مطالعه و شناخت مولفه ها و عوامل موثر در شکل گیری و توسعه شهرها،از مهمترین مباحثی است که از گذشته های دور توجه عده ای از اندیشمندان رشته های مرتبط را به خود معطوف داشته و نظریه ها و مدلهای مختلفی جهت تحلیل این پدیده ارائه شده است.مولفه مذهبی به شهر یکی از مهمترین رویکردهایی می باشد که همواره در کنار سایر رویکردهای جغرافیایی،اقتصادی،سیاسی،جامعه شناسی،انسان شناختی،فن شناختی و... مطرح بوده است.
مروری بر تاریخ شهرنشینی و شهرسازی جهان نشان می دهد که عامل مذهب نقش مهمی در شکل گیری و گسترش شهرهای زیادی بویژه در شهرهای قدیمی داشته است.در بین ادیان آسمانی ،دین اسلام بیشترین نقش را در ایجاد و توسعه شهرنشینی داشته است.بطوریکه«برخی مستشرقان اسلام را شهری ترین دین خوانده اند و تمایلات شهری قوانین شرع مقدس را دلیلی بر این نگرش دانسته اند. با نگاهی به تاریخ 1400 ساله تمدن اسلامی و سده های اوج شکوفایی آن،بدین نکته واقف می شویم که کمتر تمدنی به اندازه تمدن مسلمانان،به بنای نوشهرها پرداخته اند.»(عرفان،1380،ص19- 24)
از جمله اندیشمندانی که به نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در شهرنشینی و ویژگیهای خاص شهرهای اسلامی اعتقاد دارند می توان به افرادی نظیر،ریچارد فرای،سیناسور،ریاض حسن،ابن خلدون،ریچارد بولت،جوزف ارنست،ویلیام مارسی،فن گرونبام،گویتین و آرمسترانگ اشاره کرد.همه این افراد معتقدند که اسلام دینی شهری است که از یکطرف باعث تغییر و تحول در سیمای شهرهای قدیمی و از طرف دیگر منجر به شکل گیری شهرهای جدید با ویژگیهای اسلامی گردید.
بسیاری دیگر از مورخین و جغرافیدانان برجسته مانند ابن خلدون و یا اسلام شناسان معروفی نظیر کالدوم در مباحث مربوط به شهرنشینی در دنیای اسلام نخست به تفاوت بین نظامهای فرهنگی بدوی و کوچ نشینی با سیستمهای فرهنگی پیشرفته و نقش دین اسلام در انتقال از فرهنگ ابتدایی به فرهنگ شهری پیشرفته و توسعه و گسترش آن می پردازند.لذا در این دیدگاه ،دین اسلام از طریق ایجاد همبستگی دایمی بین گروههای مختلف اجتماعی زمینه را برای تداوم و توسعه شهرنشینی در قلمرو سرزمینهای اسلامی بوجود می آورد.
گروهی دیگر از نظریه پردازان شهر اسلامی به وجود رابطه بین ایمان اسلامی و زندگی شهری و شهرنشینی اعتقاد دارند و بر این باور هستند که شهرها در مقایسه با روستاها از شرایط مناسب تری برای انجام فرائض دینی از قبیل نماز،روزه و زکات برخوردار می باشند.ویلیام مارسی که خالق مفهوم شهر اسلامی نیز می باشد معتقد است که ساختار شهرهای اسلامی تجلی احکام دینی هستند.در مقابل نظریه های فوق که معتقد به اثرگذاری دین اسلام در شهرنشینی و حیات شهری هستند دیدگاههایی نیز در مخالفت با مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی وجود دارد.
اشرف السادات باقری در کتاب«نظریه هایی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی»ضمن بررسی آرای موافقان شهر اسلامی به تحلیل نظریه های مخالفین درباره شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نیز می پردازد و آنها را به پنج دسته تقسیم بندی می کند که عبارتند از:
1- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی و یونانی می دانند.
2- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را صفت شرقی دادند و آن را شهر شرقی نامیدند.
3- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد شرایط و ویژگیهایی میدانند که یک شهر بایستی دارا باشد.
4- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد تداوم و استمرار تاریخی می دانند.
5- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را دارای ساختار سست و بی قاعده می دانند.
در پاسخ به نظریه های مخالفان مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی گفته می شود که «شهر اسلامی در ابعاد فیزیکی،اجتماعی،دینی،اقتصادی و سیاسی دارای هویت مستقل و اسلامی است.تاثیر پذیری فرهنگهای مردم جهان در ابعاد گوناگون،من جمله در شیوه شهرسازی از یکدیگر امری کاملاً طبیعی و از قدیم تا به امروز وجود داشته است.بنابراین امکان دارد که برنامه ریزان شهری مسلمان و در برخی موارد از تجارب معماران و مهندسان روم و یونان استفاده کرده باشند اما این بهره مندی تا به آنجا نبود که هویت اصیل بافت شهر اسلامی را زیر سوال ببرد.در ثانی ،برخی ویژگیهای ساختار شهر اسلامی توسط معماران غربی تقلید شده است،علی الخصوص در معماری و طراحی دژهای جنگی،بنابراین اگر تاثیری بوده،متقابل بوده است.»(باقری،1386،ص68- 69)
«شهر اسلامی بر اساس منشأ شکل گیری آنها به سه گونه تقسیم می شود. دو گونه اول زیستگاههای موجودی اند که یا مانند اربیل (اربلای باستانی)رشد ارگانیک داشته یا مانند دمشق دارای منشأ طراحی شده یونانی- رومی بوده اند.هر دو گونه با توسعه اسلام،تدریجاً در محدوده سرزمینهای اسلامی قرار گرفتند.سومین گونه شهرهای جدیدند که ارتشهای مسلمان در سرزمین های فتح شده بنیان گذاردند. تونس نمونه ای از این موارد است.»(موریس،1381،ص29)
«اهلرز،ویژگیهای مدل شهر اسلامی را شامل وجود سلسله مراتبی از ساختارها،کارکردها در مرکز شهر مثل مسجد آدینه،وجود سلسله مراتب بازرگانی و پیشه وری در درون بازار،وجود محلات مسکونی گوناگون که در عین جدایی دارای هم پیوندی هستند،وجود استحکامات نظامی- دفاعی و بالاخره مشخصات ظاهری دیگری چون گورستان و بازارهای دوره ای بیرون باروی شهر ذکر نموده و سپس بر نهاد وقف و رابطه شهر و روستا در چارچوب سرمایه داری بهره وری به عنوان کلید فهم شهر سرزمین اسلامی صحه گذاشته است.»(مومنی،1374،ص41)
واقعیت اینست که شهرهای جهان اسلام تا اواخر قرن نوزدهم همچنان تحت تاثیر عوامل درونی همچون عوامل اعتقادی و ایدئولوژیکی،اقتصادی،طبیعی،دولتی و نظامی،ارتباطی ،وقف و... ایجاد و گسترش می یافتند.مطالعه ساختار داخلی شهرهای اسلامی حاکی از اینست که در بین عوامل فوق،فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی بیشترین تاثیر را در برنامه ریزی شهری داشته است و لذا ساخت و بافت داخلی اکثر شهرهای جهان اسلام بویژه در کشورهای ایران،عراق،مصر،هندوستان و حتی کشورهای شمال آفریقا یکسان و شبیه به یکدیگر می باشند.
یکی از عوامل موثر در شهرنشینی و ساختار شهرهای اسلامی،نفوذ استعمار بعد از قرن هفدهم در کشورهای اسلامی بود.در جریان این تحولات پایتخت ها و شهرهای بندری کشورهای مستعمره زده بعنوان مناسب ترین مراکز تامین کننده اهداف استعماری مورد توجه قرار گرفته با دگرگونیهای عمیقی به لحاظ کارکرد،ساختار فضایی و رشد و توسعه فیزیکی مواجه گردیدند.دامنه نفوذ استعمار در شهرهای استعماری آنچنان گسترده بود که این شهرها حتی بعد از دوران استقلال نیز با تغییراتی اندک چهره و سیمای شهری مدرن خود را حفظ نموده چشم اندازهای ناموزونی را در مقابل شهرهای عقب مانده بومی ایجاد کرده اند.
«در پنجاه سال گذشته ،با توسعه علم و تکنولوژی،دگرگونی در اقتصاد،نگرشهای سیاسی و پویایی فرهنگها در برنامه ریزی شهری کشورهای اسلامی موثر بوده است و در بیشتر موارد،برنامه ریزی و نوسازی شهرها تحت تاثیر فرهنگ غربی،ساخت و بافت تازه ای به شهرهای اسلامی بخشیده که تا نیم قرن پیش سابقه نداشته است»(شکویی،1377،ص193)
محمد باقر قالیباف و سید موسی پورموسوی در مقاله ای تحت عنوان«شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)» در ارتباط با پیامدهای نوگرایی در شهرهای جهان اسلام می نویسند:«پس از ورود مدرنیسم،شهرهای جهان اسلام همانند سایر کشورهای در حال توسعه با رشد شهرهای انگلی و ماکروسفالی و سپس نارسایی در ارائه خدمات شهری،اقتصاد دوگانه و به هدر رفتن منابع ملی و سرمایه و فشار بر محیط زیست ناشی از تمرکز مواجه شده اند.»(قالیباف و پورموسوی،1386،ص211) «در زمینه تغییرات ساختار و شکل شهرها،مطالب گوناگونی در ارتباط با فرسایش تدریجی نهادهای سنتی و احداث خیابان ها و بلوارها و میادین و انتقال بخش عمده ای از فعالیت های بازار سنتی به خیابانها یا فعالیت های مدرسه- مسجدهای قدیمی به سایر نهادهای آموزشی،ایجاد عمارتها و ساختمانهای جدید دولتی در مقابل دیوارهای کهن،از بین رفتن نقش و کارکرد محله های قدیمی و بالاخره ایجاد نهادهای مشابه شهرهای غربی به تفصیل نوشته شده است.»(امیر احمدی و رضوی،1379،ص99- 98)
در سالهای اخیر انتقادات و نظریات مختلفی در واکنش به نابسامانی ها و مضلات شهرسازی جدید در شهرهای اسلامی صورت پذیرفته است.تئوری جدید اسلامی اربانیسم که به مدل ابراهیم معروف است از جمله نگرش هایی است که تمام نظریه های شهرسازی جدید را از قبیل فرهنگ گرایی،مدرنیسم،جنبش باغشهر ها مورد نقد قرار می دهد و معتقد است که هیچکدام از این نظریه ها به نقش مذهب در شهرسازی نپذیرفته اند. این تئوری جدید بر اساس آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص)پایه گذاری شده است.«به نظر ابراهیم،آیات قرآن قواعد کلی تئوری را شکل می دهند و احادیث پیامبر(ص)اصول اساسی یعنی ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهر مسلمانان را تعیین می کند. این قواعد کلی به هرحال می باید در فرم مادی پیاده گردد.از این رو،ابراهیم،با توجه به احادیث از روابط همسایگی نمونه نام می برد؛چرا که این روابط به تعیین اندازه ایده آل بنیاد شهر و مسافت و تراکم مناسب آن می پردازد.به نظر او،یک جماعت 160 خانواری(1600نفری)می تواند به طور هماهنگ موجب تحکیم روابط همسایگی و همبستگی گردد.»(ربانی،1385،ص121) «این واحد مسکونی در جایی قرار دارد که مسجد در مرکز آن است و در اطراف آن یک محور خطی حمل و نقل سازمان دهی می شود و قصبه مکان شکل گیری واحدهای اجتماعی فرهنگی و اداری است.هر قصبه به چند واحد مسکونی جهت یافته و هر یک دارای یک حرا به صورت بن بست می باشد...»(همان منبع،ص121)
در پایان می توان گفت اگر چه مدل ابراهیم شباهت زیادی به لحاظ بعضی اصول کالبدی،ساختاری و جمعیتی با نظریه های مدرنیستی افرادی چون فوریه و لوکوربوزیه دارد.اما تاکید مجدد وی بر نقش عامل مذهب (که در شهرهای قدیمی بیشتر از امروز بدان توجه می شد) توانست موجب تقویت این اندیشه شود که تنها رویکرد برونرفت از وضعیت نابسامان شهرهای اسلامی بازگشت به شهر اصیل اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت و تلفیق آن با شرایط و الزامات زندگی امروزی میباشد.
