر،از مهمترین رویکردهایی است که از زمان شکل گیری شهرهای قدیمی تا به امروز با اشکال مختلفی مورد توجه قرار گرفته است.در رویکرد سیاسی،شهر تجلی و تبلور نابرابری در روابط قدرت می باشد.این روابط از اشکال ابتدایی(قبیله ای،دسته ای ، گروهی و...) تا شکل پیشرفته تر (دولت) در ادوار مختلف شهرنشینی و شهرسازی جهان،اثرات عمیقی در خلق فضاهای شهری از نقطه شکل گیری شهرها تا سازمان دهی و استمرار حیات آنها بصورت عناصر و فعالیت های اصلی در نقاط مختلف شهرها بر جایی گذاشته است.برای نمونه می توان به تمرکز قدرت در دولت- شهرهای یونان باستان اشاره کرد که در آن عده ای از اقشار خاص جامعه به اعمال نفوذ و قدرت در شهر پرداخته و در راستای مدیریت قدرت سیاسی اشان در جامعه اقدام به خلق فضاهای شهری متفاوتی نظیر کاخ ها،معابد،آگورا،آکروپلیس و..می نمودند.

نمایش سه بعدی یك شهر یونان باستان در اسپانیا

نظامهای سیاسی مختلف  اعم از نظامهای متمرکز و نظامهای غیر متمرکز ،هر کدام ساختهای فضایی گوناگونی را در شهرها بوجود می آورند.که در زیر به تشریح هر کدام از این الگوها می پردازیم:

اصل مقاله را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید

 

ادامه نوشته

تحلیلی بر مدل ساختار شهر اسلامی

مطالعه و شناخت مولفه ها و عوامل موثر در شکل گیری و توسعه شهرها،از مهمترین مباحثی است که از گذشته های دور توجه عده ای از اندیشمندان رشته های مرتبط را به خود معطوف داشته و نظریه ها و مدلهای مختلفی جهت تحلیل این پدیده ارائه شده است.مولفه مذهبی به شهر یکی از مهمترین رویکردهایی می باشد که همواره در کنار سایر رویکردهای جغرافیایی،اقتصادی،سیاسی،جامعه شناسی،انسان شناختی،فن شناختی و... مطرح بوده است.

مروری بر تاریخ شهرنشینی و شهرسازی جهان نشان می دهد که عامل مذهب نقش مهمی در شکل گیری و گسترش شهرهای زیادی بویژه در شهرهای قدیمی داشته است.در بین ادیان آسمانی ،دین اسلام بیشترین نقش را در ایجاد و توسعه شهرنشینی داشته است.بطوریکه«برخی مستشرقان اسلام را شهری ترین دین خوانده اند و تمایلات شهری قوانین شرع مقدس را دلیلی بر این نگرش دانسته اند. با نگاهی به تاریخ 1400 ساله تمدن اسلامی و سده های اوج شکوفایی آن،بدین نکته واقف می شویم که کمتر تمدنی به اندازه تمدن مسلمانان،به بنای نوشهرها پرداخته اند.»(عرفان،1380،ص19- 24)

از جمله اندیشمندانی که به نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در شهرنشینی و ویژگیهای خاص شهرهای اسلامی اعتقاد دارند می توان به افرادی نظیر،ریچارد فرای،سیناسور،ریاض حسن،ابن خلدون،ریچارد بولت،جوزف ارنست،ویلیام مارسی،فن گرونبام،گویتین و آرمسترانگ اشاره کرد.همه این افراد معتقدند که اسلام دینی شهری است که از یکطرف باعث تغییر و تحول در سیمای شهرهای قدیمی و از طرف دیگر منجر به شکل گیری شهرهای جدید با ویژگیهای اسلامی گردید.

بسیاری دیگر از مورخین و جغرافیدانان برجسته مانند ابن خلدون و یا اسلام شناسان معروفی نظیر کالدوم در مباحث مربوط به شهرنشینی در دنیای اسلام نخست به تفاوت بین نظامهای فرهنگی بدوی و کوچ نشینی با سیستمهای فرهنگی پیشرفته و نقش دین اسلام در انتقال از فرهنگ ابتدایی به فرهنگ شهری پیشرفته و توسعه و گسترش آن می پردازند.لذا در این دیدگاه ،دین اسلام از طریق ایجاد همبستگی دایمی بین گروههای مختلف اجتماعی زمینه را برای تداوم و توسعه شهرنشینی در قلمرو سرزمینهای اسلامی بوجود می آورد.

گروهی دیگر از نظریه پردازان شهر اسلامی به وجود رابطه بین ایمان اسلامی و زندگی شهری و شهرنشینی اعتقاد دارند و بر این باور هستند که شهرها در مقایسه با روستاها از شرایط مناسب تری برای انجام فرائض دینی از قبیل نماز،روزه و زکات برخوردار می باشند.ویلیام مارسی که خالق مفهوم شهر اسلامی نیز می باشد معتقد است که ساختار شهرهای اسلامی تجلی احکام دینی هستند.در مقابل نظریه های فوق که معتقد به اثرگذاری دین اسلام در شهرنشینی و حیات شهری هستند دیدگاههایی نیز در مخالفت با مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی وجود دارد.

اشرف السادات باقری در کتاب«نظریه هایی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی»ضمن بررسی آرای موافقان شهر اسلامی به تحلیل نظریه های مخالفین درباره شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نیز می پردازد و آنها را به پنج دسته تقسیم بندی می کند که عبارتند از:

1-     نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی و یونانی می دانند.

2-     نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را صفت شرقی دادند و آن را شهر شرقی نامیدند.

3-     نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد شرایط و ویژگیهایی میدانند که یک شهر بایستی دارا باشد.

4-     نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد تداوم و استمرار تاریخی می دانند.

5-     نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را دارای ساختار سست و بی قاعده می دانند.

در پاسخ به نظریه های مخالفان مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی گفته می شود که «شهر اسلامی در ابعاد فیزیکی،اجتماعی،دینی،اقتصادی و سیاسی دارای هویت مستقل و اسلامی است.تاثیر پذیری فرهنگهای مردم جهان در ابعاد گوناگون،من جمله در شیوه شهرسازی از یکدیگر امری کاملاً طبیعی و از قدیم تا به امروز وجود داشته است.بنابراین امکان دارد که برنامه ریزان شهری مسلمان و در برخی موارد از تجارب معماران و مهندسان روم و یونان استفاده کرده باشند اما این بهره مندی تا به آنجا نبود که هویت اصیل بافت شهر اسلامی را زیر سوال ببرد.در ثانی ،برخی ویژگیهای ساختار شهر اسلامی توسط معماران غربی تقلید شده است،علی الخصوص در معماری و طراحی دژهای جنگی،بنابراین اگر تاثیری بوده،متقابل بوده است.»(باقری،1386،ص68- 69)