منابع:
1- امیر احمدی،ه و رضوی،م.ر،توسعه شهری در رویایی با نوگرایی و الزامات برنامه ریزی،ترجمه سید محمود نجاتی حسینی،فصلنامه مدیریت شهری،شماره2،تهران،وزارت کشور،1379
2- باقری،اشرف السادات،نظریه هایی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی،انتشارات امیرکبیر،تهران،1386
3-شکویی،حسین،دیدگاههای نو در جغرافیای شهری،انتشارات سمت،تهران،1377
4- عرفان،محمد هادی،طراحی شهری و معماری مسلمانان از دید دفاعی،فصلنامه عمران ایران،سری دوم،پیش شماره بهار و تابستان 1380
5- ربانی،رسول،جامعه شناسی شهری،انتشارات دانشگاه اصفهان و انتشارات سمت،1385،ص121
6- قالیباف،محمد باقر و سید موسی پور موسوی،شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)،مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی،شماره نهم و دهم،1386
7- مومنی،مصطفی،نظری بر شهرشناسی جغرافیایی شهرهای ایرانی- اسلامی،نمایه پژوهش،شماره،10- 9 ،وزارت فرهنگ و آموزش عالی،تهران،1374
8- موریس،جیمز،تاریخ شکل شهر،جلد دوم،ترجمه راضیه رضازاده،مهندسان مشاور فجر توسعه(جهاد دانشگاهی علم و صنعت)،1381
بانه شهري تاريخي است كه قدمت آن به بيش از اسلام بر مي گردد ، هر چند كه از تاريخ قبل از اسلام بانه اطلاعات چنداني و جود ندارد ولي طبق اسنادي كه باقي مانده است منطقه بانه قبل از اسلام، تحت حكومت طا يفه اي زردشتي به نام « قه قو » بوده است ، همجنين در جريان جنگهاي ايران و روم در قرن هفتم ميلادي بانه متحمل خسارات هايي شده است .
بعد از ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان ، مسلمانان در راستاي گسترش قلمرو اسلامي، در صدد تصرف ايران بر آمدند .در نتيجه شهرها ي ايران يكي پس از ديگري مورد تسخير مسلمين قرار گرفت . طبق اسناد تاريخي، ساكنان شهر بانه در اوايل به كشتن تعدادي از صحابه پرداختند كه در نتيجه خشم خالد بن وليد سردار بزرگ اسلامي رابر انگيخت كه در نهايت موجب لشكركشي وي به بانه و تسخير آن گرديد. در اثناي اين جنگ ، به دليل اينكه حاكم بانه بدون هيچگونه مقاومتي ، تسليم سپاه اسلام شد وي را اختيار الدين ناميدند و حكام پس از وي نيز به اختيار الديني مشهور شدند . حكومت اختيار الدينها 12 قرن طول كشيد .در طي حكومت اختيار الديني ها شهر بانه بارها مورد تهاجم و در گيريهاي قبيله اي و منطقه اي بوده ، خسارات زيادي را متحمل شد . يكي از وقا يع مهمي كه در زمان حكومت اختيار الديني ها اتفاق افتاد شيوع بيماري طاعون در زمان كريم خان به سال 1871 ميلادي بود كه باعث ويراني شهر گرديد در نتيجه اهالي شهر را ترك و در مكاني جديد به ايجاد سكونتگاههاي خود اقدام نمودند و بر روي محل قبلي كلمه «كون» به معناي كهنه افزودند كه «بانه كون »نام گرفت.
درسال 1908 ميلادي بانه به تصرف عثمانيها درآمد و قلعه حكومتي شهر به پادگان نظامي يا قشله به معناي سرباز خانه تبديل شد .در جريان جنگ جهاني اول عثمانيها به نام دفاع از اسلام ،كردها را وادار به جنگ با روسها نمودند. مردم بانه به حمايت از عثمانيها به مبارزه با روسها پرداختند و تا ميا ندوآب پيشروي كردند ولي پس از عزيمت عثمانيها ،بانه ايها به شهر برگشتند. بعد از اين حادثه روسها دست به انتقام زده ، شهر بانه را تسخير و آتش زدند ، در نتيجه ساكنان شهر، آنجا را ترك و به روستاهاي اطراف پناه برده ، عده اي نيز به عراق مهاجرت كردند . همزمان با اين و قايع به علت ركود فعا ليتهاي اقتصادي و كشاورزي قحطي در شهر رواج پيدا كرده و به همراه شرايط ناگوار ناشي از سختي زمستان در سال 1917 منجر به كمبود آذوقه در شهر و در نتيجه تلف شدن مردم بر اثر گرسنگي شد . پس از انقلاب اكتبر رو سيه با بازگشت روسها به كشورشان ، مردم به تدريج به خانه ها يشان بازگشتند و به باز سازي و ترميم خرابيهاي ناشي ازجنگ پرداختند .
تا اواسط سده سيزدهم هجري نام اصل شهر بانه « بروژه » به معناي آ فتابگير بوده است كه در فاصله نسبتا" كمي از شهر فعلي و جود داشته است وساكنان آن بر اثر شيوع بيماري طا عون آنجا را تخريب كرده و در محل جديد به تجديد ساختمان شهر جديد پرداخته و محل سابق را بروژه كن ( قديمي ) نام نهاد ند كه امروزه روستاي كوچكي در شمال شرقي شهر مي باشد .
البته در مورد وجه تسميه شهر بانه روايتهاي مختلفي وجود دارد : گروهي معتقدند كه لغت بانه از كلمه كردي « بان » به معناي پشت بام گرفته شده و علت آنهم وجود ارتفاعات اطراف شهر بو ده كه باعث مي شد مردم جهت رسيدن به شهر از اين ارتفاعات عبور كرده ، مسافت زيادي را به صورت سر بالايي طي نمايند، مانند آنكه به پشت بام رفته باشند .عده اي ديگر بانه را پادگان معني كرده اند و علت آن وجود دو قلعه مي باشد كه يكي در بانه فعلي و ديگري در سه كيلو متري شهر واقع شده است .
در جنگ جهاني دوم يكبار ديگر شهر بانه به تصرف روسها در آمد . اما بعد از مدت اندكي شهر را ترك كردند . بعد ازاين جريان شهر به تصرف محمد رشيد خان يكي از فئوردالهاي منطقه در آمد . وي بعد از تاخت و تازهاي متعددي كه انجام داد هنگام تصرف شهر توسط نيروهاي دولتي رژيم پهلوي، اقدام به آتش زدن شهر نمود. اين حادثه ويرانگر كه در هشتم مهر ماه سال 1323 شب هنگام توسط عوامل رشيد خان صورت گرفت منجر به آتش گرفتن تمامي منازل كه اكثرا" با خشت چوب ساخته شده بودند گرديد و به غير از مسجد جامع و چند خانه، بقيه شهر به تلي از خا كستر تبديل شد . بعد از اين حادثه ،جهت همدردي با مصيبت زدگان بانه اي كمكهاي مردمي از سراسر كشور به شهر وارد شد و باز سازي شهر شروع شد كه دهسال به طول انجاميد .
با پايان گرفتن حكومت اختيارالديني ها ،طايفه سليمان بيگ به حكومت بانه رسيدند. يكي از معروفترين افرادي كه از طايفه سليمان بيگ زمام امور بانه را به دست گرفت يونس خان نوه سليمان بيگ است كه به آباداني شهر همت گماشته به تعمير و ساخت مساجد و ساير امكنه و توسعه علوم ديني توجه خاصي مبذول نموده و با برقراري نظم و امنيت ،موجب رونق بازرگاني در شهر گرديد.
دردوران حكومت طوايف،عناصر اصلي شهر بانه عبارت بوده انداز : قلعه به عنوان عنصر دفاعي،مسجد به عنوان عنصر مذهبي و كاروانسراها كه مركز مبادلات اقتصادي بوده است. قلعه شهر،همانطور كه قبلا"نيز بيان شد توسط عثمانيها در سال 1908 به سربازخانه تبديل شد. بعدها نيروهاي دولتي نيز از آن بعنوان پادگان شهر استفاده كردند. مسجد جامع شهر بارها مورد تخريب و بازسازي قرار گرفته است. كاروانسراها كه شامل سه كاروانسراي تاجرنشين بوده ،امروزه به عنوان مركز تجاري شهر به مغازه هاي شهر مبدل گشته اند.
در جريان بازسازي شهر كه مدتي بعد از آتش زدن شهرتوسط رشيد خان و از سال 1324 شروع شد و تا سال 1334 به طول انجاميد علاوه بر بازسازي واحدهاي مسكوني ،ساماندهي معابر شهر نيز مورد توجه قرار گرفته،نخست خيابان امام خميني كنوني به صورت خطي شرقي- غربي در مركز شهر شكل گرفت و سپس با احداث معابر عمود بر آن و ميدان امام خميني و ميدان قدس كنوني از شرق تا كارخانه برق و از جانب غرب تا اواسط خيابان طالقاني ادامه يافته روند توسعه شهري تا سال 1340 در جهت شرق به بلوار فلسطين كنوني رسيد وبه صورت هسته اي و خطي و در جهت جنوب بيمارستان صلاح الدين ايوبي را در بر گرفته است.
به طور كلي توسعه شهر در سال 1335 عمدتا" به طرف زمينهاي كم شيب مركز شهر و جنوب رودخانه بانه چاي صورت گرفته است زيرا در آن زمان پل ارتباطي محكمي بين زمينهاي دو طرف رودخانه وجود نداشته است .
در سال 1345 هنگام با به رسميت شناختن بانه به عنوان مركز شهرستان و يك نقطه شهري ،ادارات دولتي يكي پس از ديگري در نقاط مختلف شهر شكل گرفته ففعاليتهاي عمراني شهر نيز گسرش يافتند. يكي از مهمترين اين فعاليتها كه بعدها عامل مهمي در جهت توسعه فيزيكي شهر گرديد احداث پل چهار دهنه اصلي بر روي رودخانه بانه مي باشد كه در اثر احداث آن ارتباط دو طرف رودخانه به صورت مطلوبتري درآمده ،شهر به طرف تپه هاي شمال شرقي شروع رو به توسعه نهاد.
از سال 1347 به بعد بر اثر وقوع تحولات سياسي و اقتصادي مختلفي از قبيل اصلاحات ارضي،افزايش قيمت نفت و بودجه عمراني شهرها ،بانه نيز مانند ساير شهرهاي ايران با هجوم گسترده مهاجران روستايي روبرو گرديد .مهاجران روستايي به علت گراني قيمت زمين و مسكن در نواحي داخلي شهر ،نواحي حاشيه اي و دامنه هاي شيب دار ارتفاعات را جهت سكونت برگزيدند،در نتيجه رشد شهر بصورت پراكنده ونامتعادل صورت پذيرفت.
بعد از پيروزي انقلاب ، در اثر وقوع جنگ تحميلي و درگيريهاي محلي ،شهر مرزي بانه چندين بار مورد تخليه كامل قرار گرفته بالغ بر 1700 واحد ساختماني در سطح شهر تخريب شدند و توسعه فيزيكي شهر براي مدتي متوقف گرديد.پس از توقف جنگ و ايجاد آرامش درمنطقه، با بازگشت مهاجران به شهر ،كار بازسازي شهر و واحدهاي آسيب ديده شروع شده توسعه شهر مجددا"از سر گرفته شد.كار بازسازي شهر كه بلافاصله بعد از پايان جنگ آغاز شده بود در حدود 5 سال به طول انجاميد و در جريان آن 1785 واحد ساختماني مورد بازسازي قرار گرفتند.
همزمان با اين تحولات و رونق گرفتن فعاليتهاي تجاري و بازرگاني درشهر،مهاجرت شديد روستائيان و مرزنشينان به شهر بانه آغاز شده ،تقاضا براي مسكن افزايش يافته در نتيجه ساخت و سازهاي غير مجاز در نواحي مختلف شهر رواج يافته رشد شهر در جهات مختلف بصورت پراكنده و ناموزون انجام گرفت.
بعدها با اجراي طرح هاي آماده سازي زمين و احداث شهركهاي مسكوني در سطح شهرهمچون شهركهاي توحيد،گلشهر،آزادگان،نور ،جهاد و ... اراضي وسيعي از شهر كه اكثرا"بصورت زمينهاي كشاورزي و باغات بودند مورد تخريب واقع شده،تحت پوشش ساخت و سازهاي مسكوني و تو سعه شهري قرار گرفتند.با اجراي طرحهاي فوق كه عمدتا"در قسمتهاي غربي و شرقي شهر صورت مي پذيرفت رشد شهر به صورت پيوسته و منظم تري درآمد.