 «شهر اسلامی بر اساس منشأ شکل گیری آنها به سه گونه تقسیم می شود. دو گونه اول زیستگاههای موجودی اند که یا مانند اربیل (اربلای باستانی)رشد ارگانیک داشته یا مانند دمشق دارای منشأ طراحی شده یونانی- رومی بوده اند.هر دو گونه با توسعه اسلام،تدریجاً در محدوده سرزمینهای اسلامی قرار گرفتند.سومین گونه شهرهای جدیدند که ارتشهای مسلمان در سرزمین های فتح شده بنیان گذاردند. تونس نمونه ای از این موارد است.»(موریس،1381،ص29)


شهر اربیل

«اهلرز،ویژگیهای مدل شهر اسلامی را شامل وجود سلسله مراتبی از ساختارها،کارکردها در مرکز شهر مثل مسجد آدینه،وجود سلسله مراتب بازرگانی و پیشه وری در درون بازار،وجود محلات مسکونی گوناگون که در عین جدایی دارای هم پیوندی هستند،وجود استحکامات نظامی- دفاعی و بالاخره مشخصات ظاهری دیگری چون گورستان و بازارهای دوره ای بیرون باروی شهر ذکر نموده و سپس بر نهاد وقف و رابطه شهر و روستا در چارچوب سرمایه داری بهره وری به عنوان کلید فهم شهر سرزمین اسلامی صحه گذاشته است.»(مومنی،1374،ص41)

واقعیت اینست که شهرهای جهان اسلام تا اواخر قرن نوزدهم همچنان تحت تاثیر عوامل درونی همچون عوامل اعتقادی و ایدئولوژیکی،اقتصادی،طبیعی،دولتی و نظامی،ارتباطی ،وقف و... ایجاد و گسترش می یافتند.مطالعه ساختار داخلی شهرهای اسلامی حاکی از اینست که در بین عوامل فوق،فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی بیشترین تاثیر را در برنامه ریزی شهری داشته است و لذا ساخت و بافت داخلی اکثر شهرهای جهان اسلام بویژه در کشورهای ایران،عراق،مصر،هندوستان و حتی کشورهای شمال آفریقا یکسان و شبیه به یکدیگر می باشند.

یکی از عوامل موثر در شهرنشینی و ساختار شهرهای اسلامی،نفوذ استعمار بعد از قرن هفدهم در کشورهای اسلامی بود.در جریان این تحولات پایتخت ها و شهرهای بندری کشورهای مستعمره زده بعنوان مناسب ترین مراکز تامین کننده اهداف استعماری مورد توجه قرار گرفته با دگرگونیهای عمیقی به لحاظ کارکرد،ساختار فضایی و رشد و توسعه فیزیکی مواجه گردیدند.دامنه نفوذ استعمار در شهرهای استعماری آنچنان گسترده بود که این شهرها حتی بعد از دوران استقلال نیز با تغییراتی اندک چهره و سیمای شهری مدرن خود را حفظ نموده چشم اندازهای ناموزونی را در مقابل شهرهای عقب مانده بومی ایجاد کرده اند.

«در پنجاه سال گذشته ،با توسعه علم و تکنولوژی،دگرگونی در اقتصاد،نگرشهای سیاسی و پویایی فرهنگها در برنامه ریزی شهری کشورهای اسلامی موثر بوده است و در بیشتر موارد،برنامه ریزی و نوسازی شهرها تحت تاثیر فرهنگ غربی،ساخت و بافت تازه ای به شهرهای اسلامی بخشیده که تا نیم قرن پیش سابقه نداشته است»(شکویی،1377،ص193)

محمد باقر قالیباف و سید موسی پورموسوی در مقاله ای تحت عنوان«شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)» در ارتباط با پیامدهای نوگرایی در شهرهای جهان اسلام می نویسند:«پس از ورود مدرنیسم،شهرهای جهان اسلام همانند سایر کشورهای در حال توسعه با رشد شهرهای انگلی و ماکروسفالی و سپس نارسایی در ارائه خدمات شهری،اقتصاد دوگانه و به هدر رفتن منابع ملی و سرمایه و فشار بر محیط زیست ناشی از تمرکز مواجه شده اند.»(قالیباف و پورموسوی،1386،ص211) «در زمینه تغییرات ساختار و شکل شهرها،مطالب گوناگونی در ارتباط با فرسایش تدریجی نهادهای سنتی و احداث خیابان ها و بلوارها و میادین و انتقال بخش عمده ای از فعالیت های بازار سنتی به خیابانها یا فعالیت های مدرسه- مسجدهای قدیمی به سایر نهادهای آموزشی،ایجاد عمارتها و ساختمانهای جدید دولتی در مقابل دیوارهای کهن،از بین رفتن نقش و کارکرد محله های قدیمی و بالاخره ایجاد نهادهای مشابه شهرهای غربی به تفصیل نوشته شده است.»(امیر احمدی و رضوی،1379،ص99- 98)

در سالهای اخیر انتقادات و نظریات مختلفی در واکنش به نابسامانی ها و مضلات شهرسازی جدید در شهرهای اسلامی صورت پذیرفته است.تئوری جدید اسلامی اربانیسم که به مدل ابراهیم معروف است از جمله نگرش هایی است که تمام نظریه های شهرسازی جدید را از قبیل فرهنگ گرایی،مدرنیسم،جنبش باغشهر ها مورد نقد قرار می دهد و معتقد است که هیچکدام از این نظریه ها به نقش مذهب در شهرسازی نپذیرفته اند. این تئوری جدید بر اساس آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص)پایه گذاری شده است.«به نظر ابراهیم،آیات قرآن قواعد کلی تئوری را شکل می دهند و احادیث پیامبر(ص)اصول اساسی یعنی ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهر مسلمانان را تعیین می کند. این قواعد کلی به هرحال می باید در فرم مادی پیاده گردد.از این رو،ابراهیم،با توجه به احادیث از روابط همسایگی نمونه نام می برد؛چرا که این روابط به تعیین اندازه ایده آل بنیاد شهر و مسافت و تراکم مناسب آن می پردازد.به نظر او،یک جماعت 160 خانواری(1600نفری)می تواند به طور هماهنگ موجب تحکیم روابط همسایگی و همبستگی گردد.»(ربانی،1385،ص121) «این واحد مسکونی در جایی قرار دارد که مسجد در مرکز آن است و در اطراف آن یک محور خطی حمل و نقل سازمان دهی می شود و قصبه مکان شکل گیری واحدهای اجتماعی فرهنگی و اداری است.هر قصبه به چند واحد مسکونی جهت یافته و هر یک دارای یک حرا به صورت بن بست می باشد...»(همان منبع،ص121)

در پایان می توان گفت اگر چه مدل ابراهیم شباهت زیادی به لحاظ بعضی اصول کالبدی،ساختاری و جمعیتی با نظریه های مدرنیستی افرادی چون فوریه و لوکوربوزیه دارد.اما تاکید مجدد وی بر نقش عامل مذهب (که در شهرهای قدیمی بیشتر از امروز بدان توجه می شد) توانست موجب تقویت این اندیشه شود که تنها رویکرد برونرفت از وضعیت نابسامان شهرهای اسلامی بازگشت به شهر اصیل اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت و تلفیق آن با شرایط و الزامات زندگی امروزی میباشد.

 

 

منابع:

1- امیر احمدی،ه و رضوی،م.ر،توسعه شهری در رویایی با نوگرایی و الزامات برنامه ریزی،ترجمه سید محمود نجاتی حسینی،فصلنامه مدیریت شهری،شماره2،تهران،وزارت کشور،1379

2- باقری،اشرف السادات،نظریه هایی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی،انتشارات امیرکبیر،تهران،1386

3-شکویی،حسین،دیدگاههای نو در جغرافیای شهری،انتشارات سمت،تهران،1377

4- عرفان،محمد هادی،طراحی شهری و معماری مسلمانان از دید دفاعی،فصلنامه عمران ایران،سری دوم،پیش شماره بهار و تابستان 1380

5- ربانی،رسول،جامعه شناسی شهری،انتشارات دانشگاه اصفهان و انتشارات سمت،1385،ص121

6- قالیباف،محمد باقر و سید موسی پور موسوی،شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)،مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی،شماره نهم و دهم،1386

7- مومنی،مصطفی،نظری بر شهرشناسی جغرافیایی شهرهای ایرانی- اسلامی،نمایه پژوهش،شماره،10- 9 ،وزارت فرهنگ و آموزش عالی،تهران،1374

8- موریس،جیمز،تاریخ شکل شهر،جلد دوم،ترجمه راضیه رضازاده،مهندسان مشاور فجر توسعه(جهاد دانشگاهی علم و صنعت)،1381

 

روند تاريخي تكوين ،رشد و گسترش فضایی شهر بانه  در ادوار مختلف

       بانه شهري تاريخي است كه قدمت آن به بيش از اسلام بر مي گردد ، هر چند كه از تاريخ قبل از اسلام بانه اطلاعات چنداني و جود ندارد ولي طبق اسنادي كه باقي مانده است منطقه بانه قبل از اسلام، تحت حكومت طا يفه اي زردشتي به نام « قه قو » بوده است ، همجنين در جريان جنگهاي ايران و روم در قرن هفتم ميلادي بانه متحمل خسارات هايي شده است .

      بعد از ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان ، مسلمانان در راستاي گسترش قلمرو اسلامي، در صدد تصرف ايران بر آمدند .در نتيجه شهرها ي ايران يكي پس از ديگري مورد تسخير مسلمين قرار گرفت . طبق اسناد تاريخي، ساكنان شهر بانه در اوايل به كشتن تعدادي از صحابه پرداختند كه در نتيجه خشم خالد بن وليد سردار بزرگ اسلامي رابر انگيخت كه در نهايت موجب لشكركشي وي به بانه و تسخير آن گرديد. در اثناي اين جنگ ، به دليل اينكه حاكم بانه بدون هيچگونه مقاومتي ، تسليم سپاه اسلام شد وي را اختيار الدين ناميدند و حكام پس از وي نيز به اختيار الديني مشهور شدند . حكومت اختيار الدينها 12 قرن طول كشيد .در طي حكومت اختيار الديني ها شهر بانه بارها مورد تهاجم و در گيريهاي قبيله اي و منطقه اي بوده ، خسارات زيادي را متحمل شد . يكي از وقا يع مهمي كه در زمان حكومت اختيار الديني ها اتفاق افتاد شيوع بيماري طاعون در زمان كريم خان به سال 1871 ميلادي بود كه باعث ويراني شهر گرديد در نتيجه اهالي شهر را ترك و در مكاني جديد به ايجاد سكونتگاههاي خود اقدام نمودند و بر روي محل قبلي كلمه «كون» به معناي كهنه افزودند كه «بانه كون »نام گرفت.

  نمایی از شهر بانه

بقیه مقاله را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید...


ادامه نوشته

تحلیلی بر و ضعیت تعاونی های مسکن در شهر بانه

     شركتهاي تعاوني مسكن عمدتا" با هدف تأمين زمين و مسكن براي اعضاء شركت تشكيل مي شوند كه اين امر مي تواند به صورت واگذاري و فروش زمين ومسكن باشد ويا به صورت اجاره واحد هاي مسكوني به اعضاء شركت باشد. خدمات رساني به واحدهاي مسكوني متعلق به اعضاء شركت نيز از جمله وظايف ديگر شركتها عنوان شده است.بر پايه گزارش سازمان برنامه و بودجه استان كردستان از وضعيت مسكن شهري استان، در سال 1375 تنها 3 تعاوني در زمينه مسكن در شهر بانه فعاليت داشته اند كه مجموع اعضاء آنها 393 نفرو ميزان سرمايه گذاري اين شركتها در حدود 2174000 ريال بوده است. ر پايه همين گزارش  به اين تعاوني ها 23584 متر مربع زمين واگذار شده است و تعداد كل واحدهاي مسكوني احداث شده توسط اين تعاوني ها 107 واحد بوده است.

   

بر اساس آمار اداره كل تعاون استان كردستان در سال 1380 ، تعداد شركتهاي تعاوني مسكن كه درسطح شهر بانه فعال بوده اند 3 شركت اعلام شده  و مجموع اعضاءاين شركتها 486 نفر و ميزان كل سرمايه گذاري آنها 69968000 ريال بوده است.

      در ادامه اين بخش جهت بررسي و ارزيابي عملكرد تعاوني هاي مسكن در شهر بانه به معرفي تعدادي از تعاوني هاي مسكن درشهر بانه كه در دو دهه اخير فعال بوده اند مي پردازيم: 

ادامه نوشته

تحلیلی بر انتخابات شورای اسلامی شهر بانه؛گذر از بحران یا مدیریت آن

معمولاً در جوامع در حال گذار،برنامه ریزیها و پیش بینی ها در چارچوب های واقعی و اصولی خود قرار نمی گیرند لذا در چنین فضایی اکثر جریانات و حرکتهای علمی و تخصصی افراد و گروهها نیز با شکست مواجه خواهند شد.نتیجه چنین امری بروز آشفتگی و نابسامانیهای طبیعی، سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فنی در سطح جامعه می باشد .این نابسامانی ها که یا بر اثر عملکرد نادرست انسانها بوجود می آیند (مانند بحران های مسکن و فقر) و یا بوسیله طبیعت شکل می گیرند(مانند زلزله وسیل) اگر به موقع  ریشه یابی و سپس اطلاع رسانی نشوند ضریب آسیب رسانی آنها در موقع وقوع پدیده افزایش یافته بصورت پیچیده ای درآمده به بحرانی بزگ تبدیل می شوند و لذا اوضاع جامعه را بطور ناگهانی و غیر قابل پیش بینی به هم می ریزند.