روند تحولات ساختار فضايي شهر بانه
ساختار فضايي -كالبدي شهر بانه تا سال 1300
همانطور كه در بخشهاي قبلي اشاره شد، بانه شهري قديمي است كه تاريخ شكل گيري آن به پيش از اسلام بر مي گردد.شهر بانه ابتدا روستايي در نزديكي شهر فعلي( در شمال شرقي) بوده كه بروژه ناميده مي شد . ساكنان بروژه بر اثر شيوع بيماري طاعون آنجا را ترك ودر مكان جديد سكونتگاههاي خود را ساختند.در واقع شهر بانه از تركيب چند روستاي همجوار و باهدف حفظ امنيت بوسيله سلاطين محلي وحكام محلي ، فئودالها وزمينداران بزرگ بوجود آمده است.
از عوامل مؤثر در مكان يابي شهر علاوه بر ارتفاعات اطراف شهر كه به مانند حفاظي مطمئن در مقابل تهاجمات بيگانگان و غارتگران عمل مي كند مي توان به وجود رودخانه هاي فصلي اشاره كرد كه از ارتفاعات محل سرچشمه گرفته ، نيازهاي ساكنان شهر را بر آورده مي سازند. از طرف ديگر رودخانه بانه چاي را مي توان به عنوان يكي از مهمترين عناصر طبيعي مؤثر در مكان يابي شهر در مقر فعلي خود برشمردكه هسته اوليه شهر در قسمتهاي جنوبي آن شكل گرفته است.
شهر بانه به دليل رونق فعاليتهاي كشاورزي و دامداري در موقعيت جغرافيايي خود (بر سر راه آسياي صغير و آذربايجان به بين النهرين) از قديم الا يام مركز مبادلات بازرگاني و تجاري با كشور همسايه خود (عراق)بوده است. بطوريكه در زمان حكومت قاجار (مظفر الدين شاه)داراي سه كاروانسراي تاجرنشين بوده است كه تجار و بازرگانان از شهرهاي تبريز،همدان،سنندج،زنجان و... جهت مبادله محصولات كشاورزي منطقه (توتون،مازوج و...)در آن كاروانسراها سكونت مي كردند. در اين دوره در اثر رونق فعاليتهاي كشاورزي در شهر بافت فيزيكي آن به صورت پيوسته و ارگانيك وحالت نيمه روستايي داشته،با كوچه هاي تنگ و پر پيچ و خمي در جنوب رودخانه بانه چاي به صورت بافت خطي- عنكبوتي گسرش يافته است كه علل عمده آن استقرار مساكن شهر در جهت رو به قبله و بهره گيري بيشتر از انرژي حرارتي در شرايطي كه مساكن در جهت جنوبي طراحي شده مي باشند.
عناصر اصلي شهر در اين دوره شامل خانه هاي سلاطين و خوانين،كاروانسراها،مسجد جامع،راسته اصلي بازار و عمارت خوانين بوده است. مهمترين محلاتي كه در اين دوره در سطح شهر وجود داشته اند عبارتند از : گرك ژورو (محله بالا)در شرق،گرك خوارو(محله پايين) در غرب،گرك برقلات در شمال شرقي،سادات آباد در حاشيه جنوبي رودخانه شهر.مسجد جامع در ضلع غربي شهر و با فاصله از راسته اصلي بازار واقع شده است كه با ساختار فضايي شهرهاي قديمي ايران كه در آنها مسجد و بازاردر راستاي همديگر عمل مي كردند متفاوت مي باشد.
ب- ساختار فضايي -كالبدي شهر بانه از سال 1300 الي 1357
اين دوره كه با روي كار آمدن رضاخان شروع مي شود در واقع دوران شروع تحولات شيوه هاي توليد پيش سرمايه داري و توسعه مناسب سرمايه داري و شروع گسترش تمدن بورژوايي است. اين تحولات در ايران تحت عنوان مدرنيزاسيون يا تجددگرايي صورت مي گرفت.
تحت عنوان مدرنيته حكومت پهلوي براي اولين بار در تاريخ شهرنشيني و شهرگرايي ايران،سعي مي كند كه چهره شهر را نه بر اساس تفكرات داخلي ،بلكه بر مبناي انديشه هاي بيروني و متجددانه دگرگون سازد. در نتيجه ساختار و بافت كالبدي شهرها به يكباره مورد تاخت و تاز قرار گرفته ،خيابانهاي عريض باعث بر هم ريختن نظم ارگانيك بافت قديمي شهرها گرديدند.
رضاخان كه با اتكاء به نيروي نظامي به قدرت رسده بود تا حدودي توانست به عنوان يك دولت متمركز با اقتدار بيشتري حاكميت خود را در منطقه اعمال نمايد.در اين دوران حكومت ملوك الطوايفي در شهر بانه بر چيده شده،نظم و امنيت تا اندازه اي در شهر برقرار گرديد.
شهر بانه در اين دوران عمدتا" در دامنه هاي شيبدار ارتفاعات و محصور در ميان باغات و اراضي كشاورزي اطراف شهر توسعه يافته بود.زمستانهاي سرد و طولاني و اثرات آن بر توسعه فضايي شهر و نحوه قرارگيري و معماري مساكن سيماي خاصي به شهر بانه بخشيده است .بدين معني كه اكثر خانه ها در جهت جنوبي - شمالي و با مصالح بومي ازخشت،سنگ و آجر ساخته شده اند،محلات از تراكم بالايي برخوردار بوده و كوچه ها نسبتا"تنگ و پر پيچ و خم مي باشند.
از اولين اقداماتي كه بوسيله حكومت پهلوي در سال 1300 هجري شمسي جهت تغيير در ساختار فضايي و كالبدي شهر بانه انجام گرفت احداث خيابان امام خميني كنوني در جهت شرقي -غربي بود و بدنبال آن با تأسيس شهرداري،مراكز نظامي و ساير ادارات دولتي در شهر نظام محله بندي اوليه شهر،كه بر پايه عوامل فرهنگي و طبيعي تعيين شده بودند از هم پاشيده شده باعث نابودي محلات قديمي شهر گرديد.خيابانهاي جديد الاحداث به علت اينكه از يكطرف بدون هماهنگي با مقياس و اندازه با بافت موجود و محورهاي اصلي عناصر عملكردي و ارزش هاي فضايي -كالبدي به اجرا در مي آمدند و از طرف ديگر عناصر جديد بدون سنجش معيار و ظوابط معيني مكان يابي مي شدند تناسب لازم را با بافت شهر نداشته موجب از دست دادن انسجام و يكپارچگي بافت قديمي شهر گرديدند.شهر در اين دوره در قسمتهاي شمالي و شرقي گسترش يافته و بافت خود را به سوي رودخانه بانه واقع در شمال بافت رسانيد .
در جريان جنگ جهاني دوم و همزمان با توقف مدرنيزاسيون ارتش سرخ روسيه وارد بانه شد ولي بعد از مدتي شهر را تخليه كردند. در سال 1323 بانه بوسيله يكي از فئودالهاي محلي به نام محمد رشيدخان به آتش كشيده شد. اين تحولات كه با بر كناري دولت مركزي و توقف مدرنيزاسيون و شروع نهضت هاي ملي و قومي همراه بود مجموعا" باعث ركود اقتصادي وضعف دولت مركزي گرديده ،سبب اختلال و وقفه كوتاه مدتي در برنامه عمراني و توسعه شهر بانه گرديد. اما دراثر بازسازي شهر كه از سال 1324 آغاز شده بود و دهسال بطول انجاميد بانه به مراتب بهتر از دوره قبل ساخته شد.
پس از وقفه سالهاي 1332 - 1320 هجري شمسي اقتصاد ايران وارد مرحله نويني شد. افزايش درآمدهاي نفتي و وارد شدن ايران در نظام اقتصاد جهاني منجر به اجراي طرحهاي توسعه و عمراني در قالب برنامه عمراني كشور گرديد كه اولين آنها در سال 1327 شروع شد.از اين دوره به بعد دولت ،نخست با تهيه طرح هاي هادي و سپس طرح هاي جامع شهري اقدام به توسعه فضايي - كالبدي شهرها نمودند. اكثر اين طرح ها كه توسط مهندسين مشاور غربي و بدون توجه به ويژگيهاي اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي منطقه تهيه مي گرديدند در نهايت با مشكلات متعددي مواجه شدند.
در شهر بانه نيز مانند ساير نقاط شهري كشور ،در اثر اجراي طرح هادي ساختار فضاي -كالبدي شهر مورد تعرض قرار گرفت و خيابانهاي عمود بر هم و متقاطع به تقليد از الگوهاي شهرسازي كشورهاي غربي پيشنهاد شد. همچنين با اجراي طرح هادي در شهر بانه ،كالبد منسجم و يكپارچه بافت قديم مجددا" طراحي شده سبب مكان يابي مجدد كاربريهاي شهر و پراكنده ساختن آنها در سطح شهر گرديد.طراحي خيابانهاي طالقاني(در امتداد خيابان امام)، خيابان صلاح الدين ايوبي و خيابان انقلاب (عمود بر خيابان امام) و اجراي ميدانهاي 15 خرداد،ميدان امام و ميدان قدس همگي در طرح هادي شهر پيشنهاد گرديند.در دهه 1345 كه مقارن با به رسميت شناخته شدن شهر بانه به عنوان مركز شهرستان بود بافت كالبدي شهر شاهد تغييرات عمده اي گرديد. با احداث پل 4 دهنه اصلي بر روي رودخانه شهر كه تا آن زمان به عنوان يكي از مهمترين موانع توسعه شهر به طرف قسمتهاي شمالي رودخانه بانه چاي محسوب مي شد و در نتيجه ايجاد ارتباط بين اراضي دو طرف رودخانه(بخشهاي شمالي و جنوبي شهر) عملا"امكان توسعه فيزيكي شهر فراهم گرديد.با احداث خيابانهاي انقلاب و خيابان صلاح الدين ايوبي،زمينهاي كشاورزي و باغات حاشيه جنوبي شهر در زير ساخت و سازهاي مسكوني قرار گرفتند.در اين دهه بافت شهر از لحاظ شبكه دسترسي به صورت شعاعي- عنكبوتي و پيوسته مي باشد.
تحولات سياسي و اقتصادي دهه هاي 40 و 45 كه با مهاجرت شديد روستائيان به شهر بر اثر اجراي اصلاحات ارضي و افزايش قيمت نفت و اجراي پروژه هاي عمراني و خدمات رساني همراه بود رشد كالبدي شهر را شديدا"تحت تأثير قرار داده منجر به تحول و تغيير در بافت قديم شهر گرديد. مهاجران روستايي كه اكثرا"از طبقات كم درآمد بودند ،به علت گراني قيمت زمين و مسكن در نقاط مركزي شهر و عدم آشنايي با محيط هاي شهري ، حاشيه شهر و زمينهاي شيب دار دامنه ارتفاعات شمالي و جنوبي شهر را جهت سكونت برگزيدند.در نتيجه توسعه نامتعادل و ناپيوسته بافت شهر در اين دوره شروع شده، شهر در شمال رودخانه بيش از اندازه گسترش مي يابد.
از طرف ديگر ساخت و سازهايي كه توسط مهاجران و گروههاي كم درآمد در حاشيه شهر انجام مي گرفت به علت عدم رعايت اصول شهرسازي و معماري باعث افزايش فشار بر زيرساخت هاي شهر شده است. شكل گيري محلات واقع بر دامنه كوه آربابا (در جنوب شهر)و محلات حمزه آباد و صالح آباد در دامنه كوه دوزين (در شمال شهر) نمونه هايي از توسعه فيزيكي غير اصولي شهر است كه بدون توجه به شرايط توپوگرافيكي (مانند شيب ،زمين شناسي و..)بوجود آمده اند. خيابانها و معابري كه در بافت حاشيه اي شهر طراحي شده اند اكثرا" به صورت خطوط راست گوشه و شطرنجي بوده و كاملا" با بستر طبيعي زمين و الگوي ارگانيك بافت قديم در تضاد كامل مي باشد. در واقع بافت جديد شهر از خيابانهاي نسبتا" عريض تر و ساختمانهاي جديد (ساخته شده با مصالح بادوام همچون آهن،بتن و...)تشكيل شده، بافت قديم شهر را كاملا" احاطه كرده و در آن نفوذ كرده است.سيستم شبكه راهها و محلات جديد شهر به صورت فرم شطرنجي - شعاعي و يا شطرنجي - عنكبوتي گسترش يافته است.
ج- ساختار فضايي -كالبدي شهر از سال 1357 هجري شمسي تاكنون
با پيروزي انقلاب اسلامي ،بر اثر دگرگوني در مفاهيم،انديشه ها و عملكردها (كه در دوران حكومت پهلوي ماهيتي غربي پيداكرده بودند)،شهرنشيني و شهرگرايي در ايران وارد مرحله جديدي شد كه رشد سريع جمعيت شهرها و شهرنشيني را در پي داشت.
اگرچه با شروع جنگ تحميلي ايران و عراق و درگيريهاي منطقه اي و در نتيجه مهاجرت ساكنان شهر به نقاط امن برنامه هاي عمراني و توسعه شهر براي مدتي به حالت تعليق درآمد، اما فعاليتهاي ساختماني همچنان در طول اين دوره ادامه يافت.با پايان گرفتن جنگ و بازگشت مهاجرين يه شهر،بازسازي مناطق آسيب ديده شهر شروع شده،مهاجرت وسيع روستائيان به شهر را به دنبال داشت .با هجوم مهاجرين به شهر ،توسعه شهر به صورت پراكنده و قارچ گونه در حاشيه شهر و در جوار روستاهاي اطراف شهر و به تبع از عوارض زمين و محيط طبيعي محل صورت گرفت. اين محلات كه به صورت غير مجاز و خارج از پيشنهادات مصوب طرح جامع شكل مي گرفتند اكثرا" در اراضي نامناسب دامنه هاي شيب دار ارتفاعات اطراف شهر صورت مي گرفتند براي نمونه مي توان به محلات حمزه آباد و صالح آباد در دامنه ارتفاعات دوزين اشاره كرد.
با شدت گرفتن رشد شهرنشيني از سال 1365 به بعد توسعه فيزيكي به صورت پيوسته و متصل صورت مي گيرد و مسئولان شهر به منظور كنترل و هدايت و هدايت ساخت و سازهاي حاشيه شهر ،اراضي كشاورزي و باغات اطراف شهر را عمدتا" به موازات جاده هاي ارتباطي (سقز،دوكانان ، سردشت و غيره) را به تملك در آورده و به تفكيك و آماده سازي آنها پرداختند.در راستاي اين اقدام آماد ه سازي شهركهاي توحيد،گلشهر،آزادگان،جهاد و نور انجام گرفته و رشد شهر به صورت منظم و از پيش انديشيده شده درآمد.
با احداث بلوار اتحاد (بلوار آزادي) و 34 متري كمربندي بانه به سردشت ،توسعه بلوار سردشت و جاده سليمان بيگ و جاده ورودي سقز - بانه ،كمربندي جنوب شهر و ساير خيابانهايي كه در دهه هفتاد اجرا گرديدند شبكه دسترسي شهر به حالت خطي - شعاعي درآمد كه در آن ساخت و سازها و توسعه شهر به موازات اين مسيرها انجام گرديد.
همچنين از دهه هفتاد و با رونق گرفتن فعاليتهاي بازرگاني و تجاري خصوصا"با احداث بازارچه مرزي سيران بند در سال 1373 ، بانه به عنوان انبار كالاهاي وارداتي و صادراتي كه بين دو كشور ايران و عراق صورت مي گرفت درآمد. در نتيجه جهت تسهيل در عمليات تجاري بازارچه و خريد و فروش كالاها، مجتمع هاي تجاري و پاساژهاي متعددي غالبا"در قسمتهاي غربي و شمال غربي شهر (عمدتا"در جوار خياباهاي شهدا،خيابان امام و بلوار شهرداري) داير شدند.در نتيجه با جابجايي هسته تجاري شهر از قسمتهاي جنوبي (با جهت شرقي- غربي) به سمت غرب شهر تغييرات عمده اي در توسعه كالبدي و فضايي شهر انجام پذيرفت.
با توسعه كاربريهاي تجاري در قسمتهاي غربي و شمال غربي شهر قيمت زمين و مسكن نيز به شدت افزايش يافته ،منجر به رواج بورس بازي زمين و بسازوبفروش هاي غير مجاز گرديد.
بنابراين در دهه هشتاد نيز گسترش شهر به صورت خطي - شعاعي در امتداد جاده هاي خروجي شهر ادامه يافت و شهر به تبع از شرايط توپوگرافي و محدوديت ارتفاعات اطراف شهر ، نقشه شهر به شكل يك بيضي نسبتا"كامل درآمد.
.شركتهاي تعاوني مسكن
شركتهاي تعاوني مسكن عمدتا" با هدف تأمين زمين و مسكن براي اعضاء شركت تشكيل مي شوند كه اين امر مي تواند به صورت واگذاري و فروش زمين ومسكن باشد ويا به صورت اجاره واحد هاي مسكوني به اعضاء شركت باشد. خدمات رساني به واحدهاي مسكوني متعلق به اعضاء شركت نيز از جمله وظايف ديگر شركتها عنوان شده است.بر پايه گزارش سازمان برنامه و بودجه استان كردستان از وضعيت مسكن شهري استان، در سال 1375 تنها 3 تعاوني در زمينه مسكن در شهر بانه فعاليت داشته اند كه مجموع اعضاء آنها 393 نفرو ميزان سرمايه گذاري اين شركتها در حدود 2174000 ريال بوده است. ر پايه همين گزارش به اين تعاوني ها 23584 متر مربع زمين واگذار شده است و تعداد كل واحدهاي مسكوني احداث شده توسط اين تعاوني ها 107 واحد بوده است.
بر اساس آمار اداره كل تعاون استان كردستان در سال 1380 ، تعداد شركتهاي تعاوني مسكن كه درسطح شهر بانه فعال بوده اند 3 شركت اعلام شده و مجموع اعضاءاين شركتها 486 نفر و ميزان كل سرمايه گذاري آنها 69968000 ريال بوده است.
در ادامه اين بخش جهت بررسي و ارزيابي عملكرد تعاوني هاي مسكن در شهر بانه به معرفي تعدادي از تعاوني هاي مسكن درشهر بانه كه در دو دهه اخير فعال بوده اند مي پردازيم:
ادامه مطلب
معمولاً در جوامع در حال گذار،برنامه ریزیها و پیش بینی ها در چارچوب های واقعی و اصولی خود قرار نمی گیرند لذا در چنین فضایی اکثر جریانات و حرکتهای علمی و تخصصی افراد و گروهها نیز با شکست مواجه خواهند شد.نتیجه چنین امری بروز آشفتگی و نابسامانیهای طبیعی، سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فنی در سطح جامعه می باشد .این نابسامانی ها که یا بر اثر عملکرد نادرست انسانها بوجود می آیند (مانند بحران های مسکن و فقر) و یا بوسیله طبیعت شکل می گیرند(مانند زلزله وسیل) اگر به موقع ریشه یابی و سپس اطلاع رسانی نشوند ضریب آسیب رسانی آنها در موقع وقوع پدیده افزایش یافته بصورت پیچیده ای درآمده به بحرانی بزگ تبدیل می شوند و لذا اوضاع جامعه را بطور ناگهانی و غیر قابل پیش بینی به هم می ریزند.
در ایران به دلیل فقدان سامانه اطلاع رسانی درست و به موقع رویدادها و در واقع ضعف روابط عمومی،مسئولان کشور به سادگی از کنار بعضی از مسائل و مشکلات می گذرند و یا به صورت مقطعی با آن برخورد می کنند. این امر بیشتر به ساختار قدرت در کشور بر می گردد که همواره با دید امنیتی و مصلحتی به بحرانها می نگرد و لذا به جای شناسایی خطرات بالقوه و مقابله با آنها با بی توجهی و سرپوش گذاشتن بر آنها تنها درصدد پایان پذیرفتن و عبور بحران بر می آیند. بنابراین روزمرگی و عدم آینده نگری در برخورد با بحرانها بزرگترین آفت مدیریتی و برنامه ریزی کشور بشمار میرود.
بطور کلی در چنین شرایطی که ارزشهای حیاتی جامعه بطور غیر مترقبه مورد تهدید قرار می گیرند ایجاد استراتژی مدون و وجود مدیریتی ذکاوتمند می تواند به جای پرده پوشی و یا به عبارت دیگر سیاست گذر از بحران (که سیاست رایج در کشور ما در مقابله با اکثر بحرانها می باشد) وضعیت حادث شده را با تلاشی نظاممند و قانونی در مسیری مطلوب قرار داده و با کنترل و هدایت اصولی مسئله ،تهدیدها را به فرصت تبدیل نماید.
یکی از رویدادهای مهمی که در روزهای اخیر در کشورمان اتفاق افتاد مسئله برگزاری سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا بود.شوراها نهادی مردمی هستند که جهت تسریع در فرآیند برنامه های توسعه در ابعاد مختلف عمرانی،بهداشتی،آموزشی،اجتماعی،اقتصادی و سایر امور رفاهی با مشارکت و حمایت مردم درسطوح ده،بخش،شهر،شهرستان و استان شکل می گیرند. لذا شوراها در معنای واقعی خود امری مهم و اساسی در راستای تمرکززدایی ، تعدیل ساختار قدرت در کشور و تزریق آن به لایه های پایین جامعه ،توزیع عادلانه منابع و خدمات و رفع تبعیض ها،تقویت وحدت و انسجام اجتماعی،بالا رفتن سطح آگاهیهای مردم و... بشمار می روند ولی چنانچه همین شوراها در مراحل مختلف شکل گیری(ثبت نام،تایید و یا رد صلاحیت کاندیداها،برگزاری انتخابات،شمارش آراء و...) و مراحل اجرایی(دوره چهار ساله) و مرحله نظارت توسط سازمانهای مافوق و مردم از مسیرهای اصولی و قانونی خود خارج شوند نه تنها اهداف فوق میسر نمی گردد بلکه منجر به بروز بحرانی اجتماعی گردیده و در اینصورت مضرات آن بیشتر از محاسنش خواهد بود. امری که در اکثر شهرهای کشور در دوره های گذشته شاهد آن بودیم اگر چه بعضی از شوراها انصافاً عملکرد مناسبی از خود به جا گذاشتند که برای مثال می توان به ابتکارات شوراهای شهرهای کرمانشاه،اصفهان ،کاشان،تربت حیدریه و حتی سنندج اشاره کرد.
شهر بانه در استان کردستان از جمله شهرهایی می باشد که علی رغم وجود ظرفیت ها و توانهای بالای تجاری،طبیعی،انسانی و...به دلایل مختلفی که مهمترین آنها نابسامانی در سطح مدیریت شهری بویژه در دو نهاد اثر گذار شورای شهر و شهرداری می باشد با مسائل و مشکلات زیادی مانند توسعه ناموزون شهر،توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات رفاهی در سطح محلات،توسعه غیر اصولی و نامناسب مراکز تجاری شهر و بهره مندی عده اندکی از مردم از منافع تجاری شهر، وضعیت نامناسب حمل و نقل درون شهری ،گرانی زمین و مسکن ،تخلفات ساختمانی و ساخت و سازهای غیر مجاز،تغییر کاربریهای اراضی بصورت غیر قانونی، پایین بودن سرانه های مختلف فضای سبز،آموزشی،بهداشتی،خدماتی،تاسیساتی و تجهیزاتی،ورزشی ، برخورد ناشایست و آمرانه بعضی از اعضاء شورای شهر و کارمندان شهرداری با ارباب و رجوع و از همه فساد اقتصادی بعضی از آقایان و دهها مورد دیگر روبرو بوده است که بررسی آنها را به نوشتاری دیگر موکول می نماییم.
هدف اصلی این نوشتار تحلیلی بر انتخابات سومین دوره شوراها در شهر بانه در راستای تنویر افکار عمومی می باشد اگر چه مردم فهیم بانه خود واقعیت های موجود را می دانند اما ذکر و یادآوری بعضی از مطالب و تأکید بر آنها با هدف ترسیم واقعی بحران بوجود آمده در وضعیت کنونی و در بلند مدت مسیر ما را جهت بهینه کردن تصمیمات در آینده روشنتر خواهد نمود.