      در ایران به دلیل فقدان سامانه اطلاع رسانی درست و به موقع رویدادها و در واقع ضعف روابط عمومی،مسئولان کشور به سادگی از کنار بعضی از  مسائل و مشکلات می گذرند و یا به صورت مقطعی با آن برخورد می کنند. این امر بیشتر به ساختار قدرت در کشور بر می گردد که همواره با دید امنیتی و مصلحتی به بحرانها می نگرد و لذا به جای شناسایی خطرات بالقوه و مقابله با آنها با بی توجهی و سرپوش گذاشتن بر آنها تنها درصدد پایان پذیرفتن و  عبور بحران بر می آیند. بنابراین روزمرگی و عدم آینده نگری در برخورد با بحرانها بزرگترین آفت مدیریتی و برنامه ریزی کشور بشمار میرود.  

       بطور کلی در چنین شرایطی که ارزشهای حیاتی جامعه بطور غیر مترقبه مورد تهدید قرار می گیرند ایجاد استراتژی مدون و وجود مدیریتی ذکاوتمند می تواند به جای پرده پوشی و یا به عبارت دیگر سیاست گذر از بحران (که سیاست رایج در کشور  ما در مقابله با اکثر بحرانها  می باشد) وضعیت حادث شده را با تلاشی نظاممند و قانونی در مسیری مطلوب قرار داده و با کنترل و هدایت اصولی مسئله ،تهدیدها را به فرصت تبدیل نماید.

      یکی از رویدادهای مهمی که در  روزهای اخیر در کشورمان اتفاق افتاد مسئله برگزاری سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا بود.شوراها نهادی مردمی هستند که جهت تسریع در فرآیند  برنامه های توسعه در ابعاد مختلف عمرانی،بهداشتی،آموزشی،اجتماعی،اقتصادی و سایر امور رفاهی با مشارکت و حمایت مردم درسطوح ده،بخش،شهر،شهرستان و استان شکل می گیرند. لذا شوراها در معنای واقعی خود امری مهم و اساسی در راستای تمرکززدایی ، تعدیل ساختار قدرت در کشور و تزریق آن به لایه های پایین جامعه ،توزیع عادلانه منابع و خدمات و رفع تبعیض ها،تقویت وحدت و انسجام اجتماعی،بالا رفتن سطح آگاهیهای مردم و... بشمار می روند ولی چنانچه همین شوراها در مراحل مختلف شکل گیری(ثبت نام،تایید و یا رد صلاحیت کاندیداها،برگزاری انتخابات،شمارش آراء و...) و مراحل اجرایی(دوره چهار ساله) و مرحله نظارت توسط سازمانهای مافوق و مردم  از مسیرهای اصولی و قانونی خود خارج شوند نه تنها اهداف فوق میسر نمی گردد بلکه  منجر به بروز بحرانی اجتماعی گردیده و در اینصورت مضرات آن بیشتر از محاسنش خواهد بود. امری که در اکثر شهرهای کشور در دوره های گذشته شاهد آن بودیم اگر چه بعضی از شوراها انصافاً عملکرد مناسبی  از خود به جا گذاشتند که برای مثال می توان به ابتکارات شوراهای شهرهای کرمانشاه،اصفهان ،کاشان،تربت حیدریه و حتی سنندج اشاره کرد.    

شهر بانه در استان کردستان از جمله شهرهایی می باشد که علی رغم وجود ظرفیت ها و توانهای بالای تجاری،طبیعی،انسانی و...به دلایل مختلفی که مهمترین آنها نابسامانی در سطح مدیریت شهری بویژه در دو نهاد اثر گذار شورای شهر و شهرداری می باشد با مسائل و مشکلات زیادی مانند توسعه ناموزون شهر،توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات رفاهی در سطح محلات،توسعه غیر اصولی و نامناسب مراکز تجاری شهر و بهره مندی عده اندکی از مردم از منافع تجاری شهر، وضعیت نامناسب حمل و نقل درون شهری ،گرانی زمین و مسکن ،تخلفات ساختمانی و ساخت و سازهای غیر مجاز،تغییر کاربریهای اراضی بصورت غیر قانونی، پایین بودن سرانه های مختلف فضای سبز،آموزشی،بهداشتی،خدماتی،تاسیساتی و تجهیزاتی،ورزشی ، برخورد ناشایست و آمرانه بعضی از اعضاء شورای شهر و کارمندان شهرداری با ارباب و رجوع و از همه فساد اقتصادی بعضی از آقایان و دهها مورد دیگر روبرو بوده است که بررسی آنها را به نوشتاری دیگر موکول می نماییم.

     هدف اصلی این نوشتار تحلیلی بر انتخابات سومین دوره شوراها در شهر بانه در راستای تنویر افکار عمومی  می باشد اگر چه مردم فهیم بانه خود واقعیت های موجود را می دانند اما ذکر و یادآوری بعضی از مطالب و تأکید بر آنها با هدف ترسیم واقعی بحران بوجود آمده در وضعیت کنونی و در بلند مدت مسیر ما را جهت بهینه کردن تصمیمات در آینده روشنتر خواهد نمود.

همانطوریکه می دانیم یکی از ویژگیهای برجسته سومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر بانه حضور چشمگیر فارغ التحصیلان دانشگاهی با مدارک لیسانس و بالاتر و مرتبط با توسعه شهری از جنبه های مختلفی همچون برنامه ریزی شهری،عمران،امور اجتماعی و فرهنگی،امور بهداشتی،فضای سبز،امور ورزشی،حقوق و مدیریت  بود. این مسئله در ظاهر امر نشان از عزم و اراده جوانان متخصص بانه ای در راستای تحول و دگرگونی در سیستم مدیریت شهری پوسیده ای داشت که در ید عده ای انحصار طلب که تنها درصدد کسب اقتدار از ساختار حکومتی و رسیدن به اهداف شوم اقتصادی خود بودند قرار گرفته بود.اما علی رغم تمام پیش بینی ها و نظرسنجی های گوناگون و برخلاف انتظار همگان این بار نیز به مانند دفعات پیشین و حتی به مراتب بدتر از گذشته ،تعدادی از آماتورها و افراد غیر متخصص (با مدارک دیپلم و فوق دیپلم) با بکارگیری ترفندهای غیر اخلاقی و غیر قانونی و البته با حمایت برخی از طوایف ،اشخاص با نفوذ اجتماعی و طیف های گوناگونی که صرفاً با تعصبات خاص خود و با دید منفعت گروهی و شخصی به مسئله می نگریستند گوی سبقت از سایرین را ربوده بر مسند قدرت تکیه زدند.

 

اگر چه ضعف حافظه تاریخی عده کثیری از مردم و بویژه تعصبات کور بعضی از افراد و گروهها را بایستی یکی از عوامل اصلی موثر در راستای شکست طبقه تحصیلکرده در جریان انتخابات دانست اما بیشترین نقدها در درجه اول متوجه عملکرد ناشایست بعضی از کاندیداها در جریان انتخابات می باشد.