همانطوریکه می دانیم یکی از ویژگیهای برجسته سومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر بانه حضور چشمگیر فارغ التحصیلان دانشگاهی با مدارک لیسانس و بالاتر و مرتبط با توسعه شهری از جنبه های مختلفی همچون برنامه ریزی شهری،عمران،امور اجتماعی و فرهنگی،امور بهداشتی،فضای سبز،امور ورزشی،حقوق و مدیریت بود. این مسئله در ظاهر امر نشان از عزم و اراده جوانان متخصص بانه ای در راستای تحول و دگرگونی در سیستم مدیریت شهری پوسیده ای داشت که در ید عده ای انحصار طلب که تنها درصدد کسب اقتدار از ساختار حکومتی و رسیدن به اهداف شوم اقتصادی خود بودند قرار گرفته بود.اما علی رغم تمام پیش بینی ها و نظرسنجی های گوناگون و برخلاف انتظار همگان این بار نیز به مانند دفعات پیشین و حتی به مراتب بدتر از گذشته ،تعدادی از آماتورها و افراد غیر متخصص (با مدارک دیپلم و فوق دیپلم) با بکارگیری ترفندهای غیر اخلاقی و غیر قانونی و البته با حمایت برخی از طوایف ،اشخاص با نفوذ اجتماعی و طیف های گوناگونی که صرفاً با تعصبات خاص خود و با دید منفعت گروهی و شخصی به مسئله می نگریستند گوی سبقت از سایرین را ربوده بر مسند قدرت تکیه زدند.
اگر چه ضعف حافظه تاریخی عده کثیری از مردم و بویژه تعصبات کور بعضی از افراد و گروهها را بایستی یکی از عوامل اصلی موثر در راستای شکست طبقه تحصیلکرده در جریان انتخابات دانست اما بیشترین نقدها در درجه اول متوجه عملکرد ناشایست بعضی از کاندیداها در جریان انتخابات می باشد.
تهدید و یا تطمیع مردم با استفاده از اهرمهای گوناگون مانند سوء استفاده از موقعیت اداری ،برگزاری مهمانی های گسترده ،توصیه به نوشتن اسامی نامزدهای معین توسط افراد نفوذی و حتی برخی کاندیداها در محل اخذ رأی ،کشاندن تعداد زیادی از ساکنان روستاها و حتی شهرهای اطراف مانند شهرهای سقز و سردشت به پای شعبه های اخذ رأی جهت رأی دادن به نامزدی خاص از جمله بدیهی ترین تخلفات صورت گرفته توسط عده ای از کاندیداها (بویژه افراد راه یافته به شورای شهر ) می باشد. علاوه بر این عملکرد ضعیف هیأتهای اجرایی و نظارت شهرستان در جریات انتخابات بر شدت نابسامانی ها و تخلفات افزوده و لذا اعتراض گسترده کاندیداها و نارضایتی وسیع مردم را نسبت به وضعیت بوجود آمده به دنبال داشته سوالات و شبهات زیادی را در نزد افکار عمومی جامعه ایجاد نمود.
در این میان اعتراف صریح یکی از بالاترین مقامات دولتی در سطح شهر بانه مبنی بر وقوع تخلفات در جریان انتخابات شورای شهر بانه در حضور جمع زیادی از کاندیداهای معترض و از همه جالبتر تلقی ایشان از تخلفات صورت گرفته توسط کاندیداها بعنوان شگرد انتخاباتی مایه تعجب و شگفتی بوده بر دامنه بحران افزوده و این سوالات را در اذهان بوجود می آورد که آیا در جامعه ای که در آن بعضی از مسئولین و دست اندرکاران به جای حل مسئله و مدیریت آن به سادگی ازکنار آن گذشته و سعی در سرپوش گذاشتن و گذر از بحران را دارند میزان اعتماد مردم به نظام حاکم در چه سطحی خواهد بود و آیا چنین کشوری توانایی مقابله ،کنترل و هدایت بحرانهای حادتری را خواهد داشت؟
در هر حال انتخابات با شور و حال بیشتری نسبت به گذشته برگزار و عده ای هم به حق و یا به ناحق بعنوان نماینده مردم به شورای شهر بانه که در سالهای اخیر به رزمگاه و محل زد و خورد بین وفاداران به حقوق شهروندی(!) مبدل گشته است راه یافتند.اگرچه اعضای شورای جدید عمدتاً افرادی مثبت و خوشنامی می باشند ولی بکارگیری ترفندهای ناشایست توسط برخی از آنان جهت راهیابی به شورای شهر و عدم استقلال تعدادی از این افراد و از همه مهمتر عدم آشنایی با قوانین،وظایف و اختیارات شوراها و شیوه مدیریت شهری همچون بانه که دارای موقعیت خاصی از جنبه های استراتژیکی(مرزی بودن) ، اجتماعی و فرهنگی،تجاری و توریستی در سطح منطقه می باشد تردیدها و نگرانی هایی را در میان مردم نسبت به چشم انداز آتی شهر بوجود آورده است.
اگر چه ترکیب فعلی شورای شهر بانه ممکن است مورد خوشایند عده ای از ساکنان شهر نباشد اما مصلحت عمومی ایجاب می کند که واقعیت را قبول کرده و در این مورد نیز مانند سایر رویدادهایی که در کشورمان غیر قابل پیش بینی نیستند قاعده تجاهل را بکار برده و با دیدی مصلحتی (و البته اصولی)به مسئله نگریسته و سعی در هدایت و مدیریت آن بکنیم. لذا تنها رویکرد برونرفت از بحران بوجود آمده مدیریت صحیح مسئله از راه مشارکت همگان بویژه متخصصین و آگاهان به امور شهری در جریان تصمیم گیریها می باشد.بنابراین تقویت کمیسیونهای تخصصی شورای شهر، تشکیل شوراهای فرعی محلات، ایجاد هیأتهای مشاوره با مشارکت مراکز تحقیقاتی، دانشگاهی ، معتمدین ،آگاهان محلی وانجمنهای غیر دولتی ،نظر سنجی ها،برگزاری همایشها و جلسات پرسش و پاسخ با حضور طبقات مختلف جامعه و اطلاع رسانی به موقع و شفاف سازی دقیق امور و...از مهمترین راهکارهای جلب مشارکت شهروندان در اداره امور شهر و در نتیجه بهینه سازی تصمیم گیریها و پیشبرد برنامه ها بشمار می روندکه بایستی اعضای شورای شهر آنرا مد نظر قرار داده به فعلیت درآورند.
در توسعه فيزيكي شهرها عوامل طبيعي و انساني (مصنوعي) در نحوه شكل گيري و روند توسعه آتي شهر مؤثر مي باشند.بطور كلي عوامل موثر در توسعه كالبدي و فيزيكي شهر بانه(موانع توسعه) را مي توان چنين شرح نمود:
الف- عوامل طبيعي
يكي از عوامل طبيعي مؤثر در توسعه شهر بانه ،وجود ارتفاعات و پستي و بلنديهاي شهر مي باشد. شهر بانه بر روي دره اي واقع شده است كه ارتفاعات گوناگوني آنرا احاطه كرده اند(شمالا"به ارتفاعات دوزين،جنوبا"به ارتفاعات آربابا،شرقا"به ارتفاعات بابوس و غربا"به ارتفاعات پست سليمان بيگ).اگر چه اين ارتفاعات به عنوان موانع توسعه فيزيكي شهر محسوب مي شوند اما شكل گيري محلات و مناطق مسكوني مختلف بر روي شيب هاي تند دامنه هاي اين ارتفاعات نشان از عدم كنترل ساخت و سازهاي غير قانوني و توسعه غير اصولي و نامناسب شهر دارد.
شكل گيري و توسعه محلات حمزه آباد و صالح آباد در قسمتهاي شمالي شهر دو نمونه از توسعه نامناسب محلات شهر بر روي تپه ها و دامنه هاي شيب دار ارتفاعات ميباشد.همچنين در اراضي توسعه يافته جنوبي شهر(دامنه هاي ارتفاعات آربابا) توسعه فيزيكي شهر به طرف زمينهاي بالا دست صورت پذيرفته است. وجود زمينهاي كشاورزي و اراضي مرتفع در شرق شهر به عنوان مانعي جهت توسعه شهر امكان رشد كالبدي شهر را در اين قسمت نيز با محدوديت روبرو ساخته است.ارتفاعات پست سليمان بيگ نيز تا حدودي بر محدوديت توسعه شهر افزوده است.
يكي ديگر از عوامل طبيعي اثر گذار در توسعه بانه ،رودخانه بانه چاي است كه از شمال شرقي شهر به جنوب غربي شهر با عرض سي متر از شهر عبور كرده آنرا به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم نموده و پس از طي مسافتي وارد خاك عراق مي گردد.اين رودخانه به دليل گسيختگي كه در بافت مركزي شهر ايجاد نموده است همواره به عنوان عاملي در محدوديت توسعه شهر عمل نموده است.اين امر به علت بالا بودن هزينه احداث پل هاي متعدد جهت تسهيل در ارتباط بين دو طرف رودخانه و يكپارچگي بافت شهر به عنوان مانعي در توسعه فيزيكي شهر به شمار ميرود.
عامل ديگري كه مي توان از آن بعنوان مانع طبيعي در توسعه شهر بانه نام برد عامل اقليم مي باشد. همانطوركه قبلا"نيز اشاره شد شهر بانه از نظر اقليم داراي زمستانهاي بسيار سرد و تابستانهاي معتدل مي باشد.قسمت اعظم نزولات جوي در زمستان به صورت برف مي باشد كه باعث بروز يخ زدگي و لغزندگي سطح معابر و گذرگاههاي شهر و در نهايت محدوديت توسعه، خاصه در قسمتهايي از شهر كه داراي شيب هاي تند مي باشد گرديده است.
اراضي مرغوب كشاورزي ،مخصوصا"اراضي قسمتهاي شرقي شهربانه را نيز مي توان به عنوان عامل طبيعي ديگري كه سبب عدم توسعه كالبدي سكونتگاههاي شهر در اين اراضي گرديده است ،مطرح نمود.
ب- عوامل مصنوعي
بر پايه مشاهدات صورت گرفته ،اراضي وسيعي از نواحي جنوب غربي و شمال غربي شهر بانه به كاربري هاي نظامي (پادگانها و مراكز نظامي و انتظامي) اختصاص يافته است كه توسعه شهر را در قسمتهاي مذكور با محدوديت مواجه ساخته است .
علاوه بر اين زمينهاي متعلق به صدا و سيما در جنوب غربي شهر نبز مانعي جهت توسعه شهر در جبهه فوق الذكر بشمار مي روند.همچنين اراضي متعلق به سازمان اوقاف ،براي مثال اراضي گلستان گورستان شهدا در شمال جاده سليمان بيگ موانع مصنوعي و انسان ساخت در مقابل توسعه شهر هستند.
جهت توسعه بهينه شهر
با افزايش جمعيت شهر بانه در اثر مهاجرتهاي وسيع روستائيان به شهر كه بعد از خاتمه جنگ و شروع بازسازيهاي شهر با شدت بيشتري انجام پذيرفت و همچنين با گسترش بخش خدمات خاصه خدمات بازرگاني و خريد و فروش كالاهاي قاچاق و مبادلات مرزي در شهر كه از دهه هفتاد آغاز شده بود مجموعا" منجر به توسعه افقي شهر و تغيير قانوني يا غير قانوني كاربريهاي شهري مصوب طرحهاي جامع و تفصيلي به كاربريهاي مسكوني گرديد.
عدم صرفه جويي در استفاده از زمينهاي مسكوني و بهره گيري از يك طبقه از اراضي واگذاري توسط دولت در طرحهاي آماده سازي زمين خود زمينه توسعه افقي شهر را بيش از پيش فراهم نمود بطوريكه در مدت كوتاهي اراضي وسيعي از قسمتهاي غربي و شمال غربي شهر به زير ساخت و سازهاي مسكوني رفته ،توسعه شهر را در اين جبهه نيز مانند ساير نقاط شهر (شمال،جنوب و تا حدودي شرق) به حد اشباع رسانيده و توسعه سالهاي آتي شهر را با محدوديت هاي زمين و جهات مناسب روبرو ساخته است.
هر چند درسالهاي اخير افزايش تراكم ساختماني و اتخاذ سياست كوچك سازي خصوصا" در ساختمانهاي مسكوني جديد الاحداث گامهايي مثبت در جهت توسعه بهينه شهر بشمار مي روند اما تدوام رشد جمعيت شهر و محدوديت زمين همچنان گوياي وضعيت بحراني شهر از نظر توسعه كالبدي و فضايي خصوصا"در سالهاي آينده خواهد بود.در اين ميان ساخت و سازهاي غير مجاز و بورس بازي زمين توسط دلالان و سوداگران زمين بر معضل زمين و مسكن بيش از پيش افزوده است.