تهدید و یا تطمیع مردم با استفاده از اهرمهای گوناگون مانند سوء استفاده از موقعیت اداری ،برگزاری مهمانی های گسترده ،توصیه به نوشتن اسامی نامزدهای معین توسط افراد نفوذی و حتی برخی کاندیداها در محل اخذ رأی ،کشاندن تعداد زیادی از ساکنان  روستاها و حتی شهرهای اطراف مانند شهرهای سقز و سردشت به پای شعبه های اخذ رأی جهت رأی دادن به نامزدی خاص از جمله بدیهی ترین تخلفات صورت گرفته  توسط عده ای از کاندیداها (بویژه افراد راه یافته به شورای شهر ) می باشد. علاوه بر این عملکرد ضعیف هیأتهای اجرایی و نظارت شهرستان در جریات انتخابات بر شدت نابسامانی ها و تخلفات افزوده  و لذا اعتراض گسترده کاندیداها و نارضایتی وسیع مردم را نسبت به وضعیت بوجود آمده به دنبال داشته سوالات و شبهات زیادی را در نزد افکار عمومی جامعه ایجاد نمود.

در این میان اعتراف صریح یکی از بالاترین مقامات دولتی در سطح شهر بانه مبنی بر وقوع تخلفات در جریان انتخابات شورای شهر بانه در حضور جمع زیادی از کاندیداهای معترض و از همه جالبتر تلقی ایشان از تخلفات صورت گرفته توسط کاندیداها بعنوان شگرد انتخاباتی مایه تعجب و شگفتی بوده بر دامنه بحران افزوده و این سوالات را در اذهان بوجود می آورد که آیا در جامعه ای که  در آن  بعضی از مسئولین و دست اندرکاران  به جای حل مسئله و مدیریت آن به سادگی ازکنار  آن گذشته و سعی در سرپوش گذاشتن و گذر از بحران را دارند میزان اعتماد مردم به نظام حاکم در چه سطحی خواهد بود و آیا چنین کشوری توانایی مقابله ،کنترل و هدایت  بحرانهای حادتری را خواهد داشت؟

در هر حال انتخابات با شور و حال بیشتری نسبت به گذشته برگزار و عده ای هم به حق و یا به ناحق بعنوان نماینده مردم به شورای شهر بانه که در سالهای اخیر به رزمگاه و محل زد و خورد بین  وفاداران  به حقوق شهروندی(!) مبدل گشته است راه یافتند.اگرچه اعضای شورای جدید عمدتاً افرادی مثبت و خوشنامی می باشند ولی بکارگیری ترفندهای ناشایست توسط برخی از آنان جهت راهیابی به شورای شهر و عدم استقلال تعدادی از این افراد و از همه مهمتر عدم آشنایی با قوانین،وظایف و اختیارات شوراها و شیوه مدیریت شهری همچون بانه که دارای موقعیت خاصی از جنبه های استراتژیکی(مرزی بودن) ، اجتماعی و فرهنگی،تجاری و توریستی در سطح منطقه می باشد تردیدها و نگرانی هایی را در میان مردم نسبت به چشم انداز آتی شهر بوجود آورده است.

اگر چه ترکیب فعلی شورای شهر بانه  ممکن است مورد خوشایند عده ای از ساکنان شهر نباشد اما مصلحت عمومی ایجاب می کند که واقعیت را قبول کرده و در این مورد نیز مانند سایر رویدادهایی که در کشورمان غیر قابل پیش بینی نیستند قاعده تجاهل را بکار برده و با دیدی مصلحتی (و البته اصولی)به مسئله نگریسته و سعی در هدایت و مدیریت آن بکنیم. لذا تنها رویکرد برونرفت از بحران بوجود آمده مدیریت صحیح مسئله از راه  مشارکت همگان بویژه متخصصین و آگاهان به امور شهری در جریان تصمیم گیریها می باشد.بنابراین تقویت کمیسیونهای تخصصی شورای شهر، تشکیل شوراهای فرعی محلات، ایجاد هیأتهای مشاوره با مشارکت مراکز تحقیقاتی، دانشگاهی ، معتمدین ،آگاهان محلی وانجمنهای غیر دولتی ،نظر سنجی ها،برگزاری همایشها و جلسات پرسش و پاسخ با حضور طبقات مختلف جامعه و اطلاع رسانی به موقع و شفاف سازی دقیق امور و...از مهمترین راهکارهای جلب مشارکت شهروندان در اداره امور شهر و در نتیجه بهینه سازی تصمیم گیریها و پیشبرد برنامه ها بشمار می روندکه بایستی اعضای شورای شهر آنرا مد نظر قرار داده به فعلیت درآورند.

بنابراین مشارکت در بالاترین سطح خود یعنی نظارت واقعی مردم بر مراحل مختلف برنامه ریزیها شامل نحوه تهیه برنامه ها،اجرا و ارزیابی آنها از یکطرف باعث تسهیل در جریان امور و انطباق برنامه ها با امكانات و نياز هاي موجود در محل و در نتیجه کشف و تدوین رهیافتها و نوآوری های جدید خواهد شد و از طرف دیگر باعث مشروعیت بخشیدن به برنامه ها  از طرف صاحبان واقعی شهر(شهروندان) و افزایش سطح مقبولیت مدیران شهری (به جای طرد آنها) می شود.در غیر اینصورت تجربه تلخ دوره های قبلی دوباره تکرار شده و لذا این شورا نیز به مانند سایر شوراهایی که تنها در صدد کسب اقتدار سیاسی و اقتصادی در داخل نظام موجود بوده اند و در نهایت با شکست مواجه شده اند به همان سرنوشت دچار خواهد شد.

موانع و جهات توسعه فیزیکی شهر بانه

 

     در توسعه فيزيكي شهرها عوامل طبيعي و انساني (مصنوعي) در نحوه شكل گيري و روند توسعه آتي شهر مؤثر مي باشند. عوامل موثر در توسعه كالبدي و فيزيكي شهر بانه(موانع توسعه) را مي توان چنين شرح  نمود: 