به طور كلي ميتوان گفت كه توسعه ادواري شهر بانه كه در گذشته در حد فاصل ارتفاعات جنوبي شهر (آربابا)و رودخانه بانه چاي صورت پذيرفته بود در سالهاي گذشته متوجه اراضي شمالي شمال غربي و غرب شهر گرديد.اما رشد بي رويه ساخت و سازهاي شهري در دامنه ارتفاعات شمالي نيز منجر به اشباع اراضي قابل توسعه در منطقه فوق الذكر گرديد.اراضي جنوب شرقي شهر (در امتدادجاده بوئين) نيز در سالهاي اخير با احداث شهركهاي نور و جهاد در حال اشباع شدن مي باشند. همچنين اراضي باقيمانده در جبهه شرقي نيز به علت اينكه اكثرا"بصورت زمينهاي كشاورزي و باغات بوده، داراي شيبهاي تندي هم مي باشند براي توسعه واحدهاي مسكوني مناسب نمي باشند.
قسمتهاي جنوب غربي شهر به دليل وجود آرامگاه سليمان بيگ و اراضي صدا و سيما و اراضي واقع در شمال غربي شهر نيز به علت اينكه به كاربري نظامي اختصاص يافته اند ،جهات مناسبي جهت توسعه فيزيكي شهر به حساب نمي آيند.
بنابراين جهت انتخاب توسعه بهينه شهر بانه مي توان راهكارهاي زير را مطرح نمود:
1- انتقال دادن مراكز نظامي و تأسيسات غير ضروري داخل بافت شهر مانن ميادين تره بار ، كشتارگاهها و... به مكانهايي مناسب خارج از محدوده شهر؛
2- تدوين ظوابط و مقرراتي مناسب جهت جلوگيري از هدر رفتن زمينهاي شهري اختصاص يافته به كاربريهاي مختلف؛
3- افزايش تراكم ساختماني و حمايت از سياست هاي كوچك سازي و بلند مرتبه سازي در ساخت و سازهاي آتي در مناطق مختلف شهر؛
4- كنترل بيشتر دولت بر نحوه توسعه فيزيكي شهر با اعمال سياستهايي همچون حمايت از انبوه سازان و اجراي طرح هاي آماده سازي زمين؛
5- در پايان استفاده از زمينهاي باقيمانده قسمتهاي غربي و شمال شرقي شهر جهت توسعه آتي شهر قابل توصيه مي باشند.
مقدمه
زلزله را مي توان به عنوان تكانهاي ناشي از عوامل طبيعي كه از يك يا چند نقطه بر پوسته زمين وارد مي آيند تعريف كرد .اين تكانها در اثر عوامل مختلف دروني پوسته زمين مانند آزاد شدن انرژي ويا انباشته شدن آن در اعماق زمين و عوامل بيروني همچون عبور يك كاميون ، فرو ريختن غارهاي زير زميني ، انفجارهاي اتمي ، سقوط سنگهاي آسماني و غيره بوجود مي آيند .
در اين ميان عوامل بيروني كه موجب تكانها وارتعاشات پوسته زمين مي شوند به علت اينكه از نيروي كمي بر خوردارند اهميت چنداني در وقوع زلزله ندارند ولي فعاليتهاي تكتونيكي ونيروهاي دروني زمين بنا به بزرگي وشدتي كه دارند ، عمده ترين منشأ وقوع زلزله به شمار مي روند.
بر اساس بررسي هاي انجام شده ، ماهانه بطور متوسط يك زلزله نسبتا" شديد در مناطق مختلف كره زمين اتفاق مي افتد .ايران از جمله كشورهاي هايي است كه به علت واقع شدن بر كمربند زلزله آلپ- هيماليا همواره در معرض وقوع زلزله هاي مخرب و ويرانگري بوده است . بطوريكه درصد سال گذشته ايران يكي از شش كشور با تلفات بالاي ناشي از زلزله بوده است.
بانه از جمله شهرهايي است كه به علت قرار گيري در مجاورت زون زا گرس و وجود گسلهاي معروف پيرانشهر و كاشانه در پهنه با خطر نسبي نسبتا" بالايي واقع شده است كه مي تواند در صورت وقو ع زلزله خسارات زيادي به بارآورد.علاوه بر این عدم رعایت اصول و ضوابط شهرسازی و از همه مهمتر درصد بالای ساختمانهای با مصالح کم دوام و نیمه با دوام در سطح شهر (بویژه محلات حاشیه ای و دامنه ارتفاعات شهر) آسیب پذیری شهر را در مقابل زلزله دو چندان نموده است.
وقوع زلزله هاي پياپي در طي سالهاي گذشته كه با حجم گسترده اي از خسارات مالي وجاني همراه بوده اند بيانگر اين مطلب است كه هنوز در كشور ما به دليل عدم توجه به ساخت وسازهاي مقاوم در برابر زلزله اين معضل همچنان تمام نقاط ايران را با توجه به قرار گيري بر روي كمربند زلزله تهديد مي كند . تصويب آيين نامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله در سال 1378 ، هر چند گامي مهم در جهت بهبود وضعيت ساختمان سازي در كشور بود اما رعايت نكردن مفاد آن در عمل موجب گستردگي حجم خرابيها شده است كه نمونه آن زلزله بم در سال 1382 مي باشد. . لذا جهت مقابله با اين معضل ، تدوين يك برنامه منسجم و درازمدت در سطح كشور كه منجر به كاهش آسيب پذيري از طريق مقاوم سازي و ايمن سازي ساختمانها، مديريت قوي و علمي امري ضروري مي باشد.
هدف برنامه ريز شهري از بررسيهاي لرزه خيزي ، شناخت شرايط ژئوتكنيكي و ميزان خطر زمين لرزه محل مورد مطالعه در آينده مي باشد تا براساس آن ضمن تدوين قواعد و پارامترهاي مناسب در جهت مقاوم سازي سازه ها در محل به تعيين جهت توسعه شهر ونوع كاربريها ومكانيابي آنها بپردازد.
شاخص های کیفی مسکن در بانه
1- .ميانگين عمر موجودي واحدهاي مسكوني
يكي از شاخصهايي كه در بررسي و ارزيابي كيفي بنا اهميت دارد ،عمر ساخمان وسال اتمام بناي آن مي باشد و در مجموع نشان مي دهد كه چند درصد از بناهاي موجود قابليت سكونت داشته و چه درصدي به دليل اتمام عمر مفيد بنا از رده سرمايه هاي موجود خارج مي گردد.(فرهنگي منش ، 1374 ،ص 482 )
مطابق جدول شماره(1) درصد واحدهاي مسكوني كه قبل از سال 1355 بناي آنها به اتمام رسيده است برابر با 5/16 درصد(1431 واحد) بوده است كه در فاصله سالهاي 65- 1355 به 6/29 درصد(2576واحد) افزايش يافت. همچنين درصد واحدهاي مسكوني كه در طي سالهاي 65 الي 75 بناي آنها به اتمام رسيده است معادل 9/53(4686واحد) درصد بوده است .
جدول شماره(1): واحدهاي مسكوني شهر بانه بر حسب سال اتمام بنا
|
سال اتمام بنا |
تعداد |
درصد |
|
قبل از 1355 |
1431 |
5/16 |
|
1365- 1355 |
2576 |
6/29 |
|
1375- 1365 |
4686 |
9/53 |
مأخذ: برگرفته از نتايج سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن
2- ساختمايه و مصالح بكار رفته در واحد هاي مسكوني
بر اساس گزارش شروح فعاليتهاي ساختماني بخش خصوصي در مناطق شهري طبقه بندي واحدهاي مسكوني بر حسب دوام مصالح به شرح زير تعريف شده است:
الف- واحد هاي مسكوني بادوام : شامل ساختمانهاي اسكلت فلزي و بتن آرمه وساختمانهاي آجري يا تير آهن مي گردد.
ب- واحدهاي مسكوني نيمه بادوام:شامل ساختمانهاي بلوك سيماني ، آجري با تير چوبي وساختمانهاي تمام آجري مي گردد.
ج- واحدهاي مسكوني كم دوام: شامل ساختمانهاي خشتي و گلي مي گردد.(زنجاني، 1374 ،ص 345)
طي سالهاي 55- 1375 در شهر بانه روند تحول مسكن از لحاظ كيفيت مصالح ساختماني درجهت افزايش ساختمانهاي مسكوني با مصالح بادوام بوده است. افزايش درصد واحدهاي مسكوني بادوام از 6/6 درصد درسال 55 به افزايش 56/29 درصددر سال 75 مؤيد اين مطلب است. برعكس درصد واحد هاي مسكوني كم دوام در طي سالهاي 75 - 1355 سير نزول داشته واز 1/19 درصد در سال 55 به 96% درصد در سال 75 كاهش يافته است .نسبت واحدهاي مسكوني نيمه باوام نيز كاهش يافته از3/74 درصد درسال55 به 40/68درصد درسال75 رسيده است. جدول شماره (2)
جدول شماره (2):توزيع درصد واحدهاي مسكوني شهر بانه بر حسب دوام طي سالهاي55-75
|
دوام مصالح |
1355 |
1365 |
1375 |
|
بادوام |
6/6 |
4/21 |
56/29 |
|
نيمه بادوام |
3/74 |
7/72 |
40/68 |
|
كم دوام |
1/19 |
1/4 |
96/0 |
|
ساير |
- |
8/1 |
08/1 |
|
جمع |
100 |
100 |
100 |
مأخذ: برگرفته از نتايج سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن
برطبق آمار سرشماري سال 75 از تعداد 8693 واحد مسكوني موجود در شهر بانه ، واحدهاي ساخته شده با مصالح ساختماني آجر و چوب يا سنگ و چوب با 5538 واحد، بالاترين رقم را تشكيل مي دهند. در رده بعدي واحدهاي ساخته شده از آجر و آهن يا سنگ و آهن با 1796 واحد قرار دارد.واحدهاي مسكوني ساخته شده از خشت و چوب با 24 واحد كمترين رقم را به خود اختصاص داده اند. همچنين طبق اين آمار واحدهاي مسكوني كه با مصالح تمام چوب ساخته شده باشند گزارش نشده است .
مشخصات زمين شناسي و ژئو مرفولوژي شهربانه
يكي از اهداف اساسي مطالعات زمين شناسي وژئومرفولوژي اينست كه برنامه ريز بتواند براساس نتايج اين مطالعات مكانهاي مناسب براي ساختمانها را شناسايي كند.
نواحي مختلف ايران به لحاظ عدم همگوني و يكنواختي در تشكيلات زمين شناسي و تكنونيكي به مناطق يا زون هائي با مشخصات و اشكال خاصي تقسيم گشته اند كه از آن جمله مي توان مناطق البرز، زاگرس ، ايران مركزي و...را نام برد.
از نظر زمين شناسي و چينه شناسي محدوده مورد مطالعه در زون اروميه ، سيرجان واقع شده است كه گاهي به آن عناوين زون سنندج- سيرجان- زاگرس داخلي نيز گفته مي شود. اين زون كه در اصل جزئي از ايران مركزي است به صورت نوار دگرگون شده اي در امتداد و به موازات رواندگي زاگرس قرار داردو قديمي ترين سازند منطقه را دولوميت سلطانيه تشكيل مي دهد.(مهندسين پژوهش و عمران ، 1364، ص 65) نجفي در كتاب جغرافياي عمومي كردستان استان كردستان را از لحاظ زمين شناسي وعوامل زمين ساختي به سه ناحيه كاملا" مشخص تقسيم نموده است :
الف) ناحيه شرقي وجنوب شرقي
ب ) ناحيه مركزي و شمالي
ج ) ناحيه جنوبي و جنوب غربي
باتوجه به موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه در استان ، بايستي قسمت هايي از ناحيه مركزي وشمالي را كه در زون بانه ، مريوان قرار دارند ، مجزا كرد. سري پرمين ، در اين زون كه در مجاورت خط «شلير» قرار دارد ،كاملا" با رسوبات پرمين در ديگر نواحي استان متفاوت است .در اين زون در قاعده سري پرمين و ولكانيكهاي بازيك با ضخامت 40 متر تشكيل شده اند كه حالتي كاملا" دانه ريز و بصورت متفاوت با مواد آذر آواري اسيدي قرار گرفته اند كه آنها نيز حالت بافت ساختي در آنها مشهور است وكاملا" حالت « متاولكانيك » دارند.همچنين در روي اين بخش كوارتزيتها و مواد آذرآواري اسيدي قرار گرفته اند كه آنها نيز حالت دگرگوني را نشان مي دهند .اين ولكانيكها تنها آثار مشهور از فعاليتهاي مكانيكي پالئوزوئيك هستند ودر سريهاي رسوبي پالئوزوئيك در ديگر نواحي استان ، چنين رخساره ايي مشاهده نمي شود .(نجفي ،1369)
به طور كلي مي توان گفت كه « تشكيلات زمين ساختي بانه كه در دوران كرتاسه ، پالئوسين و ائوسن شكل پذيرفته متشكل از خاكهاي عميق با بافت نسبتا" سنگين تا سنگين با مقاومت نسبتا"كم ، از جنس ماسه سنگ ، كنگلومرا، سنگ آهك وسنگهاي دگرگوني در نواحي شمال توأم با مجتمع مواد آهكي و ساير املاح در لايه هاي زيرين( شامل يك الي دو درصد كربن وميزان فسفر بالا ) با شيب هاي متوسط 4الي 8 درصد وشيب هاي جانبي 5 الي 10 درصد توأم با سنگريزه مي باشد .باستثناي اراضي واقع در نوار مجاور رودخانه در مناطق شرقي و شمال شرقي شهر كه داراي زراعت آبي و مختصر درختكاري مي باشد باقيمانده اراضي عموما"داراي زراعت ديم مي باشد. قسمتهاي سطحي دشت از رسوبات تخريبي حاصل از شستشوي ارتفاعات اطراف بوجود آمده كه با دانه بندي درشت در دامنه ارتفاعات آغاز و به دانه بندي ريزتر تبديل مي گردد ( در اين مورد جنگلهاي ديم در تثبيت خاك دردامنه ها مؤثر ميباشد) .( مهندسين مشاور پژوهش وعمران ،4 136)
وضعيت شهر بانه از لحاظ زلزله
شهر با نه از لحاظ لرزه زمين ساخت در مجاورت زون زا گرس قرار گرفته كه به علت و جود گسلهاي فراواني كه در اين منطقه و جود دارد در پهنه با خطر نسبي نسبتا" بالايي واقع شده است كه شدت پهنه آن طبق نقشه زون هاي همه شدت ايران IV لحاظ شده است كه مي تواند در صورت وقو ع زلزله خسارات زيادي به بارآورد.
بر پایه مطالعات صورت گرفته توسط خضری(1379) نشان مي دهند كه در سال 1593 ميلادي زمين لرزه اي به بزرگي 1/6 درجه در مقياس ريشتر در دو روستاي اطراف شهر بانه (در 8/37 درجه عرض شمالي و 5/47 درجه طول شرقي) به وقوع پيوسته است . در مورد لرزشي كه در پيرامون روستاي آلوت رخ داده است در كتاب «جغرافياي طبيعي كردستان موكريان »چنين آمده است:در حوالي كوههاي آلوت ،روبروي روستاي گلسپي در آلان (جنوب حوضه زاب) لغزش رخ داده و باعث جابجايي چند صد متري پوشش دامنه شده است كه گسل پانامين آن در نزديكي رودخانه قرار دارد .اين لغزش باعث شده كه درختان روي دامنه نيز جابجا شده و تغيير مكان دهند .
مهمترين گسلهاي موجود در شهر بانه و مناطق پيرامون عبارتند از :
1- گسل پيرانشهر
اين گسل در ادامه روند گسل جوان زاگرس و نز ديكترين گسل به شهر بانه مي باشد كه روند آن شمال غربي - جنوب شرقي بوده و با طول 10-90 كيلومتر وبزرگي 9/6 درجه ريشتر و فاصله 16 كيلومتري ميباشد. اين گسل از فاصله حدود 10 كيلومتري غرب بانه مي گذرد و تا جنوب شهرستان پيرانشهر ( واقع در آذربايجان غربي) گسترده شده است. طبق محاسبات در صورت وقوع زمين لرزه با توجه به درازي اين گسل ، زمين لرزه اي به بزرگي 1/7 درجه در مقياس ريشتر در منطقه مورد انتظار خواهد بود كه در هرجهش مي تواند تا 4 متر جابجا شوند.
2- گسل تراستي كاشانه
اين گسل به طول بخش مستقيم آن در حدود 80 كيلومتر است داراي راستاي شمال غربي - جنوب شرقي بوده كه از فاصله 10 كيلومتري شهر بانه عبور مي كند .اين گسل نيز در صورت تجديد فعاليت در منطقه با توجه به درازي آن كه حدود 80 كيلومتر مي باشد منجر به وقوع زمين لرزه اي با بزرگي 7 درجه ريشتر خواهد بود.
برپايه نقشه زمين شناسي با مقياس 1000000/1 ( شيت شمال غربي ايران) كه توسط شركت ملي نفت تهيه گرديده است بيشتر وسعت شهرستان بانه ( حدود 80 درصد) در پهناي به عرض 10 كيلومتر و در درازاي به طول 30 كيلومتر در ميانه اين دو گسل واقع شده است.
3- راندگي شمال بانه
راندگي شمال بانه زون گسلي نامنظم و وسيعي است كه موجب راندگي مجموعه دگرگوني مهاباد به سمت جنوب باختري شده است. كانون زلزله قابل استناد و با اهميتي در امتداد اين گسستگي ديده نمي شود وادامه آن وارد استان آذربايجان غربي مي شود. ( سازمان برنامه وبودجه ،1375 )
4- پهنه گسلي شرق بانه
گسلهايي با روند SW- NE در خاور بانه با جابه جاي چپگرد ديده مي شود . اين مجموعه گسلها متعدد و گاهي به شكل نردباني گسترش دارد و به نظر مي رسد بر پهنه شكستگي مهمي در پي سنگ منطبق باشد كه ادامه آن در خمس ساختماني ارتفاعات طالش نيز نقش دارد . تاريخچه تكو ين اين گسل طولاني است و به نظر مي رسد در توزيع رخسارهاي ناحيه در زمانهاي بعد از مزوزو ئيك و حتي طي آن نقش اساسي داشته است و ساختار عمومي ناحيه را كنترل مي كند .به گونه اي كه روند چين ها نيز موازي آن تغيير كرده و روندهاي عمود بر روند داخلي زاگرس به وجود آورده اند . فعاليت اين سيستم شكستگي ها موجب خمش عمومي در ساختار ناحيه شده است .اين زون گسلي فعال تلقي مي شود اگرچه توزيع كانون هاي زلزله در بخش كردستان كم است ولي كانون هاي متعددي منطبق بر روند آن در نواحي شماليتر استان ديده مي شود. اين سيستم در شكل گيري دره شلير نقش دارد .(همان منبع)
نتيجه گيري و پيشنهادات
زلزله پديده اي هولناك است كه نه تنها نمي توان از وقوع آن ممانعت بعمل آورد بلكه، پيش بيني دقيق زمان وقوع آن نيز امكانپذير نيست. بنابراين جهت كاهش ميزان خسارات مالي و تلفات انساني آن بايستي اقداماتي توسط برنامه ريزان منطقه اي و مسئولين مربوطه در نقاط مسكوني،فعاليتي و ارتباطي مانند شهر، روستاها و راهها اولويت بندي و اجرا شوند.
در رابطه با شهر بانه، پس از شناسايي ويژگيهاي جغرافيايي و طبيعي شهر از جنبه هاي ،ژئومرفولوژي و کیفیت مصالح ساختمانی به تدوين راهكارهاي مناسب جهت توسعه بهينه فضاهاي مسكوني شهر و کاهش آسیب پذیری در مقابل زلزله به شرح ذيل مي پردازيم:
همانگونه كه قبلا"ذكر شد شهر بانه از نظر احتمال وقوع زلزله در منطقه با خطر نسبتا" بالا پهنه بندي شده است.كه در صورت وقوع زمين لرزه ،با توجه به درازاي گسل هاي موجود در منطقه (گسل هاي پيرانشهر و كاشانه ) زمين لرزه هايي با بزرگي 1/7 و 7 درجه ريشتر مورد انتظار خواهد بود.لذا جهت مقابله با اين بلاي طبيعي و كاهش صدمات و خسارات ناشي از آن بايد آئين نامه طراحي ساختمان در برابر زلزله رعايت شده و جهت مقاوم سازي ساختمانهادر انتخاب و محاسبه سازه ساختمانهاي شهر نكات زير بايستي مورد توجه واقع شوند:
1- كليه عناصر باربر ساختمان بايد به نحويي به هم پيوسته باشند كه در هنگام وقوع زلزله ،ارتعاشات ناشي از آن سبب تغيير جهت و از هم گسيختگي عناصر مختلف نشده يكپارچگي ساختمان حفظ شود.
2- شرايط زمين و ميزان مقاومت خاك در برابر وزن ساختمان وبارهاي وارده ( زنده و مرده) وساير نيروها بايستي محاسبه و اصول فني ومهندسي در پي سازي وچگونگي اتصال پي ها ، ستونها وتيرها خصوصا" در ساختمانهاي عمومي وبلند رعايت گردد .
3- مقاوم سازي ساختمانها در هر دو امتداد عمود بر هم در مقابل نيروهاي افقي ناشي از زلزله وانتقال نيروهاي افقي به شالوده نيز در هر يك از امتدادها به طور مناسب انجام گيرد.
معمولا" در طراحي ساختمانها براي تأمين انتقال بارها از نقطه اثرشان برساختمانها تا زمين چندين نوع سيستم باربر وجود دارد كه در شهر بانه استفاده از سيستم اسكلت بتني مسلح در جا به دلايلي از قبيل مقاومت آن در برابر رطوبت ، ايمني بالاي آن در مقابل نيروهاي جانبي ، مقاومت زياد آنها در برابر آتش سوزي ونيروهاي ديناميكي ، عمر مفيد ، سهولت در نگهداري ، همبستگي ساختمانها در مقابل نيروهاي زلزله و...توصيه مي شود.
در طرح جامع بانه ، ضوابط عمومي جهت جلوگيري از ضايعات زلزله را در قالب تبصره هايي به شرح زير ارائه شده است :
تبصره 1- ساختمانهاي آجري نبايد بيش از سه طبقه باضافه يك زير زمين باشند وارتفاع آن از سطح طبيعي زمين از 11 متر نبايد تجاوز نمايد.
تبصره 2- ساختمانهاي با بلوك سيماني كه در آنها تمام يا قسمتي از بارهاي عمودي به ديوارهائي كه با بلوك سيماني ساخته شده وارد ميايد اين ساختمانها بايدحداكثر دو طبقه باضافه يك طبقه زير زمين بوده وارتفاع آن از سطح طبيعي زمين نبايد از هشت متر تجاوز نمايد.
تبصره 3- ساختمانهاي سنگي ، ساختمانهائي هستند كه تمام يا قسمتي از بارهاي عمودي را به ديوارهائي كه با سنگ لاشه ساخته شده وارد مي گردد. اين ساختمانها فقط براي يك طبقه باضافه زيرزمين است وارتفاع ساختمان از سطح طبيعي زمين نبايد از 5 متر بيشتر باشد.
تبصره 4- با ستثناء ساختمانهاي تجاري در طبقه همكف ، حداكثر ارتفاع هر يك از طبقات ساختمانها محدود به 5/3 متر وهر گاه ارتفاع از اين حد بيشتر شود بايد در كليه ديوارها در هر سه متر ارتفاع يك كلاف بتن آرمه بارتفاع حداقل 20 سانتيمتر و به عرض برابر عرض ديوار قرار داد.(مهندسين مشاور پژوهش و عمران ، 1368)
علاوه بر موارد فوق در جهت كاهش ميزان خسارات احتمالي ناشي از وقوع زلزله در شهر بانه از ساخت و ساز واحدهاي مسكوني و مراكز عمومي در نزديكي گسلها
ديوارهاي حائل غير مقاوم
ساختمانهاي تخريبي
ساختمانهاي بلند
بر روي زمينهاي شيبدار
اراضي سست و ناپايدار ورسوبات نرم و مرطوب جلوگيري گرديده و نقاط ساخته شده كه داراي شرايط فوق مي باشند را شناسايي نموده و در اسرع وقت نسبت به تغيير مكان آنها اقدام شود.
همچنين مي توان زمينهاي شهر را بر حسب درجه حساسيت در برابر امواج مميزي نموده و نقاط ناپايدار و خطرناك و نقاطي كه براي ايجاد و توسعه مراكز مسكوني و ساختن ساختمانهاي عظيم شرايط مطمئنتري دارند را تعيين كرده و نتايج اطلاعات را بر روي نقشه هايي كه بتوان از آنها بعنوان مبنا استفاده كرد منعكس نموده و بر همين اساس به برنامه ريزي و تعيين كاربري اراضي اقدام نمود.
گسترش برنامه هاي آموزش همگاني مردم در خصوص خطرزلزله و جلب مشاركت شهروندان در جهت رعايت قوانين و اصول شهرسازي و مقاوم سازي ساختمانها در مقابل زلزله از ديگر راهكارهاي قابل مطرح مي باشد كه عمدتا" مراكز دانشگاهي، تحقيقاتي ،شهرداري و بويژه انجوها (سازمانهاي محلي) مي توانند عهده دار اين امر مقدس باشند.