الف- عوامل طبيعي

يكي از عوامل طبيعي مؤثر در توسعه شهر بانه ،وجود ارتفاعات و پستي و بلنديهاي شهر مي باشد. شهر بانه بر روي دره اي واقع شده است كه ارتفاعات گوناگوني آنرا احاطه كرده اند(شمالا"به ارتفاعات دوزين،جنوبا"به ارتفاعات آربابا،شرقا"به ارتفاعات بابوس و غربا"به ارتفاعات پست سليمان بيگ).اگر چه اين ارتفاعات به عنوان موانع توسعه فيزيكي شهر محسوب مي شوند اما شكل گيري محلات و مناطق مسكوني مختلف بر روي شيب هاي تند دامنه هاي اين ارتفاعات نشان از عدم كنترل ساخت و سازهاي غير قانوني و توسعه غير اصولي و نامناسب شهر دارد. شكل گيري و توسعه محلات حمزه آباد و صالح آباد در قسمتهاي شمالي شهر دو نمونه از توسعه نامناسب محلات شهر بر روي تپه ها و دامنه هاي شيب دار ارتفاعات ميباشد.همچنين در اراضي توسعه يافته جنوبي شهر(دامنه هاي ارتفاعات آربابا) توسعه فيزيكي شهر به طرف زمينهاي بالا دست صورت پذيرفته است. وجود زمينهاي كشاورزي و اراضي مرتفع در شرق شهر به عنوان مانعي جهت توسعه شهر امكان رشد كالبدي شهر را در اين قسمت نيز با محدوديت روبرو ساخته است.ارتفاعات پست سليمان بيگ نيز تا حدودي بر محدوديت توسعه شهر افزوده است.      يكي ديگر از عوامل طبيعي اثر گذار در توسعه بانه ،رودخانه بانه چاي است كه از شمال شرقي شهر به جنوب غربي شهر با عرض سي متر از شهر عبور كرده آنرا به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم نموده و پس از طي مسافتي وارد خاك عراق مي گردد.اين رودخانه به دليل گسيختگي كه در بافت مركزي شهر ايجاد نموده است همواره به عنوان عاملي در محدوديت توسعه شهر عمل نموده است.اين امر به علت بالا بودن هزينه احداث پل هاي متعدد جهت تسهيل در ارتباط بين دو طرف رودخانه و يكپارچگي بافت شهر به عنوان مانعي در توسعه فيزيكي شهر به شمار ميرود. عامل ديگري كه مي توان از آن بعنوان مانع طبيعي در توسعه شهر بانه نام برد عامل اقليم مي باشد. همانطوركه قبلا"نيز اشاره شد شهر بانه از نظر اقليم داراي زمستانهاي بسيار سرد و تابستانهاي معتدل مي باشد.قسمت اعظم نزولات جوي در زمستان به صورت برف مي باشد كه باعث بروز يخ زدگي و لغزندگي سطح معابر و گذرگاههاي شهر و در نهايت محدوديت توسعه، خاصه در قسمتهايي از شهر كه داراي شيب هاي تند مي باشد گرديده است. اراضي مرغوب كشاورزي ،مخصوصا"اراضي قسمتهاي شرقي شهربانه را نيز مي توان به عنوان عامل طبيعي ديگري كه سبب عدم توسعه كالبدي سكونتگاههاي شهر در اين اراضي گرديده است ،مطرح نمود.

ب- عوامل مصنوعي 

بر پايه مشاهدات صورت گرفته ،اراضي وسيعي از نواحي جنوب غربي و شمال غربي شهر بانه به كاربري هاي نظامي (پادگانها و مراكز نظامي و انتظامي) اختصاص يافته است كه توسعه شهر را در قسمتهاي مذكور با محدوديت مواجه ساخته است .  علاوه بر اين زمينهاي متعلق به صدا و سيما در جنوب غربي شهر نبز مانعي جهت توسعه شهر در جبهه فوق الذكر بشمار مي روند.همچنين اراضي متعلق به سازمان اوقاف ،براي مثال اراضي گلستان گورستان شهدا در شمال جاده سليمان بيگ موانع مصنوعي و انسان ساخت در مقابل توسعه شهر هستند. جهت توسعه بهينه شهر با افزايش جمعيت شهر بانه در اثر مهاجرتهاي وسيع روستائيان به شهر كه بعد از خاتمه جنگ و شروع بازسازيهاي شهر با شدت بيشتري انجام پذيرفت و همچنين با گسترش بخش خدمات خاصه خدمات بازرگاني و خريد و فروش كالاهاي قاچاق و مبادلات مرزي در شهر كه از دهه هفتاد آغاز شده بود مجموعا" منجر به توسعه افقي شهر و تغيير قانوني يا غير قانوني كاربريهاي شهري مصوب طرحهاي جامع و تفصيلي به كاربريهاي مسكوني گرديدعدم صرفه جويي در استفاده از زمينهاي مسكوني و بهره گيري از يك طبقه از اراضي واگذاري توسط دولت در طرحهاي آماده سازي زمين خود  زمينه توسعه افقي شهر را بيش از پيش فراهم نمود بطوريكه در مدت كوتاهي اراضي وسيعي از قسمتهاي غربي و شمال غربي شهر به زير ساخت و سازهاي مسكوني رفته ،توسعه شهر را در اين جبهه نيز مانند ساير نقاط شهر (شمال،جنوب و تا حدودي شرق) به حد اشباع رسانيده و توسعه سالهاي آتي شهر را با محدوديت هاي زمين و جهات مناسب روبرو ساخته است.  هر چند درسالهاي اخير افزايش تراكم ساختماني و اتخاذ سياست كوچك سازي خصوصا" در ساختمانهاي مسكوني جديد الاحداث گامهايي مثبت در جهت توسعه بهينه شهر بشمار مي روند اما تدوام رشد جمعيت شهر و محدوديت زمين همچنان گوياي وضعيت بحراني شهر از نظر توسعه كالبدي و فضايي خصوصا"در سالهاي آينده خواهد بود.در اين ميان ساخت و سازهاي غير مجاز و بورس بازي زمين توسط دلالان و سوداگران زمين بر معضل زمين و مسكن  بيش از پيش افزوده است.     

به طور كلي ميتوان گفت كه توسعه ادواري شهر بانه كه در گذشته در حد فاصل ارتفاعات جنوبي شهر (آربابا)و رودخانه بانه چاي صورت پذيرفته بود در سالهاي گذشته متوجه اراضي شمالي شمال غربي و غرب شهر گرديد.اما رشد بي رويه ساخت و سازهاي شهري در دامنه ارتفاعات شمالي نيز منجر به اشباع اراضي قابل توسعه در منطقه فوق الذكر گرديد.اراضي جنوب شرقي شهر (در امتدادجاده بوئين) نيز در سالهاي اخير با احداث  شهركهاي نور و جهاد در حال اشباع شدن مي باشند. همچنين اراضي باقيمانده در جبهه شرقي نيز به علت اينكه اكثرا"بصورت زمينهاي كشاورزي و باغات بوده، داراي شيبهاي تندي هم مي باشند براي توسعه واحدهاي مسكوني مناسب نمي باشند.  قسمتهاي جنوب غربي شهر به دليل وجود آرامگاه سليمان بيگ و اراضي صدا و سيما و اراضي واقع در شمال غربي شهر نيز به علت اينكه به كاربري نظامي اختصاص يافته اند ،جهات مناسبي جهت توسعه فيزيكي شهر به حساب نمي آيند     

عکس هوایی موانع توسعه فیزیکی شهر بانه

بنابراين جهت انتخاب توسعه بهينه شهر بانه مي توان راهكارهاي زير را مطرح نمود: 1- انتقال دادن  مراكز نظامي و تأسيسات غير ضروري داخل بافت شهر مانن ميادين تره بار ، كشتارگاهها و... به مكانهايي مناسب خارج از محدوده شهر؛ 2- تدوين ظوابط و مقرراتي مناسب جهت جلوگيري از هدر رفتن زمينهاي شهري اختصاص يافته به كاربريهاي مختلف؛ 3- افزايش تراكم ساختماني و حمايت از سياست هاي كوچك سازي و بلند مرتبه سازي در ساخت و سازهاي آتي در مناطق مختلف شهر؛ 4- كنترل بيشتر دولت بر نحوه توسعه فيزيكي شهر با اعمال سياستهايي همچون حمايت از انبوه سازان و اجراي طرح هاي آماده سازي زمين؛ 5- در پايان استفاده از زمينهاي باقيمانده قسمتهاي غربي و شمال شرقي شهر جهت توسعه آتي شهر قابل توصيه مي باشند.