اصولا" شهرداريها به لحاظ داشتن نقش عمده اي كه در توسعه فيزيكي و كالبدي شهرها برعهده دارند مي توانند با استفاده از اهرمهايي كه در دست دارند بالاترين سهم را در جهت كنترل ساخت و سازها و ايمن سازي ساختمانها و تاسيسات داشته باشند. لذا توصيه هاي زير در جهت بالا بردن كيفيت و چگونگي عملكرد شهرداري در رابطه با موضوع زلزله قابل ارائه مي باشد كه عبارتند:
- شهردار بايستي در مديريت خود آينده نگر و باثبات بوده و از خيال اينكه در موقع وقوع بحران مي تواند با اقدامات فوري و سطحي از ميزان خسارات و تلفات كاسته و شهر را مديريت كند بيرون آيد.
- شهردار بايستي نظارت و كنترل دقيقي بر اجراي ضوابط و مقررات مربوط به كيفيت ساخت و سازهاي شهر داشته و از زد و بند و رشوه خواري در نهاد تابعه خود در رابطه با مسئله فوق كه يك امر حياتي محسوب شده و با جان و مال شهروندان در ارتباط است پرهيز نمايد.
- براي آنكه شهردار به مردم شهر ثابت كند كه در مديريت خود بصورت جدي و منطقي عمل مي كند ،پروژه هاي خود (مانند آسفالت معابر،پل سازي،جدول كشي و...)را با بهترين كيفيت انجام دهد تا الگويي نيز براي مردم در راستاي مقاوم سازي خانه هايشان باشد.
- شهردار بايستي جهت تقويت بدنه مهندسي و كارشناسي شهرداري سعي كند كه از نيروهاي متخصص و شايسته استفاده كرده و براي آنها دوره هاي آموزشي مستمر بگذارد.
- شهردار به منظور برآورد ميزان خطر پذيري شهر در برابر زلزله و پهنه بندي خطرهاي ژئوتكنيكي بايستي نقاط مختلف شهر را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و بر اساس نتايج اين مطالعات برنامه توسعه شهر را تهيه نمايد.(با اندكي تغيير از غفوري آشتياني)
به طور كلي مي توان گفت كه با توجه به توان بالاي لرزه خيزي در بانه، لزوم توجه به مقاوم سازي ساختمانها (بخصوص ساختمانهي عمومي و حساس و مرتفع )و رعايت آيين نامه 2800 ايران در محاسبات سازه ها امري ضروري مي باشد .
منابع:
1- زنجاني حبيب ا...؛«برآورد نياز به مسكن در 2 سال اينده» مجموعه مقالات دومين سمينار سياستهاي توسعه مسكن در ايران ، وزارت مسكن و شهرسازي،1374
2 - غفوري آشتياني،محسن؛ ايمني شهرها در برابر زلزله، مجله شهرداريها،شماره52،شهريور 1382
3- فرهنگي منش،ساسان؛ « نگاهي به وضعيت مسكن در گيلان» مجموعه مقالات دومين سمينار سياستهاي توسعه مسكن در ايران ؛ وزارت مسكن و شهرسازي،1374
4- سازمان برنامه و بودجه استان كردستان؛مطالعات جامع توسعه اجتماعي - اقتصادي استان كردستان،بخش مسكن و ساختمان،گزارش نهايي، 1375
5- مهندسين مشاور پژوهش و عمران؛ « طرح توسعه و عمران (جامع) شهر بانه» 1368
6- نجفي ، يدالله؛« جغرافياي عمومي كردستان»انتشارات امير كبير، 1369
ادامه مطلب
مقدمه
شهر مرزي بانه از جمله شهرهايي مي باشد كه در دهه هاي اخير عمدتا" بر اثر تحولات سياسي و اقتصادي حادث در منطقه با دگرگوني هاي زيادي در زمينه هاي مختلف مواجه بوده است. افزايش سريع جمعيت و شهرنشيني و بدنبال آن بروز مشكلات متعددي همچون افزايش قيمت زمين و مسكن،توسعه بي رويه شهر، ساخت و سازهاي غير مجاز، ناتواني بعضي ادارات دولتي درخدمات رساني بهينه به شهروندان، مشكلات ترافيكي و تصادفات درون شهري و...از پيامدهاي منفي رشد سريع شهرنشيني در شهر بانه بشمار مي روند. در اين ميان مسئله تأمين مسكن (كه بعنوان يكي از اساسي ترين نيازهاي زيستي جهت حفظ و بقاي افراد جامعه بشمار مي رود و به لحاظ اهميت بعد از خوراك و پوشاك دررتبه سوم قرار دارد ) براي اقشار مختلف مردم خصوصا" خانوارهاي كم درآمد از اهميت قابل توجهي برخوردار است.
بطور كلي بررسي وضعيت مسكن در شهر بانه در دهه هاي اخير حاكي از آنست كه بعد از دوره ركود فعاليتهاي ساختماني در طي سالهاي جنگ تحميلي ، از سال 1368 به بعد بخش مسكن مجددا" رونق نموده است. اوج رونق بخش مسكن در شهر بانه از سال 1373 و خصوصا" با رونق يافتن فعاليتهاي بازرگاني و در نتيجه ساخت و سازهاي تجاري و مسكوني شروع شده و قيمت ها در اين بخش به شدت افزايش پيدا كرده است. روند رونق بخش مسكن و افزايش قيمتها در شهر بانه با تغييراتي در سالهاي بعد نيز ادامه يافته و در دهه 80 به بالاترين سطح (يعني درحدود سه برابر افزايش ) رسيد.اگرچه بخش مسكن در ماههاي اخير با ركود نسبي روبرو گرديده است اما افزايش سرسام آور قيمت زمين و مسكن در طي دهه گذشته نگارنده را وادار به جستجو به دنبال علل مؤثر در بالا رفتن قيمتها در بخش مسكن در شهر بانه نمود كه نتيجه اين پژوهش بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:
يكي از عوامل اصلي افزايش قيمت زمين و مسكن در شهر بانه نرخ رشد سريع جمعيت در شهر بخصوص در دهه هاي اخير مي باشدجمعيت شهر بانه در اولين سرشماري رسمي كشور در سال 1335 برابر با 4800 نفر بوده است كه اين رقم در سال 1345 كه مصادف با به رسميت شناخته شدن شهر بانه بعنوان مركز شهرستان و تأسيس شهرداري و ساير ادارات دولتي و در كل توسعه و عمران شهر بود به 8617 نفر (يعني دو برابر افزايش) رسيد. جمعيت شهر بانه در سال 1355 با نرخ رشدي معادل 08/6 درصد به 15552 نفر و در سرشماري سال 1365 با نرخ رشدي معادل 85/0 درصد به 16933 نفر رسيد كه علت عمده آن شرايط ناگوار ناشي از جنگ ايران و عراق و اغتشاشات مرزي و در نتيجه مهاجرت ساكنان شهر بانه به نقاط امنتر در روستاها و شهرهاي اطراف بوده است. با خاتمه جنگ و شروع بازسازيها ،جمعيت شهر بانه در سال 1370 به 40837 نفر رسيد كه نرخ رشدي معادل 25/19 درصد را نشان ميدهد كه در طي سالهاي گذشته بي سابقه بوده است. اگرچه رشد جمعيت در شهر بانه در سرشماري 1375 نسبت به سال 1370حالت متعادلتري به خود گرفت اما بر اثر رونق بخش بازرگاني ، سيل عظيم مهاجرت روستائيان به شهرهمچنان ادامه يافت و جمعيت شهر به 55433 نفر افزايش يافت كه نرخ رشدي برابر با 30/6 درصد را نشان مي دهد. بالاخره جمعيت شهر بانه در سال 1380 در حدود 65000 نفر بر آورد شده است كه نشان از متعادلتر شدن آهنگ رشد جمعيت و شهرنشيني در بانه دارد.
افزايش سريع جمعيت شهر بانه در دو دهه گذشته بر اثر مهاجرت روستائيان به شهر و رشد طبيعي جمعيت سبب بوجود آمدن تقاضاي بيش از حد در امر زمين ومسكن در برهه اي از زمان بوده وهمين امر سبب گرديده تا بورس بازان زمين فرصت را غنيمت شمرده ، قيمتها را دائما" افزايش دهند.رواج بورس بازي زمين در شهر بانه منجر به تجمع سرمايه ها در دست عده اندكي شده و اختلاف طبقاتي را در شهر تشديد نموده است. علاوه بر اين افزايش قيمت زمين در شهر بانه باعث گسترش بيكاري ، افزايش هزينه مسكن و به تبع آن كاهش دسترسي اقشار كم در آمد و متوسط جامعه شهري به زمين ومسكن شده است. علاوه بر اين با افزايش قيمت زمين ، دسترسي سازمانهاي خدماتي ودولتي كه وظيفه تأمين خدمات اجتماعي و زير بنايي مورد نياز جامعه را بر عهده دارند به بازار زمين كاهش و هزينه تأمين اين خدمات به شدت افزايش يافته در نهايت موجب نقصان در ارائه خدمات اجتماعي مورد نياز ساكنان شهر گرديده است.
علاوه بر عامل رشد جمعيت مهمترين عوامل مؤثر در افزايش قيمت زمين و مسكن در شهر بانه عبارتند از:
ادامه مطلب
در سالهای اخیر همواره در محافل علمی و سیاسی کشور موضوع "مشارکت"شهروندان در امور شهرها ،در صدر گفتارهای اجتماعی و سیاسی جامعه قرار داشته و همگان از آن به عنوان عنصری مهم در جهت رسیدن به دموکراسی و تحقق توسعه پایدار سخن رانده اند. اگر چه سابقه شکل گیری این مباحث به حوادث بعد از انقلاب مشروطیت و تصویب قوانین مهمی همچون قانون اساسی کشور،قانون بلدیه،قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی و قانون تشکیل ایالات و ولایات،انجمن شهر و ده و...(که اکثر اصول آنها در دوره پهلوی به فراموشی سپرده شدند.)برمی گردد، اما ظهور مفاهیم جدیدی از قبیل،جامعه مدنی،مقتدرسازی،شایسته سالاری،شهروندی و...همگی نشان از اهمیت روزافزون این مباحث در نزد افکار عمومی بویژه دست اندرکاران امور کشوری دارد.
در رابطه با تعریف مشارکت بحثهای فراوانی صورت گرفته است که یکی از مهمترین این تعاریف بدین صورت بیان شده است:
«مشارکت درگیری ذهنی وعاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدفهای گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند.»1محورهای اساسی مشارکت در تعریف فوق عبارتند از:درگیرشدن، فعالیت ویاری دادن ومسئولیت پذیری
مفهوم مشارکت ابتدا در قلمروهای مختلف اقتصادی و صنعتی جهت تشریک مردم در امور مالکیت مطرح شد اما به تدریج معنای مشارکت به تمامی ابعاد زندگی بشر کشیده شد. بطوریکه امروزه مشارکت بعنوان امری اساسی جهت دخالت آگاهانه و واقعی مردم در تعیین سرنوشت خویش در تمامی عرصه های زندگی وارد گشته است.
«تازه ترین زمینه های مشارکت ، مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهاست. این مشارکت یکی از الزامات زندگی شهری است و هنگامی تحقق می یابد که شهر نشینان از حالت فردی که صرفاً در مکانی به نام شهر زندگی می کنند درآیند وبه شهروند بدل شوند.»2
اصولا ًمشارکت واقعی مردم در اداره امور کشور باعث می شود که مردم و بویژه بسیاری از افراد شایسته و کاردان در صحنه کار و فعالیت در چارچوب های قانونی باقی مانده و در امور اجرایی کشور سهیم گردند. علاوه بر این درگیر کردن مردم با فعالیتهای مشارکتی سبب اطلاع آنان از جریان کارها و پیچیدگی امور وآشنایی با میزان و محدودیت منابع و توان و کارایی دولت و نهایتاً تعدیل انتظارات و توقعات مردم از دولت خواهد شد. شکل گیری اتحاد و وفاق ملی و انسجام اجتماعی در میان اقشار مختلف مردم از مزایای دیگر مشارکت در جامعه به شمار می روند.
هدف اصلی از تدوین این نوشتار بررسی تنگناها و موانع موجود بر سر راه فعالیتهای مشارکتی شهروندان در اداره امور شهرها و در نهایت ارائه راهبردهای ممکن جهت برطرف نمودن این موانع با هدف جلب مشارکت شهروندان می باشد.
ادامه مطلب