بررسی ساختارهای طبیعی و ساختمانی در ارتباط با زلزله و راهکارهای مقابله با آن در شهر بانه

مقدمه    

  زلزله را مي توان به عنوان تكانهاي ناشي از عوامل طبيعي كه از يك يا چند نقطه بر پوسته زمين وارد مي آيند تعريف كرد .اين تكانها در اثر عوامل مختلف دروني پوسته زمين مانند آزاد شدن انرژي ويا انباشته شدن آن در اعماق زمين و عوامل بيروني همچون عبور يك كاميون ، فرو ريختن غارهاي زير زميني ، انفجارهاي اتمي ، سقوط سنگهاي آسماني و غيره بوجود مي آيند .

     در اين ميان عوامل بيروني كه موجب تكانها وارتعاشات پوسته زمين مي شوند به علت اينكه از نيروي كمي بر خوردارند اهميت چنداني در وقوع زلزله ندارند ولي فعاليتهاي تكتونيكي ونيروهاي دروني زمين بنا به بزرگي وشدتي كه دارند ، عمده ترين منشأ وقوع زلزله به شمار  مي روند.

     بر اساس بررسي هاي انجام شده ، ماهانه بطور متوسط يك زلزله نسبتا" شديد در مناطق مختلف كره زمين اتفاق مي افتد .ايران از جمله كشورهاي هايي است كه به علت واقع شدن بر كمربند زلزله آلپ- هيماليا همواره در معرض وقوع زلزله هاي مخرب و ويرانگري بوده است . بطوريكه درصد سال گذشته ايران يكي از شش كشور با تلفات بالاي ناشي از زلزله بوده است.

      بانه از جمله شهرهايي است كه به علت قرار گيري در مجاورت زون زا گرس و وجود گسلهاي معروف پيرانشهر و كاشانه در پهنه با خطر نسبي نسبتا" بالايي واقع شده است كه مي تواند در صورت وقو ع زلزله خسارات زيادي به بارآورد.علاوه بر این عدم رعایت اصول و ضوابط شهرسازی و از همه مهمتر درصد بالای ساختمانهای با مصالح کم دوام و نیمه با دوام در سطح شهر (بویژه محلات حاشیه ای و دامنه ارتفاعات شهر) آسیب پذیری شهر را در مقابل زلزله دو چندان نموده است.

     وقوع زلزله هاي پياپي در طي سالهاي گذشته كه با حجم گسترده اي از خسارات مالي وجاني همراه بوده اند بيانگر اين مطلب است كه هنوز در كشور ما به دليل عدم توجه به ساخت وسازهاي  مقاوم در برابر زلزله اين معضل همچنان تمام نقاط ايران را با توجه به قرار گيري بر روي كمربند زلزله تهديد      مي كند . تصويب آيين نامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله در سال 1378 ، هر چند گامي  مهم در جهت بهبود وضعيت ساختمان سازي در كشور بود اما رعايت نكردن مفاد آن در عمل موجب گستردگي حجم خرابيها شده است كه نمونه آن زلزله بم در سال 1382 مي باشد. . لذا جهت مقابله با اين معضل ، تدوين يك برنامه منسجم و درازمدت در سطح كشور كه منجر به كاهش آسيب پذيري از طريق مقاوم سازي و ايمن سازي ساختمانها، مديريت قوي و علمي امري ضروري مي باشد.

     هدف برنامه ريز شهري از بررسيهاي لرزه خيزي ، شناخت شرايط ژئوتكنيكي و ميزان خطر زمين لرزه محل مورد مطالعه در آينده مي باشد تا براساس آن ضمن تدوين قواعد و پارامترهاي مناسب در جهت مقاوم سازي سازه ها در محل  به تعيين جهت توسعه شهر ونوع كاربريها ومكانيابي آنها بپردازد.

 در ادامه این مقاله جهت بررسی وضعیت زلزله در شهر بانه ،نخست شاخصهای کیفی مسکن ارائه می گردد:

 متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید:

ادامه نوشته

گرانی مسکن در شهر بانه؛علل و راهکارها

مقدمه

شهر مرزي بانه از جمله شهرهايي مي باشد كه در دهه هاي اخير عمدتا" بر اثر تحولات سياسي و اقتصادي حادث در منطقه با دگرگوني هاي زيادي در زمينه هاي مختلف مواجه بوده است. افزايش سريع جمعيت و شهرنشيني و بدنبال آن بروز مشكلات متعددي همچون افزايش قيمت زمين و مسكن،توسعه بي رويه شهر، ساخت و سازهاي غير مجاز، ناتواني بعضي ادارات دولتي درخدمات رساني بهينه به شهروندان، مشكلات ترافيكي و تصادفات درون شهري و...از پيامدهاي منفي رشد سريع شهرنشيني در شهر  بانه  بشمار  مي روند. در اين ميان مسئله تأمين  مسكن (كه بعنوان يكي از اساسي ترين نيازهاي زيستي جهت حفظ و بقاي افراد جامعه بشمار مي رود و به لحاظ اهميت  بعد از خوراك و پوشاك دررتبه سوم قرار دارد ) براي اقشار مختلف مردم خصوصا" خانوارهاي كم درآمد از اهميت قابل توجهي برخوردار است.

     بطور كلي بررسي وضعيت مسكن در شهر بانه در دهه هاي اخير حاكي از آنست كه بعد از دوره ركود فعاليتهاي ساختماني در طي سالهاي جنگ تحميلي ، از سال 1368 به بعد بخش مسكن مجددا" رونق نموده است. اوج رونق بخش مسكن در شهر بانه از سال 1373 و خصوصا" با رونق يافتن فعاليتهاي بازرگاني و در نتيجه ساخت و سازهاي تجاري و مسكوني شروع شده و قيمت ها در اين بخش به شدت افزايش پيدا كرده است. روند رونق بخش مسكن و افزايش قيمتها در شهر بانه با تغييراتي در سالهاي بعد نيز ادامه يافته و در دهه 80 به بالاترين سطح (يعني درحدود سه برابر افزايش ) رسيد.اگرچه بخش مسكن در ماههاي اخير  با ركود نسبي روبرو گرديده است اما افزايش سرسام آور قيمت زمين و مسكن در طي دهه گذشته نگارنده را وادار به جستجو به دنبال علل مؤثر در بالا رفتن قيمتها در بخش مسكن در شهر بانه نمود كه نتيجه اين پژوهش بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:

     يكي از عوامل اصلي افزايش قيمت زمين و مسكن در شهر بانه نرخ رشد سريع جمعيت در شهر بخصوص در دهه هاي اخير مي باشدجمعيت شهر بانه در اولين سرشماري رسمي كشور در  سال 1335  برابر با 4800 نفر بوده است كه اين رقم در سال 1345 كه مصادف با  به رسميت شناخته شدن شهر بانه بعنوان مركز شهرستان و تأسيس شهرداري و ساير ادارات دولتي و در كل توسعه و عمران شهر بود به 8617 نفر (يعني دو برابر افزايش) رسيد. جمعيت شهر بانه در سال 1355 با نرخ رشدي معادل 08/6 درصد به 15552 نفر و در سرشماري سال  1365 با نرخ رشدي معادل 85/0 درصد به 16933 نفر رسيد كه علت عمده آن شرايط ناگوار  ناشي از جنگ ايران و عراق و اغتشاشات مرزي و در نتيجه مهاجرت ساكنان شهر بانه به نقاط امنتر در روستاها و شهرهاي اطراف بوده است. با خاتمه جنگ و شروع بازسازيها ،جمعيت شهر بانه در سال 1370 به 40837 نفر رسيد كه نرخ رشدي معادل 25/19 درصد را نشان ميدهد كه در طي سالهاي گذشته بي سابقه بوده است. اگرچه رشد جمعيت در شهر بانه در سرشماري 1375  نسبت به سال 1370حالت متعادلتري به خود گرفت اما بر اثر رونق بخش بازرگاني ، سيل عظيم مهاجرت روستائيان  به شهرهمچنان ادامه يافت و جمعيت شهر به 55433 نفر افزايش يافت كه نرخ رشدي برابر با 30/6 درصد را نشان مي دهد. بالاخره جمعيت شهر بانه در سال 1380 در حدود 65000 نفر بر آورد شده است كه نشان از متعادلتر شدن آهنگ رشد جمعيت و شهرنشيني در بانه دارد.

     افزايش سريع جمعيت شهر بانه در دو دهه گذشته بر اثر مهاجرت روستائيان به شهر و رشد طبيعي جمعيت سبب بوجود آمدن تقاضاي بيش از حد در امر زمين ومسكن در برهه اي از زمان بوده وهمين امر سبب گرديده تا بورس بازان زمين فرصت را غنيمت شمرده ، قيمتها را دائما" افزايش دهند.رواج بورس بازي زمين در شهر بانه منجر به تجمع سرمايه ها در دست عده  اندكي شده و اختلاف طبقاتي را در شهر تشديد نموده است. علاوه بر اين افزايش قيمت زمين در شهر بانه باعث گسترش بيكاري ، افزايش هزينه مسكن و به تبع آن كاهش دسترسي اقشار كم در آمد و متوسط جامعه شهري به زمين ومسكن شده است. علاوه بر اين با افزايش قيمت زمين ، دسترسي سازمانهاي خدماتي ودولتي كه وظيفه تأمين خدمات اجتماعي و زير بنايي مورد نياز جامعه را بر عهده دارند به بازار زمين كاهش و هزينه تأمين اين خدمات به شدت افزايش يافته در نهايت موجب نقصان در ارائه خدمات اجتماعي مورد نياز ساكنان شهر گرديده است. 

علاوه بر عامل رشد جمعيت مهمترين عوامل مؤثر در افزايش قيمت زمين و مسكن در شهر بانه عبارتند از:

 

ادامه نوشته

مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها؛موانع و راهبردها

 مقدمه

     در سالهای اخیر همواره در محافل علمی و سیاسی کشور موضوع "مشارکت"شهروندان در امور شهرها ،در صدر گفتارهای اجتماعی و سیاسی جامعه قرار داشته و همگان از آن به عنوان عنصری مهم در جهت رسیدن به دموکراسی و تحقق توسعه پایدار سخن رانده اند. اگر چه سابقه شکل گیری این مباحث به حوادث بعد از انقلاب مشروطیت و تصویب قوانین مهمی همچون قانون اساسی کشور،قانون بلدیه،قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی و قانون تشکیل ایالات و ولایات،انجمن شهر و ده و...(که اکثر اصول آنها در دوره پهلوی به فراموشی سپرده شدند.)برمی گردد، اما ظهور مفاهیم جدیدی از قبیل،جامعه مدنی،مقتدرسازی،شایسته سالاری،شهروندی و...همگی نشان از اهمیت روزافزون این مباحث در نزد افکار عمومی بویژه دست اندرکاران امور کشوری دارد.

     در رابطه با تعریف مشارکت بحثهای فراوانی صورت گرفته است که یکی از مهمترین این تعاریف بدین صورت بیان شده است:

«مشارکت درگیری ذهنی وعاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدفهای گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند.»1محورهای اساسی مشارکت در تعریف فوق عبارتند از:درگیرشدن، فعالیت ویاری دادن ومسئولیت پذیری

     مفهوم مشارکت ابتدا در قلمروهای مختلف اقتصادی و صنعتی جهت تشریک مردم در امور مالکیت مطرح شد اما به تدریج معنای مشارکت به تمامی ابعاد زندگی بشر کشیده شد. بطوریکه امروزه مشارکت بعنوان امری اساسی جهت دخالت آگاهانه و واقعی مردم در تعیین سرنوشت خویش در تمامی عرصه های زندگی وارد گشته است.

     «تازه ترین زمینه های مشارکت ، مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهاست. این مشارکت یکی از الزامات زندگی شهری است و هنگامی تحقق می یابد که شهر نشینان از حالت فردی که صرفاً در مکانی به نام شهر زندگی می کنند درآیند وبه شهروند بدل شوند.»2

     اصولا ًمشارکت واقعی مردم در اداره امور کشور باعث می شود که مردم و بویژه بسیاری از افراد شایسته و کاردان در صحنه کار و فعالیت در چارچوب های قانونی باقی مانده و در امور اجرایی کشور سهیم گردند. علاوه بر این درگیر کردن مردم با فعالیتهای مشارکتی سبب اطلاع آنان از جریان کارها و پیچیدگی امور وآشنایی با میزان و محدودیت منابع و توان و کارایی دولت و نهایتاً تعدیل انتظارات و توقعات مردم از دولت خواهد شد. شکل گیری اتحاد و وفاق ملی و انسجام اجتماعی در میان اقشار مختلف مردم از مزایای دیگر مشارکت در جامعه به شمار  می روند.     

     هدف اصلی از تدوین این نوشتار بررسی تنگناها و موانع موجود بر سر راه فعالیتهای مشارکتی شهروندان در اداره امور شهرها و در نهایت ارائه راهبردهای ممکن جهت برطرف نمودن این موانع با هدف جلب مشارکت شهروندان می باشد.

  

ادامه نوشته